تبليغاتX
آذربایجان و دونیانین خبر لری

xamnayi

نوید

xamnayi

http://xamnayi.blogfa.com

آذربایجان و دونیانین خبر لری

آذربایجان و دونیانین خبر لری

آذربایجان و دونیانین خبر لری

سلام سایین و حورمتلی دوسلار.امیدیم وار بو وبلاگ دا ایستدغیز مطالب لری تاپاسیز.لوطن نظر ورمک یادنیز دان چخماسین. آذربایجان و دونیانین گوندلیک خبر لری

آذربایجان و دونیانین خبر لری

آذربایجان و دونیانین خبر لری
آذربایجان و دونیانین گوندلیک خبر لری
گزارش ماهانه انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران (آداپ) - آوریل سال ۲۰۰۹
روند برخورد با فعالان مدنی و فرهنگی آذربایجانی در ایران همچون ماههای گذشته در آوریل ۲۰۰۹ نیز ادامه داشته است. فعالان خود سرانه بازداشت و بدون محاکمه، تفهیم اتهام و بدون اجازه برای گرفتن وکیل و برخورداری از حق ملاقات در خطر شکنجه و يا ساير انواع بد رفتاري قرار دارند.

انتقال رامین صادقی به زندان اردبیل

رامین صادقی اصل، فعال مدنی آذربایجانی که روز ۱۷ بهمن ۸۷ ( ۵ فوریه ۲۰۰۹ ) در منزل پدری اش در اردبیل بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات انتقال یافته بود، از روز یکشنبه ۲۳ فروردین ۸۸ ( ۱۲ آوریل ۲۰۰۹) به بند عمومی زندان این شهر منتقل شده است.

خانواده این فعال بازداشتی، که مراجعات مکرر آنها به دادگاه و زندان جهت اطلاع از اتهامات فرزندشان و ملاقات با او تا کنون بی نتیجه مانده است، معتقدند که او بشدت «شکنجه شده» و هم اکنون «تحت شرایط نامناسبی » به سر می برد. پیش از این منابع خبری از شکنجه شدید جسمی و روحی این زندانی سیاسی آذربایجانی به منظور گرفتن اعترافات دروغین و تمدید قرار بازداشت موقت صادقی بدلیل رد اعترافات اخذ شده از سوی وی خبر داده بودند.

شایان ذکر است رامین صادقی پیش از این نیز در جریان مراسمات روز جهانی زبان مادری در ۲ اسفند ۸۵ بازداشت و پس از مدتی به قید وثیقه از زندان آزاد شده بود.همزمان سازمان عفو بین الملل طی بیانیه ای رامین صادقی را زندانی عقیدتی نامیده بود وخواهان آزادی وی شده بود.

صدور احکام حبس

ابراهیم نوری دانش آموز ۱۷ ساله و مدافع هویت آذربایجانی در اهر به تحمل ده ماه حبس تعلیقی به مدت پنج سال محكوم شد. نوری ۱۷ فروردین ۸۸ ( ۶ آوریل ۲۰۰۹) به صورت غير علني و بدون برخورداری از وکیل مدافع در شعبه یک دادگاه انقلاب اهر به اتهام "تبلیغ علیه نظام" از طریق شرکت در تظاهرات خرداد ۸۵ آذربایجان محاكمه شده بود. نوری به حکم صادره از سوی دادگاه انقلاب اهر اعتراض و درخواست تجدید نظر کرده است.

این دانش آموز ۱۷ ساله آذربایجانی بارها به خاطر فعالیتهای هویت طلبانه احضار و بازداشت شده است. او بار اول ۱۷ اردیبهشت ۸۶ (۷ می ۲۰۰۷) به اداره اطلاعات اهر احضار و پس از ۳ روز بازداشت به قید کفالت از زندان آزاد شده بود. او برای بار دوم ۳۱ اردیبهشت همان سال (۲۱ می ۲۰۰۷) به اتهام پخش اعلامیه فراخوان شرکت در تجمعات غیر قانونی دستگیر و پس از یک هفته به قید کفالت آزاد شده بود. سال گذشته نیز نامبرده به دلیل فعالیت های هویت طلبانه اش از طرف مدیر مدرسه محل تحصیل اش به مدت ۳ روز از مدرسه اخراج گردیده بود.

