بهتر . 8 مرداد هم برای ندا جمع می شویم و هم برای بقیه شهدا .
------------ --------- --------- --------- -------نمیدونم توطئه رژیم هست یا اشتباه سهوی، ولی در ایمیلی که چند دقیقه پیش ارسال کردم چهلم ندا را ۱ مرداد اعلام کرده اند حال آنکه محسن سازگرا امروز گفت ۸ مرداد...
------------ --------- --------- --------- -------
مراسم چهلم ندا آقا سلطان سمبل شهداي آزادي ايران زمان :5 شنبه 1 مرداد سال 1388
مكان : امام زاده صالح واقع در ميدان تجريش
توجه كنيد:
1. همراه خود قرآن داشته باشيد، چون در اسلام كشتن كسي كه قرآن در دست دارد حرام است.
2. فقط سكوت مي كنيم و براي عزيزانمان دعا خواهيم كرد.
|
انتشار نامه محرمانه ستاد موسوی به لاریجانی |
مراسم چهلم ندا آقا سلطان سمبل شهداي آزادي ايران
زمان :5 شنبه 1 مرداد سال 1388
مكان : امام زاده صالح واقع در ميدان تجريش
توجه كنيد:
1. همراه خود قرآن داشته باشيد، چون در اسلام كشتن كسي كه قرآن در دست دارد حرام است.
2. فقط سكوت مي كنيم و براي عزيزانمان دعا خواهيم كرد.
3. البته وسایل ایمنی دیگر نظیر چاقو و پنجه بکس و دستمال مرطوب و .... برای دفاع از خود نیز به همراه داشته باشید .
انجمن نداي كاوه ايران
اعضای خانواده های عده ای از بازداشت شدگان پس از دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران می گویند که مراجع قانونی در مورد این بازداشت شدگان پاسخگو نیستند، ولی در عین حال از آنها خواسته می شود تجمع و مصاحبه نکنند و با هم تماس نگیرند.
به گزارش رسانه های ایران، نزدیکان عده ای از بازداشت شدگان سرشناس حوادث اخیر، روز سه شنبه ۲۳ تیر (۱۵ ژوئیه) در انجمن دفاع از حقوق زندانیان حاضر شدند و از تازه ترین وضعیت بازداشت شدگان سخن گفتند.
بنابر این گزارش ها، اعضای خانواده محسن میردامادی، مصطفی تاجزاده، بهزاد نبوی، احمد زیدآبادی، عبدالله رمضان زاده، علی تاجرنیا، محسن صفایی فراهانی، جواد امام، حمزه غالبی، عبدالرضا تاجیک، ژیلا بنی یعقوب، مهسا امرآبادی و مسلم زمانی در این جلسه سخن گفتند.
قوه قضائیه و وزارت اطلاعات اظهار بی اطلاعی می کنند
زهرا مجردی، همسر محسن میردامادی (دبیرکل حزب مشارکت) در این جلسه گفت که حدود یک ماه است که از همسرش بی خبر است و هیچ مرجعی حاضر به پاسخگویی به او نیست.
خانم مجردی گفت: "قوه قضائیه و وزارت اطلاعات می گوید خبر نداریم و هر مرجع قانونی که باید مسئول بازداشت ها باشد نیز اظهار بی اطلاعی می کند".
آقای میردامادی روز ۲۳ خرداد، یک روز بعد از انتخابات ریاست جمهوری در ایران، دستگیر و یک روز بعد آزاد شد؛ اما مدتی بعد از خانه خارج شد و دیگر باز نگشت.
اکنون همسر او می گوید: "اگر همسر من زنده است، چرا اجازه یک تماس با خانواده اش را نمی دهند مگر این کشور قانون ندارد"؟
خانم مجردی از مسئولان خواست که بازداشت ها را قانونی کنند تا وضعیت از وخامت کنونی خارج شود.