شعبه ششم دادگاه تجدید نظر آذربایجان شرقی به ریاست قاضی ایمانی طی حکمی محمد جراحی، از فعالین کارگری آذربایجانی را به چهار ماه حبس تعلیقی محکوم نمود. جراحی پیش از این در سال ۸۶ در رابطه با توزیع نشریه ای مرتبط با حقوق کارگران و به اتهام تبلیغ علیه نظام به چهار ماه حبس تعزیری محکوم شده بود .در پی صدور این حکم، جراحی در ۳۰ شهریور ۸۷ در تبریز دستگیر شد. مامورین اجرای احکام پس از دستگیری او را به زندان تبریز منتقل نموده و اعلام کردند که حکم چهار ماه او قطعی شده است. این در حالی بود که حکم دادگاه بدوی به نامبرده ابلاغ نشده بود و حق اعتراض به حکم از او سلب شده بود. بدنبال اعتراض وکیل مدافع نامبرده به حکم صادره، پرونده به شعبه ششم دادگاه تجدید نظر استان آذربایجانشرقی ارجاع و جراحی پس از تحمل ۲۰ روز بازداشت موقت از زندان تبریز آزاد شد. دادگاه تجدید نظر نیز پس از مطالعه پرونده طی حکمی در اسفند ماه ۸۷ ، جزای چهار ماه حبس تعزیری جراحی را به مدت دو سال به حالت تعلیق در آورد. گفتنی است محمد جراحی به دلیل بازداشت در شهریور ۸۷ از محل کارش اخراج شده است.

زندان

علی حسین نژاد از فعالین حقوق فرهنگی و زبانی آذربایجان٬ روز شنبه ۱۵ فروردین ٨٨ (۴ آوریل ۲۰۰۹)بازداشت و برای اجرای حکم هشت ماه حبس به زندان ماکو فرستاده شد. این فعال آذربایجانی در رابطه با دعوت مردم به شرکت در تجمع اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد۸۶ شهرهای آذربایجان، بازداشت شده بود. او به اتهام تبلیغ علیه نظام محاکمه و به یکسال حبس تعزیری محکوم شد که حکم صادره در دادگاه تجدید نظر به هشت ماه حبس تعزیری کاهش یافت.

لازم به ذکر است که حسین نژاد پیش از این نیز در خرداد ۸۵ بازداشت شده بود. وی پس از تحمل یک ماه بازداشت موقت٬ از طرف دادگاه انقلاب به پرداخت پانصد هزار تومان جرای نقدی محکوم گردید.

بازداشت

به گزارش منابع موثق نقی احمدی آذر نویسنده و از فعالین فرهنگی در تبریز روز پانزدهم فروردين ۸۸ (۴ آوریل ۲۰۰۹) توسط نیروهای امنیتی، بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات تبریزانتقال یافته است.

خانواده احمدی آذر که هنوز از اتهامات وارده مطلع نیستند احتمال می دهند که بازداشت این نویسنده و مترجم آذربایجانی در ارتباط با آثار و کتاب های منتشره او بوده باشد.

احمدی آذر مقدم نویسنده و مترجم چندین کتاب در حوزه زبان، ادبیات و تاریخ آذربایجان از جمله "ساخلاما ایزیمی دونیا"، "دیوان عاشق شمشیر"، "دیوان علی آقا واحد"، "هامیسی قوچاقلیقداندی"، "زبان ترکی و تاریخ آذربایجان"، "سلطان محمد و مکتب مینیاتور تبریز " و "وقایع مشروطیت" می باشد. او همچنین عضو انجمن نویسندگان ایران و عضو افتخاری انجمن نویسندگان آذربایجان است.

آزادی حجت الاسلام عظیمی قدیم روحانی هویت طلب آذربايجانی

حجت الاسلام عبدالعزیز عظیمی قدیم روحانی هویت طلب آذربايجانی، روز پنجشنبه ۲۷ فروردین ۸۸ (۱۶ آوریل) پس از اتمام دوره حبس یکساله از زندان لنگرود قم آزاد شد. عظیمی قدیم فروردين ۱۳۸۴ (آوریل ۲۰۰۵) توسط دادگاه ويژه روحانيت با اتهام «هتک حرمت روحانيت» محاکمه و به ۱۰ سال محروميت از پوشيدن لباس روحانيت محکوم شد، اما وی اين حکم را اجرا نکرد و به دليل تخلف از حکم و پوشيدن لباس روحانيت از طرف دادگاه ویژه روحانیت قم با اتهام قبلی به یک سال حبس تعزیری محکوم شد.او ۱۴ ارديبهشت ۱٣٨۷(۳ مای ۲۰۰۸) در پی احضار به دادگاه ویژه روحانیت قم بازداشت و جهت گذاراندن دوران محکومیت اش به زندان لنگرود قم فرستاده شد.

عظیمی قدیم طی سالهای گذشته بارها دستگیر و به زندان فرستاده شده است. از آن جمله او روز جمعه چهاردهم مردادماه ۱۳۸۴ (۵ اگوست ۲۰۰۵) به هنگام شرکت در مراسم گراميداشت سالروز مشروطيت كه در پارك طوبي تبريز در كنار مزار باقرخان سالار ملی، برگزار شده بود دستگیر و بعد از حدود سه ماه با قرار وثیقه از زندان آزاد گشته بود. او بعد از محاکمه در دادگاه ویژه روحانیت تبریز به ۱۸ماه زندان تعزیری با احتساب ایام بازداشت، پنج سال نفی بلد، تبعيد از استانهای آذربایجان و ۱۰ سال خلع لباس محکوم شد.این روحانی آذربایجانی برای گذراندان مدت حبس در فروردین ۸۵ به زندان تبریز فرستادند. او ۶ ماه بعد و با احتساب مدت سه ماهه بازداشت موقت به صورت عفو مشروط از زندان آزاد شد.

سازمان عفو بین الملل در تاریخهای ۲۴ آوگوست ۲۰۰۵ - چهار مه ۲۰۰۶ و ۲۷ اکتبر ۲۰۰۶ سه بیانیه جداگانه در مورد عبدالعزیز عظیمی قدیم صادر کرده است.

اعتصاب غذای زندانیان اهل حق - علوی

سهند علی محمدی٬ بخشعلی محمدی و عبادالله قاسم زاده سه تن از علویان آذربایجان که در زندان یزد بسر می برند در وضعیت نامناسبی قرار دارند. آنها در اعتراض به آنچه نقض حقوق اولیه خود از طرف مسئولین زندان عنوان نموده اند از روز سه شنبه یکم ارديبهشت ۱۳۸۸ (۲۱ آوریل ۲۰۰۹) دست به اعتصاب غذا زده اند.

به گفته خانواده این افراد مسئولین زندان یزد از عبادت عبادالله قاسم زاده در شب هنگام ممانعت نموده اند و هنگامی که با اصرار وی به منظور انجام عبادت شبانه مواجه شدند او را کتک زده و به سلول انفرادی منتقل کرده اند. به دنبال انتقال قاسم زاده به سلول انفرادی ماموران متوجه عبادت وی در داخل سلول انفرادی شده و با ورود به داخل سلول و پاشیدن اسپری فلفل به صورت وی او را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داده اند.

بدنبال این واقعه سهند علی محمدی٬ بخشعلی محمدی در اعتراض به ممانعت از عبادت و نقض حقوق اولیه شان توسط مسئولین زندان دست به اعتصاب غذا زده اند و از وضعیت عبادالله قاسم زاده که در بند انفرادی زندان یزد به سر می برد خبری در دست نیست.

این سه تن به همراه یونس آقایان و مهدی قاسم زاده از علویان آذربایجان و پیروان فرقه آتش بیگی و از اهالی روستای "اوچ تپه" (میاندوآب) هستند که در پی درگیریهای مسلحانه مهرماه ۱۳۸۳ بین نیروی انتظامی و جمعی از پیروان این فرقه در میاندوآب دستگیر شده و بعد از محاکمه به اعدام محکوم شدند. پس از اعتراض نامبردگان به حکم صادره در دادگاه تجدید نظر حکم اعدام سهند علي محمدي ، بخشعلي محمدي و عباداله قاسم زاده به ۱۳ سال حبس و تبعید به زندان یزد کاهش یافت اما حکم اعدام مهدی قاسم زاده و یونس آقایان در دادگاه تجدید نظر تایید شد که مهدی قاسم زاده در ۹ اسفند ۸۷ ( ۲۸ فوریه سال ۲۰۰۹ )اعدام شد و یونس آقایان که در زندان ارومیه بسر میبرد در انتظار اجرای حکم اعدام می باشد.

سازمان عفو بين الملل روز دوشنبه ۲۷ آوریل ۲۰۰۹، با انتشار اطلاعیه ای نسبت به خطر اعدام قریب الوقوع یونس آقایان ابراز نگرانی کرده و خواستار لغو این حکم شد.

برگزاری دادگاه

جلسه رسیدگی به پرونده صالح ملاعباسی و محرم کامرانی از فعالین مدنی و فرهنگی آذربایجانی در اهر روز شنبه ۲۲ فروردين ۱٣٨٨ (۱۱ آوريل ۲۰۰۹) در دادگاه انقلاب این شهر برگزار شد. ملاعباسی و کامرانی، فروردین ۸۵ درشهر اهر بازداشت شده بودند که هر کدام به ترتیب پس از تحمل ۴۵ و ۲۰روز بازداشت موقت در بازداشتگاههای اداره اطلاعات شهرهای اهر و تبریزبه قید وثیقه از زندان آزاد شدند. اتهام نامبردگان تبلیغ علیه نظام از طریق پخش اعلامیه و تبلیغ پان ترکیسم و شرکت در تجمعات غیر قانونی عنوان شده است.

مهندس ملاعباسی فارغ التحصیل رشته کشاورزی از دانشگاه تبریز واز فعالین سابق دانشجویی در این دانشگاه و دکتر محرم کامرانی نیز فارغ التحصیل رشته دامپزشکی از دانشگاه ارومیه، عضو شورای مرکزی کانون شهریار، مدیر مسئول نشریه دانشجویی توقیف شده اویانیش و عضو کانون نشریات آذربایجانی است.