'مصاحبه نکنید، تماس نگیرید'
همسر عبدالله رمضان زاده (قائم مقام دبیرکل حزب مشارکت) هم گفت که همسرش از زمان بازداشت تا کنون تنها یک بار با خانه تماس داشته و در آن تماس از او خواسته است که با کسی مصاحبه نکند و با خانواده های سایر بازداشت شدگان هم ملاقات نداشته باشد.
او گفت: "یکی دو روز بعد هم نامه ای به خط همسرم از طرف زندان اوین به دست ما رسید که در آن نامه نیز همین حرف ها تکرار شده بود، حامل نامه هم به ما گفت که سعی کنید با خانواده های دیگر زندانیان ارتباط برقرار نکنید".
'اعترافات احتمالی فاقد وجاهت قانونی است'
فخرالسادات محتشمی پور، همسر مصطفی تاجزاده (عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب) نیز گفت که تاکنون برای پیگیری وضعیت بازداشت شدگان به دیدار اعضای فراکسیون اقلیت مجلس، رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، محمد خاتمی و دادستان کل کشور رفته اند و از رئیس قوه قضائیه هم تقاضای ملاقات کرده اند که پذیرفته نشده است.
خانم محتشمی پور گفت که از کمیته سه نفره ای هم که محمود هاشمی شاهرودی، رئیس قوه قضائیه، برای رسیدگی به این مسئله تشکیل داده درخواست ملاقات کرده اند که هنوز پاسخی به آنها داده نشده است.
او با اظهار نگرانی از وضعیتی که بازداشت شدگان در آن به سر می برند گفت: "هر گونه اعتراف از سوی فعالان سیاسی بازداشت شده بر اساس اصل ۳۸ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران فاقد وجاهت قانونی است".
'مردم را به آشوب دعوت نکنید'
هنگامه رضوی، همسر بهزاد نبوی هم گفت که همسرش ابتدا یک روز بعد از انتخابات بازداشت و یک روز بعد آزاد شد، اما ساعت ۳ بامداد روز پس از آن بار دیگر دستگیر شد.
به گفته خانم رضوی، آقای نبوی پس از نخستین بازداشت به او گفته بود که سعید مرتضوی، دادستان تهران در زندان به دیدار او رفته و از او خواسته است که "مردم را به آشوب دعوت نکند".
خانم رضوی گفت که از زمان بازداشت دوم آقای نبوی که "۹ نفر با ۳ اتومبیل" او را از منزلش با خود بردند، خبری از او ندارد و فقط دو بار کسانی برای تفتیش خانه مراجعه کرده اند که آنها هم از وضعیت آقای نبوی اظهار بی اطلاعی کرده اند.
این بار نگرانی 'صد برابر' بیشتر است
مهدیه محمدی، همسر احمد زیدآبادی (روزنامه نگار و دبیرکل سازمان دانش آموختگان ایران) در این جلسه گفت که با وجود اینکه چندمین بار است که همسرش را بازداشت کرده اند، نگرانی او این بار "صد برابر" بیشتر است.
خانم محمدی گفت: "در مراجعاتی که به دادگاه انقلاب و زندان اوین داشته ایم، به ما گفته اند که همسرم در بند ۲۰۹ زندان اوین نیست و در بند ۲ الف است، اما در مورد اینکه این بند کجاست چیزی نمی گویند".
او گفت: "بالاخره قاضی مرتضوی یا قاضی حداد باید بدانند که یک زندانی در کجای اوین به سر می برد و در این زمینه اطلاع رسانی کنند نه اینکه با جواب ندادن های خود باعث نگرانی بیش از حد خانواده ها شوند".
'شاکی را بازداشت کردند'
همسر محسن صفایی فراهانی (عضو شورای مرکزی جبهه مشارکت) نیز با اشاره به اتهامی که محمود احمدی نژاد در مناظره انتخاباتی با میرحسین موسوی به همسرش وارد کرده بود گفت: "همسر من قصد داشت که از احمدی نژاد شکایت کند، ولی متأسفانه شاکی را بازداشت کردند و هم اکنون یک ماه است که در زندان به سر می برد".
او گفت که بازجویی از آقای صفایی فراهانی هنوز تمام نشده و او در زندان انفرادی نگهداری می شود.
همسر علی تاجرنیا (عضو جبهه مشارکت) هم گفت که مأمورانی که او را بازداشت می کردند به او گفته اند همسرش را صبح روز بعد آزاد می کنند، اما با وجود گذشت حدود یک ماه، او هنوز در بازداشت به سر می برد.
او گفت: "از من خواسته شده است که در هیچ تجمع و مصاحبه ای شرکت نکنم، اما من منع قانونی ندارم زیرا یک ماه است از پدر فرزندانم بی خبرم".
نمايندگاني که دولت را مشروع نميدانند براي حضور در مجلس صلاحيت ندارند
در همين راستا عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس تاکيد کرد نمايندگاني که دولت را فاقد مشروعيت ميدانند براي حضور در مجلس هشتم صلاحيت ندارند. ستار هدايتخواه، نماينده بويراحمد و دنا در گفتوگو با فردا با انتقاد شديد از نمايندگان اقليت مجلس که دولت را فاقد مشروعيت ميدانند گفت: زماني که مقام معظم رهبري مشروعيت انتخابات و مشروعيت رئيسجمهور منتخب را تاييد فرمودند اين اقدام نمايندگان مخالفت با قانون اساسي و اصل مترقي ولايت فقيه است.
وي افزود: اين گروه از نمايندگان زماني که به مجلس راه يافتند سوگند ياد کردند پاسدار قانون اساسي باشند و زماني که اينگونه در مقابل ولايت فقيه و قانون اساسي ميايستند مشروعيت خودشان را براي حضور در مجلس ازدست دادهاند وبه لحاظ شرعي هرگونه حقوق و مزايايي که از مجلس ميگيرند حرام است.
وي افزود: اقدام اين گروه از نمايندگان ضد مردمي وضد ديني و تحتتاثير رسانههاي استکباري است. عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس با بيان اينکه مشروعيت اصلي از آن خداست و ولي فقيه به خاطر اينکه بر اساس احکام الهي انتخاب ميشود مشروعيت الهي دارد خاطرنشان کرد: «درحکومت اسلامي راي مردم مشروعيت ندارد وفقط به حکومت اسلامي مقبوليت ميبخشد.»
وي افزود: حتي براساس اعتقاد اين گروه از نمايندگان که تحتتاثير انديشههاي غربي مشروعيت حکومت را ناشي از راي مردم ميدانند احمدينژاد با اختلاف فاحشي رقيبش را شکست داده است پس نميتوان تحت هيچ شرايطي مشروعيت وي را زيرسوال برد.
وي افزود: اين گروه از نمايندگان سوگند ياد کردند که براساس قانون اساسي از حقوق اساسي مردم پاسداري کنند و زماني که به راحتي به خاطر منافع گروهي و شخصي قانون اساسي را زير پا ميگذارند چگونه ميتوانند صلاحيت حضور در مجلس را داشته باشند. عضو فراکسيون اکثريت مجلس اظهارداشت: نمايندگان ساختارشکني که درمقابل منتخب قانوني مردم و قانون اساسي ايستادگي ميکنند بايد بدانند تمام حقوق و مزايايي که به عنوان نماينده مردم از مجلس شوراي اسلامي دريافت ميکنند به لحاظ شرعي حرام است.
اين نماينده حامي دولت با بيان اينکه اکثريت مجلس بر اساس سوگندي که در ابتداي دوره مجلس خوردهاند پاسدار ارزشهاي و اصول مترقي نظام خواهند بود گفت: به اعتقاد من در صورت بروز هرگونه حرکت ساختارشکنانه در مجلس اکثريت نمايندگان با اتخاذ تصميم قانوني در صلاحيت اين گروه از نمايندگان براي حضور در مجلس تجديدنظر خواهند کرد.