ملاعباسی پیش از این نیز در اولین سالگرد تظاهرات اعتراض آمیز خرداد ۸۵ بازداشت و پس از یک هفته بازداشت موقت از زندان آزاد شده بود. سازمان عفو بین الملل طی دو بیانیه جداگانه در دوم و سوم می ۲۰۰۶ به دستگیری صالح ملاعباسی و محرم کامرانی اعتراض کرده بود و خواهان آزادی آنها شده بود.
|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:35 PM |
متن سخنرانی اکبر اعلمی در ارومیه
۱۷ ارديبهشت ۱۳۸۸

متن سخنرانی اکبر اعلمی در ارومیه


اعلمی که در جمع پرشور مردم ارومیه در مسجد حصزت ابوالفضل این شهر حضور یافته بود ابتدا به یاد شهید باکری آیاتی از قران را تلاوت و سپس فرارسیدن هفته معلم و روز جهانی کارگر را به همه فرهنگیان و کارگران تبریک و تهنیت گفته و به مناسب روز هفته معلم شعر زیر را به همه فرهنگیان تقدیم کرد:

گفت استاد مبر درس از یاد // یاد باد آنچه بمن گفت استاد

یاد باد آنکه مرا یاد آموخت // آدمی نان خورد از دولت یاد

هیچ یادم نرود این معنی // که مرا مادر من نادان زاد

پدرم نیز چو استادم دید// گشت از تربیت من آزاد

پس مرا منت از استاد بود // که به تعلیم من استاد، اِستاد

هر چه می دانست آموخت مرا // غیر یک اصل که ناگفته نهاد

 

قدر استاد نکو دانستن // حیف، استاد به من یاد نداد

 

گر بمردست، روانش پر نور // ور بود زنده، خدا یارش باد


اعلمی در ادامه این مراسم قطعه شعری را هم به مناسبت هفته کارگر سرود و افزود برخی از دوستان از من خواستند تا به مناسبت سخنرانی در ارومیه کمی در وصف این شهر سخن بگویم در حالیکه من عضو خانواده بزرگ آذربایجانم و تعریف یک عضو از خانواده اش چندان خوشایند نیست. اعلمی که به زبان ترکی سحن می گفت آنگاه شعر زیر را قرائت کرد:

باغلا میخانه نی ،بوراخ نئشنی // بوراخ الیندکی ،ایشی پشنی

بوگون المیزین غیرت گونودور // آجیخدان یوغرولموش همت گونودور

گوناخ گلمه میشم ،بورا وطن دیر // وطنین بولمین ،موندار بیتندیر

در ادامه این جلسه اعلمی با اشاره باینکه نوعی همنوائی میان بعضی از شبکه های تلویزیونی خارجی نظیر بی بی سی و صدا و سیمای جمهوری اسلامی و روزنامه های موسوم به اصلاح طلب و اصولگرا در بایکوت خبری اینجانب بوجود آمده است گفت ،بی بی سی و رادیو و تلویزیون جمهوری اسلامی پیوسته از کاندیداتوری احمدی نژاد ،موسوی ،کروبی و حتی محسن رضائی که چند روزی است وارد میدان رقابت ها شده سخن می گویند و اخبار آنان را منتشر می کنند اما یک کلمه هم از حضور بنده سخنی بمیان نمی آورند و حتی شنیده ام که برخی از اعضای هیات نظارت شورای نگهبان متولی این مسجد را هم مورد شماتت قرار داده اند که چرا اجازه سخنرانی به اعلمی داده اید؟ اعلمی افزود ،در حالیکه مرا از همه امکانات و تریبون ها محروم کرده اید آیا خانه خدا را هم برای ما بر نمی تابید؟ هیات نظارت شورای نگهبان از کی صاحب خانه خدا شده است؟من یقین دارم که حتی خبر این استقبال گسترده شما عزیزان از خدمتگرارتان را هم در جائی منعکس نخواهند کرد و اساسا کسانی که بدروغ دم از ضرورت گردش آزاد و آزادی مطبوعات می زنند در واقع همه چیز را برای خود می خواهند اما اینها باید بدانند که:

حق سل کیمی دریایه آخیب یول تاپاجاق دیر // داش آتماق ایله کیمسه اونو دوندره بیلمز

دونیادا قارانلیقلار اگر جمع اولا باهم // بیر خیرداجا شمعین ایشیغین سوندوره بیلمز

کاندیدای ریاست جمهوری با ذکر اینکه قانون اساس جمهوری اسلامی نقشه نظام جمهوری اسلامی را ترسیم کرده است ،گفت 30 سال پیش مهندسین این نظام سعی کردند با پیش بینی تدابیر لازم ،ساختمان نظام را بگونه ای طراحی کنند که در برابر زلزله های سیاسی ،اجتماعی ،فرهنگی و اقتصادی چند ریشتری مقاومت بکند و 98 درصد ملت ایران با ملاحظه این نقشه و خصوصا فصل مربوط به حقوق ملت به آن رای دادند در حالیکه اگر امروز در مورد همین قانون نظرخواهی شود هرگز استقبال سال 1358 تکرار نخواهد شد. اعلمی دلیل این امر را هم انحراف مسئولان نظام از آرمان ها و اصول بنیادی قانون اساسی و فصل مربوط به حقوق ملت ذکر کرده و گفت: گرچه قانون اساسی موجود وحی منزل نیست و اگر مردم بخواهند قابل تغییر است اما در شرایط کنونی اگر همه اصول قانون اساسی بدون تبعیض باجرا در آید من یقین دارم که میزان نارضایتی مردم نسبت به وضع موجود کاهش خواهد یافت.