عدم شرکت نمايندگان در جلسه راي اعتماد، به نفع نظام نيست
همچنين ديگر عضو فراکسيون اصولگرايان به نمايندگان معترض به نتيجه انتخابات و عملکرد وزرا توصيه کرد در جلسات راي اعتماد دولت دهم شرکت کنند وگفت: شرکت نکردن در اين جلسات در جهت عدم همکاري تلقي ميشود و در اين شرايط به نفع نظام نيست.
اسماعيل کوثري تاکيد کرد:مسلما شرکت نکردن نمايندگان در جلسات راي اعتماد در جهت عدم همکاري تلقي خواهد شد. کوثري در پاسخ به اين سوال که اعتراض برخي از اعضاي فراکسيون خط امام به عدم حضور وزراي کشور و اطلاعات جهت پاسخگويي به سوالات آنها پيرامون ابهاماتي در مورد انتخابات رياستجمهوري بوده اما وزرا در کميسيون امنيت ملي براي پاسخگويي حاضر نشدند گفت:وزير اطلاعات نسبت به سوالي که آقايان داشتند پاسخ داده بودند، ايشان در نامهاي عنوان کردند اين سوال کلي است و بايد جزء به جزء سوال مشخص باشد.کميسيون امنيت ملي هم يک نسخه مکتوب از پاسخ وزير را به نماينده اصلي سوال کننده تحويل داد.
نايب رئيس کميسيون امنيت ملي در مورد عدم پاسخگويي صادق محصولي به سوال اعضاي فراکسيون اقليت در مورد حوادث پس از انتخابات نيز گفت:وزير کشور گفتند که کاري براي ايشان پيش آمده و نميتوانند به جلسه کميسيون بيايند. اين چهره حامي احمدينژاد تاکيد کرد:ما بهعنوان کميسيون امنيت ملي و سياست خارجي اقدامات خودمان را کردهايم اما اينکه آقايان (اعضاي فراکسيون خط امام) بخواهند يک جور ديگر برخورد کنند موضوع ديگري است و مسلما در جهت عدم همکاري صورت ميگيرد.
نبايد دوباره پرونده انتخابات را بازبيني کرد
همچنين عضو فراکسيون اصولگرايان در واکنش به اظهارات داريوش قنبري و احتمال عدم شرکت اعضاي فراکسيون اقليت در جلسات راي اعتماد به وزرا گفت:اينگونه اظهارنظر به مصلحت نظام و مجلس نيست. عزتالله يوسفيان در گفتوگو با پارلمان نيوزا با بيان اينکه عدم پاسخگويي وزراي کشور و اطلاعات به سوال اعضاي فراکسيون دليلي براي عدم شرکت در جلسات راي اعتماد نيست، خاطرنشان کرد: به هر حال انتخابات به پايان رسيده و پرونده انتخابات بسته شده است، نبايد دوباره پرونده انتخابات را بازبيني کرد.
سهراب اعرابی (۱۹ ساله) که در جریان اعتراضها به نتایج انتخابات، ۲۵ خرداد ماه در یک راهپیمایی مسالمتآمیز شرکت کرده بود، به ضرب گلوله یک بسیجی جان باخته است.
پیشتر رسانهها اعلام کرده بودند که وی بر اثر «شکنجه» در زندان اوین کشته شده است.
اعرابی جز هفت نفری است که مقامهای جمهوری اسلامی، جان باختن وی و شش تن دیگر در جریان تیراندازی یک عضو بسیج از پشتبام پایگاه ۱۱۷ عاشورا (در تقاطع خیابان آزادی و خیابان جناح) را تائید کرده بودند.
فرحناز محمدی عمه سهراب اعرابی که در آلمان زندگی میکند، در گفتگو با رادیو زمانه گفت که از ۲۵ خرداد ماه اطلاعی از سرنوشت برادرزادهاش نداشته است تا اینکه جسدش روز گذشته از سوی خانواده شناسایی میشود.
خانم محمدی افزود که برادرزادهاش بر اثر اصابت دو گلوله به زیر قلب و سر، جان باخته است و به علت نداشتن مدرک شناسایی در این مدت هویت وی مشخص نشده بود.
برخی رسانهها روز گذشته اعلام کرده بودند که این نوجوان زیر «شکنجهها» در زندان اوین جان باخته است و جسد وی با شرطهایی به خانوادهاش تحویل داده شده است.
این در حالی است که خانم محمدی میگوید که تا آنجا که اطلاع دارد مقامهای امنیتی شرطی برای تحویل جسد مطرح نکردهاند و امروز یکشنبه نیز، جسد وی به خانوادهاش تحویل داده شده است.
سهراب اعرابی جز دهها قربانی اعتراضها به نتایج انتخابات است که جان خود را از دست میدهد.
آنطور که مقامهای ایران اعلام کردهاند ۲۰ تن در جریان ناآرامیهای پس از انتخابات جان خود را از دست دادهاند.
گزارشها حاکی از آن است که تعداد قربانیان حوادث اخیر بیش از آمارهای رسمی است و مقامهای ایران در این خصوص سکوت اختیار کردهاند.
رسانهها گزارش کردهاند که مادر سهراب اعرابی از ۱۶ تیرماه با تامین وثیقه، در انتظار آزادی فرزندش بود.
وبسایت روز آنلاین در گزارشی مینویسد که «این مادر، عکسی از فرزندش تهیه کرده بود و به هر زندانی که آزاد میشد عکس عزیزش را نشان میداد و از آنها میپرسید که آیا او را میشناسند و یا در زندان دیدهاند؟»
روز گذشته نیز مهدی کروبی در نامهای به آیتالله شاهرودی، خواستار آزادی تمام بازداشتشدگان حوادث پس از انتخابات شد و اعلام کرد که دادستانی تهران به ابزاری جهت «سرکوب» معترضان قانونی به نتیجه انتخابات تبدیل شده است.
رئیس کنونی دادستانی تهران سعید مرتضوی است که گزارش شده حکم دستگیری بسیاری از فعالان مدنی و سیاسی ایران در هفتههای گذشته با دستور وی صادر شده است.
آقای کروبی، از رئیس قوه قضائیه خواسته که هرچه زودتر مشکل بازداشتشدگان را حل و فصل کند، چرا که پس از پایان دوران ریاست وی بر این قوه، «عواقب غیرقابل پیشبینی زیادی» در انتظار بازداشتشدگان است.
رادیو زمانه
مرگ مشکوک سهراب اعرابی جوان نوزده ساله در اوین
سهراب اعرابی ، جوان نوزده ساله ای که در روز سی ام خرداد ماه دستگیر و به زندان اوین منتقل شده بود، بنا به ادعای مقامات قوۀ قضائیۀ جمهوری اسلامی ایران در زندان درگذشته است.
بر اساس گزارش هائی که در پی دستگیری این جوان در جریان سرکوب بیرحمانۀ جنبش اعتراضی مردم به تقلب در انتخابات ریاست جمهوری منتشر شده است خبر درگذشت این جوان در روز شنبه به گوش مادرش رسیده است. مادر این جوان که از آغاز این دستگیری بسیار نگران و برای آگاه شدن از محل بازداشت پسرش تلاش فراوان کرده بود پس از آگاهی از این که فرزندش در زندان اوین نگه داری می شود، در روز سه شنبه شانزدهم تیر ماه با گذاشتن کفالت در دادگاه انقلاب در انتظار آزادی فرزندش سهراب اعرابی لحظه شماری می کرد.