عضو سابق کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس با اشاره باینکه در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران ،چند اصل بسیار مهم و کلیدی وجود دارد که بر جمهوریت نظام تاکید می کند گفت:بموجب اصل دوم قانون اساسی جمهوري اسلامي ، نظامي است بر پايه ايمان به پنج اصل از اصول دین و مذهب و كرامت و ارزش والاي انسان و آزادي توام با مسئوليت او در برابر خدا; كه از راه نفي هر گونه ستمگري و ستم كشي و سلطه گري و سلطه پذيري ،قسط و عدل و استقلال سياسي و اقتصادي و اجتماعي و فرهنگي و همبستگي ملي را تامين مي كند.

به بیان دیگر مهمترین مشخصه این نظام در این است که ضمن نفی هرگونه شرک و بت پرستی در همه ابعاد آن توحید و لا اله الا الله را صدر نشین همه روابط و مناسبات درون نظام معرفی می کند تا هر انسانی ایاک نعبد را که شبانه روز ده بار تکرار می کند ،در همه شئونات زندگی خود تجسم بخشد و بدینوسیله کرامت و ارزش والای انسانی و جایگاه و منزلت و جانشینی خدا در روی زمین را به منصه ظهور برساند.

نمانده سابق تبریز در مجلس افزود طبق اصل سوم این قانون دولت جمهوري اسلامي ايران موظف است براي نيل به اهداف مذكور در اصل یاد شده ، همه امكانات خود را براي تحقق برخی از امور به كار برد که اهم آنها عبارتند از :

 محو هر گونه استبداد و خودكامگي و انحصارطلبي 
تامين آزاديهاي سياسي و اجتماعي در حدود قانون
مشاركت عامه مردم در تعيين سرنوشت سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي خويش
رفع تبعيضات ناروا و ايجاد امكانات عادلانه براي همه ، در تمام زمينه هاي مادي و معنوي
تامين حقوق همه جانبه افراد از زن و مرد و ايجاد امنيت قضايي عادلانه براي همه و تساوي عموم در برابر قانون

اعلمی با بیان اینکه بموجب اصل سوم همین قانون ،در جمهوري اسلامي ايران امور كشور بايد به اتكا آرا عمومي اداره شود، از راه انتخابات : انتخاب رييس جمهور، نمايندگان مجلس شوراي اسلامي ، اعضاي شوراها و نظائر اينها، يا از راه همه پرسي در مواردي كه در اصول ديگر اين قانون معين مي گردد افزود این اصل اطلاق دارد ،یعنی اداره همه امور کشور باید متکی و منطبق بر خواست و اراده عموم ملت باشد و قانونگذار سازوکار عملیاتی شدن این قسمت از قانون اساسی را در گرو برگزاری انتخابات و استفاده مردم از حق انتخاب بیان کرده است.

داوطلب نامزدی دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری با تاکید بر اینکه اعمال حاکمیت از طریق انتخابات زمانی تحقق خواهد یافت که مردم بتوانند اراده آزاد خود را به نمایش بگذارند گفت ،در جمهوري اسلامي ايران آزادي و استقلال و وحدت و تماميت ارضي كشور از يكديگر تفكيك ناپذيرند و حفظ آنها وظيفه دولت و آحاد ملت است .هيچ مقامي حق ندارد به نام حفظ استقلال و تماميت ارضي كشور آزاديهاي مشروع را، هر چند با وضع قوانين و مقررات ،سلب كند.

وی با بیان اینکه در این اصل سه نکته بسیار ظریف و مهم وجود دارد گفت؛ اول اینکه آزادی ، وحدت ،استقلال و تمامیت ارضی یک مجموعه غیر قابل تفکیک و تجزیه است.

اعلمی در تشریح دومین نکته مهم اصل مذکور افزود؛مفهوم "هیچ مقامی" این است که حتی رهبری ، رئیس جمهور و مجلس هم حق ندارند هرچند با تصویب قانون و حتی به بهانه حفظ استقلال و تمامیت ارضی کشور ،آزادی های مشروع را از ملت سلب کنند.
حق انتخاب کردن ،حق انتخاب شدن ،آزادی بیان ،دخالت موثر در اداره امور کشور و تعیین سرنوشت ،مساوی بودن حقوق مردم ايران فارغ از قوم و قبيله ،رنگ ، نژاد، زبان ، و مانند اينها ، برخورداری یکسان همه افراد ملت اعم از زن و مرد از همه حقوق انساني ، سياسي ، اقتصادي ، اجتماعي و فرهنگي و آزادی استفاده از زبانهاي محلي و قومي در مطبوعات و رسانه هاي گروهي و تدريس ادبيات آنها در مدارس ، در كنار زبان فارسي از جمله حقوق و آزادی هائی است که قانون اساسی بر ضرورت اجرائی شدن آن تاکید ورزیده است و سلب آنرا حتی با وضع قوانین هم ناممکن می داند.