به گزارش نشریۀ روز آنلاین سر انجام از سوی قاضی سعید مرتضوی- دادستان عمومی و انقلاب تهران- به وی اطلاع داده شده است که فرزندش در زندان فوت کرده است. این نشریه می نویسد دوستان و آشنایان سهراب اعرابی در نامه ای قاضی سعید مرتضوی را قاتل این جوان نوزده ساله دانسته اند و از مردم خواسته اند در روز دو شنبه در مراسم تشییع جنازۀ او که قرار است پس از تحویل پیکرش به خانواده برگزار شود شرکت کنند
ساعت ۷ بعد از ظهر روز شنبه ۳۰ خرداد یکی دیگر از گل های زیبای وطن مان در مقابل چشمان ما و همه جهانیان پرپر شد. ندا آقا سلطان سمبل دختران و پسران این سرزمین است که با روشی قانونی به دنبال عدالت و برابری هستند و به صورتی غیرقانونی و وحشیانه از پا در می آیند.
در کمتر از دو هفته ، بیش از ۸۰۰ نفر از فرزندان ما بازداشت ، صد تا تن مجروح و ده ها تن کشته شده اند.
به کدامین گناه فرزندان ما را به قتل می رسانید ؟ به چه جرمی، همه مادران ایران را عزادار کرده اید ؟
ما ، از حق خود و فرزندان مان نخواهیم گذشت.
ما تا آزادی کلیه زندانیانی که برای اعتراض به تقلب های انتخاباتی دستگیر شده اند و پایان دادن به خشونت ها ، و مجازات قاتلان فرزندان مان، هر هفته ساعت ۷ بعدازظهردر حوالی محل شهادت ندای عزیزمان ، خیابان امیر آباد - پارک لاله - کنار آب نما ی پارک ، با سکوت به سوگ می نشینیم.
از کلیه مادرانی که نگران دختران و پسران خود ، سرمایه های اصلی کشور عزیزمان هستند تقاضا داریم به این جمع بپیوندند.
مادران عزادار
تصویر ندا آقاسلطان در عمق روان میلیونها انسانی که فیلم صحنهی قتل او را دیدهاند، حک شده است. نگاه ندا، در لحظه اخیر ندایی پرطنین داشته است، ندایی که در سرتاسر جهان شنیده میشود. مصاحبه با یک روانشناس دربارهی آن نگاه.
خبرگزاری فارس، چهارشنبه ۱۰ تیر:
«فرمانده نیروی انتظامی کشور: شاهد قتل ندا آقاسلطان تحت تعقیب است. − فرمانده نیروی انتظامی کشور گفت: آرش حجازی که در پرونده قتل ندا آقا سلطان به عنوان شاهد، جنجال سازی کرده تحت تعقیب پلیس بینالملل (اینترپل) است.»
به انگیزهی طرح موضوع بدین شکل توسط سردار اسماعیل احمدی مقدم کاری نداریم و تنها میپرسیم مگر قتل ندا آقاسلطان فقط یک شاهد داشته است؟ میلیونها تن در سراسر جهان شاهد قتل بودهاند، هزاران تن گریستهاند، گروهی بیشمار دچار کابوس و "تراوما" هستند.
در مورد آنچه همه مشاهده کردهاند، تصویری که در ذهن همه باقی مانده است و دردی که در اعماق روان انسانها ایجاد کرده است، با دکتر نورایمان قهاری، روانشناس و متخصص در درمان روانی شکنجهدیدگان و زندانیان، مصاحبه کردهایم.
دویچه وله: خانم دکتر قهاری، از نظر روانشناسی چه فرقی بین موضوع مرگ ندا آقاسلطان و مرگ یک انسان در شرایط عادی وجود دارد؟
نورایمان قهاری: اصولا واکنش طبیعی هر انسان نسبت به از دست دادن فردی که عزیز است، شامل احساساتی است چون ناباوری، غم، اضطراب و خشم. این احساسات میتوانند توام با افکار و تصاویر ذهنی مربوط به عزیز از دست رفته باشند که بطور غیرمنتظره و ناگهانی به مغز هجوم میآورند.