این حقوقدان در مقام توضیح سومین ویژگی اصل نهم گفت ،همچنانکه آحاد ملت همچون دولت ملزم به حفظ استقلال و تمامیت ارضی است ،حفظ آزادی ها در همه وجوه آن برای ملت و دولت نیز یک تکلیف به شمار می رود و همانطور که با تمام قوا از استقلال و تمامیت ارضی دفاع کرده لاجرم باید با چنگ و دندان و ایثار و از خودگذشتگی از این ودیعه الهی هم پاسداری کند و اگر دولت یا هر مقامی مانع از استفاده مردم از آزادی های قانونی شود ،مجاز است با توسل به همه روش های مدنی این حق خود را بدست آورد.

اعلمی با اشاره باینکه طبق اصل چهل و هشتم قانون اساسی در بهره برداري از منابع طبيعي و استفاده از درآمدهاي ملي در سطح استان ها و توزيع فعاليتهاي اقتصادي ميان استان ها و مناطق مختلف كشور، نبايد تبعيضی در كار باشد. به طوري كه هر منطقه بفراخور نيازها و استعداد رشد خود، سرمايه و امكانات لازم در دسترس داشته باشد ادامه داد ،

اگر ایران را یک سرزمین مشاعی در نظر بگیریم و در آمدهای نفتی و نظایر آنرا انفال محسوب بکنیم ،بوجب این اصل این درآمدها باید عادلانه و متناسب با مولفه هائی نظیر جمعیت و وسعت در میان مناطق و استان های مختلف کشور توزیع شود.
نماینده سابق مجلس با اشاره به اصل 49 قانون اساسی گفت دولت بموجب این اصل موظف به پس گرفتن ثروتهاي نامشروع و رد آن به صاحب حق بوده است اما متاسفانه پس از انقلاب نه تنها فاصله طبقاتی ناشی از حرام خواری و ویژه خواری از میان نرفته است بلکه با ایجاد طبقات جدید و اختصاص امتیازات به یک طبقه خاص ،شکاف طبقاتی نیز عمیقتر گشته است ،بنحوی که اقتصاد کشور را تحت الشعاع خود قرار داده است.

در ادامه این سخنرانی اعلمی با اشاره به اصل پنجاه و ششم قانون اساسی گفت خداوند انسان را بر سرنوشت اجتماعي خويش حاكم ساخته است ،هيچكس نمي تواند اين حق الهي را از انسان سلب كند يا در خدمت منافع فرد يا گروهي خاص قرار دهد.

او افزود در این اصل هم دو نکته کلیدی وجود دارد ،اول اینکه بجز خدا هیجکس حاکمیت مطلق بر سرنوشت انسانها را ندارد و خداوند حق حاکمیت بشر بر سرنوشت خود را به خود او تفویض کرده است و انسان مختار است که آنرا بنحو دلخواه جهت دهد و دوم اینکه این حق از حقوق سلب ناشدنی است و هیچ فرد و مقامی حق ندارد که چنین حقی را از انسان سلب کرده و یا در استخدام مناقع یک فرد و یا گروه خاصی قرار دهد. اعلمی با بیان اینکه وقتی این اصل را در کنار اصل ششم قرار می دهیم این نتیجه حاصل می شود که مردم یک سرزمین حق دارند تا از طریق رفراندوم و انتخابات ،هم نظام سیاسی دلخواه خود را انتخاب کنند و هم حاکمان خود را عزل و نصب کنند. افزود متاسفانه در اثر قرائت نادرستی که بعضی ها از ولایت فقیه دارند و اختیاراتی که فراتر از ظرفیت یک انسان و حتی فراتر از قانون برای ولی فقیه آنهم با این اعتقاد که او  "لا یسئل عما یفعل" می باشد قائل می شوند و همچنین تقسیرهای سلیقه ای و مغایر با روح قانون اساسی که از این قانون صورت می گیرد از اینرو شاهد انحراف مسیر حرکت انقلاب از خاستگاه واقعی انقلاب و قانون اساسی هستیم و در این میان نقش مردم در تعیین سرنوشت خود کاملا کمرنگ و تحت اراده حاکمان در آمده است.

نماینده سابق تبریز با بیان اینکه ،یک رئیس جمهور بموجب اصل 113 مجری قانون اساسی است و طبق مفاد اصل 121 سوگند یاد می کند تا پاسدار قانون اساسی و حقوق و آزادی های مصرح در این قانون باشد ،افزود اگر روسای جمهور گذشته پایبند به سوگند ایراد شده بودند هم اکنون نباید این قبیل انحرافات اساسی از قانون اساسی پدید می آمد.