پذیرش مرگ کسانی که مدت طولانی مریض بودهاند یا در سنین بالا هستند، با تمام اندوهی که به همراه دارد، آسانتر است. در مواردی که گفتم، آدمها بتدریج خودشان را برای از دست دادن عزیزشان آماده میکنند، چون می دانند که مرگ ممکن است هر لحظه از راه برسد. اما در مواردی که مرگ زودرس است، بویژه در مورد جوانان و در جایی که خشونت نقشی در مرگ افراد بازی بکند، احساسات بازماندگان عمیقتر و مدت عزاداری طولانیتر است.
در سراسر جهان مردمی که صحنهی مرگ ندا را دیدند، دچار شوک و اندوه عظیمی شدند. بسیاری از آنها مدتهاست قادر به از یاد بردن چهرهی ندا نیستند. چگونه میتوان این مسئله را توضیح داد؟
شاید بتوان در مورد واکنش همراه با شوک و اندوه شاهدان لحظات پایانی زندگی ندا به چند نکته اشاره کرد. به نظر من، یکی از عواملی که باعث این واکنشها از طرف مردم همهی دنیا نسبت به مرگ ندا شده – مردمی که آشنایی و خویشاوندیای با او ندارند – چگونگی وقوع مرگ اوست. ندا کسی است که در حاشیهی خشونت قرار دارد و نه در بطن درگیریها و مرگ او، بعنوان تماشاگری بیگناه، پیشبینیشده نیست. در مقابل چشم جهان، بدون کوچکترین هشداری، قتلی صورت میگیرد که نظارهگران را به جایگاه شاهدان ارتقا میدهد.
اما این در اصل چهرهی ندا و نگاه اوست که بر اذهان و روان شاهدان تاثیری عمیق میگذارد. قتل ندا، به شیوهای که ما شاهد آن میشویم، زبان و نژاد و جنسیت و ملیت نمیشناسد.همهی انسانهای جهان میتوانند خود یا عزیزانشان را در جایگاه ندا تصور کنند. همه میتوانند با بیگناهی او همدردی کنند.
بسیاری از ما که صحنههای ساختگی مرگ را بارها در فیلم ها دیدهایم، در چهرهی ندا این صحنه را بطور واقعی مشاهده میکنیم. ندا به همه نشان می دهد که مرگ چه چهرهای میتواند داشته باشد؛ اینکه مرگ هر لحظه میتواند فرا رسد. پس این بسیاری را به فکر مرگ خود میاندازد.
چرا بینندگان تصویر ندا را شاهدان مینامید؟
می گویم شاهدان، چون همانطور که اشاره کردم، ما تنها نظارهگر مرگ یک نفر نیستیم، بلکه ما شاهدان وقوع یک جنایت هستیم. شاهدان این قتل در استیصال خود برای تغییر روند ماجرای در حال وقوع، نه تنها دچار اندوه میشوند، بلکه خشمی را تجربه می کنند که به انگیزهای مبدل می شود تا از به قتل رساندن نداهای دیگر جلوگیری شود و بدین ترتیب ندا به سمبل مبارزه با کشتار و بیعدالتی به نفع زندگی و آزادی تبدیل میشود.
سؤال بعدی من در همین رابطه است. بعضی تصویرها حالت سمبلیک به خود میگیرند و دیگر از ذهن خارج نمیشوند. این مسئله در مورد ندا آقاسلطان اتفاق افتاده است. چه توضیحی میتوان برای آن داد؟
تصاویری که با خود پیامی را به همراه دارند، حالت سمبلیک به خود می گیرند. چهرهی ندا آقاسلطان و نگاه مستقیم او به دوربین در لحظات پایانی زندگیاش برای هر نظارهگری، بسته به تجربیات گذشته و حالش، معنی ویژهای میدهد. تک تک ما از آن نگاه پیام خاصی دریافت میکنیم. برای یکی، نگاه او به این معنی است که مرگ هر لحظه میتواند به سراغ آدم بیاید و بنابراین برخی را به تفکر دربارهی مرگ خویش وامیدارد. برای دیگری، مرگ عزیزانی را تداعی میکند که بدست همان عناصری که ندا را کشتند، به قتل رسیدهاند و او هرگز نتوانسته است با آنان وداع کند. تداعی اینکه آنان نیز شاید در آخرین لحظات زندگی خود همین نگاه را داشتهاند.
اما برای همهی ما یک چیز مشترک وجود دارد: ندا ما را از نظارهگران به شاهدانی تبدیل می کند که قتل بیگناهی را به چشم میبینند و حال باید تصمیم بگیرند با این مسئله چه کنند.
از سوی دیگر، در این میان این تنها ندا نیست که پیامآور است، برای اینکه او به سمبل تبدیل شود، شاهدان هم باید منتظر پیامی باشند و آنان که ندا را به سمبل تبدیل میکنند، منتظر پیامی هستند. نگاه ندا با آنها سخن میگوید. انگار آنان از نگاه او میپرسند: "برای ما چه پیامی داری؟" و این است که کسانی که خواهان آزادی و عدالت هستند، در ندا و چشمان او به هنگام به قتل رسیدنش پیامی را میبینند، که به آنان میگوید: "نگذارید که من بیثمر جان باخته باشم!"
خبرنامه امیرکبیر: سعید متین پور روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی که از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده است، جهت گذراندن دوران محکومیت خود٬ بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل گردید.
نزدیکان خانواده متین پور می گویند این روزنامه نگار و فعال حقوق بشر آذربایجانی روز ۲۰ تیر ۸۸ از سوی قاضی صلواتی رئیس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به این دادگاه احضار شده بود که پس از حضور وی در دادگاه٬ مامورین امنیتی او را بازداشت و به زندان اوین تهران منتقل کردند. این منابع می افزایند متین پور ساعت ۶ عصر روز شنبه طی تماسی تلفنی با خانواده خبر از بازداشت خود در زندان اوین داده است.
سعید متین پور چهارم خرداد ۱۳۸۶ در زنجان بازداشت و پس از تحمل ۲۷۸ روز بازداشت موقت٬ در هشتم اسفند ۸۷ به قید وثیقه ۵۰۰ میلیون تومانی از زندان اوین آزاد شده بود. این روزنامه نگار آذربایجانی روز ۲۰ خرداد ۸۷ طی جلسه ای غیر علنی در شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران به ریاست قاضی صلواتی محاکمه و به اتهام ارتباط با بیگانگان به هفت سال حبس و به اتهام تبلیغ علیه نظام به یكسال حبس و در مجموع به هشت سال حبس تعزیری محكوم گردیده بود. دادگاه تجدید نظر استان تهران نیز آذر ماه ۸۷ حکم هشت سال زندان این فعال حقوق بشر آذربایجانی را تایید کرد.
به گفته متین پور وی بیشتر مدت زمان بازداشت خود را در سلولهای انفرادی بند ۲۰۹ زندان اوین تهران و تحت شکنجه شدید جسمی و روحی قرار داشته است.
همچنین خانواده متین پور خبر از ناراحتی های گوارشی و سردرد و کمردرد شدید وی پس از آزادی از زندان اوین می دهند و اعلام می کنند انتقال سعید متین پور به زندان باعث نگرانی خانواده از وضعیت سلامتی جسمی او شده است. آنها می گویند متین پور در روزهای اخیر سرگرم معالجات پزشکی بوده است.
متين پور فارغ التحصيل رشته فلسفه از دانشگاه تهران و عضو هیات تحریریه هفته نامه های یارپاق و موج بیداری و وبلاگ نویس و از فعالین حقوق بشر آذربایجانی است.