وی آنگاه در مقام تبین خواست مردم برآمده و گفت خواست مردم این است که این روند هرچه زودتر باید بنفع حق حاکمیت ملت بر سرنوشت خود تغییر نماید و هیات حاکمه حداقل در برابر همین قانون اساسی و حقوق و آزادی های مذکور در آن سر تسلیم فرود آورند. آنچه مسلم است مادامیکه گردش قدرت محدود به کلکسیون 200-300 نفره ای است که از ابتدای انقلاب تا کنون قدرت را همچون گوئی در میان خود دست بدست می کنند و 70 میلیون ایرانی را بگروگان خود در آورده اند و وضع موجود نتیجه فکر و عمل آنهاست ، نه تنها تغییری حاصل نمی شود بلکه اوضاع روز بروز بدتر از گذشته نیز خواهد شد. نماینده دوره های ششم و هفتم مجلس افزود بنده به عنوان کسی که 35 سال در سیاست بوده است و حداقل 30 سال با گروههای سیاسی ارتباط مستقیم و غیر مستقیم دارد خدمت شما صادقانه می گویم که گردانندگان اصلی باندهای های اصلاح طلبی و اصولگرائی مشتی سیاست باز حرفه ای هستند که برای رسیدن به قدرت و یا حفظ آن متناسب با زمان و مکان لباس جدیدی بر تن می کنند که هیچ برازنده آنها نیست و اغلب نیز هیچ اعتقادی به آنچه که تظاهر می کنند ندارند همه این ها سر و ته یک کرباسند و پیشینه مشترکی در سرکوب مردم و آزادی ها دارند. در واقع برخی از این ها انحصار طلبان و تمامت خواهانی هستند که نگاهشان به آزادی و دموکراسی و یا اصول و ارزش های دینی یک نگاه ابزاری است و هرکس که به نقد رفتارهای انحصار طلبانه آنها بپردازد و یا بدون اجازه این باندها بخواهد سری میان سرها باشد و یا خود را کاندیدای قدرت نماید بلافاصله با برچسب هائی نظیر غضنفر و ضد نظام و ضدولایت فقیه  مواجه خواهد شد. در قاموس این انحصارطلبان چپ و راست ،سرسپردگی و نوکر صفتی در برابر آنها بزرگترین معیار اصلاح طلبی و اصولگرائی است. برخورد حذفی که با بنده صورت می گیرد نمونه آشکار این ادعاست. 70 میلیون ایرانی اسیر بازی های سیاسی این باند مافیائی قدرت شده اند و از آنجا که همه منابع را این باندهای مافیائی در انحصار خود در آورده اند ،به گروگان های هفتاد میلیونی خود هم اینگونه تلقین کرده و باورانده اند که بجز اینها کسی شایستگی احراز پست هائی نظیر ریاست جمهوری را ندارد!

اعلمی افزود ،بنابراین تردید نکنید تنها اشخاصی می توانند وضع موجود را بنفع ملت تغییر دهند که استقلال خود را از این باندهای مافیائی قدرت حفظ کرده و کارنامه و اندیشه آنان حاکی از اعتقاد آنان به تغییر باشد و از ناحیه ملت به حاکمیت تحمیل شود نه آنکه از سوی حاکمیت و کلکسیون دائمی قدرت به مردم تحمیل گردد. لذا با تظاهر به اصلاح طلبی و در پشت پرده تبانی با ارکان قدرت چنین تغییری رخ نخواهد داد و همان اتفاقی تکرار خواهد شد که در 8 ساله پس از 1376 شاهد آن بودیم. بعبارت دیگر همه کسانی که هیات حاکمه آنها را تبلیغ و تائید می کند ،تخم مرغ های یک سبد هستند که بفراخور شرایط زمانی و مکانی تغییر رنگ داده می شوند و به خورد ملت می دهند.هرگاه توانستید فرد مورد نظر خود را علیرغم مقاومت و مخالفت اقتدارگرایان ،به ارکان قدرت تحمیل کنید در این صورت می توانید به تغییر دلخواه خود امیدوار شوید ولاغیر.

 آنگاه اعلمی افزود با همین انگیزه در ناعادلانه ترین شرایط وارد میدان رقابت های انتخابات ریاست جمهوری شدم تا با توکل بخدا و با حمایت کسانی که با من درد مشترک دارند و مرا درک می کنند تلاش نمائیم قدرت را از چنگ انحصار طلبان خارج کرده و امکان استیفاء حقوق همه جانبه ملت ایران را فراهم سازیم و در این شرایط که همه راه ها بسوی من بسته شده و همه امکانات از بنده سلب گردیده و هیچ تریبونی را در اختیارم قرار نمی دهند کاندیداتوری خود را از آذربایجان اعلام کردم به این امید که با حمایت آذربایجان خلاء موجود را جبران کرده و دز آغاز راه بر مشکلاتی که در پیش روست فائق آمده و آنگاه با پیوستن به اقیانوس ملت در چارچوب همین قانون اساسی اصلاحات واقعی را برای ملت بزرگ ایران و همه اقوام ایرانی بارمغان بیاوریم.

اعلمی در قسمت پایانی سخنان خود با اشاره به اینکه متن بیانه انتخاباتی اینجانب در هیچ روزنامه و رسانه ای منتشر نشده و به سمع و نظر شما نرسیده است ،بیانیه انتخاباتی خود را برای حاضران قرائت کرد و سخنان خود را با این شعر به پایان رسانید:

خالقیم منه اوغول دسه // خالقیم منی لائیق گورسه

تانری منه یاردیم ادسه // من بو الین قوربانیام

گفتنی است که سخنان اعلمی بارها به دليل تشويق و ابراز احساسات حاضرين قطع مي شد. وقتی که برق مسجد در حوالي ساعت ۱۹:۳۰ توسط عوامل فشار قطع گردید، هوشياری حاضرين اين عمل آنان را خنثی کرد. حاضرين ضمن رعايت نظم و سکوت کامل ادامه سخنرانی اعلمي را خواستار شدند. سخنرانی تا تاريک شدن فضای مسجد ادامه داشت. حاضرين در مراسم سخنرانی بارها با شعارهای خود از کانديداتوری اعلمي حمايت کردند. پس از پايان سخنراني و هنگام خروج اعلمي از مسجد براي دقايقی عبور و مرور در خيابان ابوذر ارومیه مختل شد.

|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:31 PM |
همه باید سوال کنند سرنوشت پول نفت چه شد؟

نواندیش:  امروز و در آستانه انتخابات مهم دهمین دوره ریاست جمهوری همه باید سوال کنند سرنوشت پول نفت چه شد؟

به گزارش نواندیش ،  مهدی علیخانی عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات که به دعوت ستاد انتخاباتی میرحسین موسوی در پیشوا سخن می گفت ، با بیان این مطلب افزود : در انتخابات سال 84 شعار آوردن پول نفت بر سر سفره های مردم داده شد و امروز مردم می توانند با ارریابی تحقق یا عدم تحقق این شعار به قضاوت درخصوص طرح کنندگان آن بپردازند.

  وی ادامه داد : این شعار در جلب آرای مردم در انتخابات بی تاثیر نبود. اما امروز با تورم موجود و حاکم شدن وضعیت نامناسب اقتصادی بر مردم وقتی در این باره سوال می شود گفته می شود رییس جمهور این شعار را هیچگاه مطرح نکرده است.

 دبیرکل حزب جوانان ایران اسلامی با اشاره به اظهارات رییس جمهور به عنوان نامزد انتخاباتی در نشست مشترک با نمایندگان اصولگرای مجلس هفتم در محل کمیسیون تلفیق افزود : رییس جمهور صراحتا در این نشست پس از بیان اینکه دست مافیا را از نفت کوتاه خواهد کرد گفتند نفت باید بر سر سفره مردم باشد و اولین وزیر نفت معرفی شده به مجلس از سوی این دولت هم گفته بود برنامه اصلی او اجرایی کردن این شعار رییس جمهور است.

  وی ادامه داد : متاسفانه نه تنها این شعار تحقق پیدا نکرد بلکه بجای صداقت در مواجهه با مردم ، اصل شعار تکذیب شد و یا با لحن هایی که بیشتر توهین آمیز بود تا پاسخ ، گفتند نفت بوی بدی دارد و جای آن بر سر سفره های مردم نیست.

 علیخانی درآمد سرشار نفتی را فرصتی طلایی برای توسعه کشور در این سالیان قلمداد و گفت : متاسفانه در غیاب برنامه ریزی صحیح ، مشخص نشد که چرا نتوانستیم از این فرصت بهره بگیریم و نقدهای اساسی هم درخصوص دلارهای نفتی نه از سوی اصلاح طلبان که از سوی اصولگرایان شاخص و نهادهای مسئول به دولت وارد شده است.

  وی ادامه داد : زمانی که آقای عسگراولادی می گوید باید مشخص شود دلارهای نفتی کجا رفته ، صندوق در نداشته یا از ته سوراخ بوده و یا دیوان محاسبات که زیر نظر مجلس اصولگرای هشتم است مباحثی را مطرح می کند ، کسانی که در مدیریت هستند باید پاسخ قانع کننده ای بدهند.

 عضو شورای هماهنگی جبهه اصلاحات اتهام دولتی شدن اقتصاد در صورت رییس جمهور شدن میرحسین موسوی را ناروا دانسته و گفت : براساس آمار کارشناسان هزینه های دولت نسبت به گذشته 50% رشد داشته است و این یعنی بزرگ شدن دولت در شرایط کنونی . در حالیکه در گزاره های اقتصادی که مهندس موسوی مطرح کرده است بخش خصوصی ، سرمایه گذاری از سوی ایرانیان و سرمایه گذاری خارجی با هدف تولید و ایجاد اشتغال و رونق اقتصادی جایگاه ویژه ای دارد .

وی ضمن دعوت از عموم مردم برای مشارکت گسترده در انتخابات تاکید کرد : حضور گسترده مردم همواره مشکلات اساسی کشور را رفع کرده است و این حضور در این انتخابات نیز می تواند گره های اساسی از گرفتاری های مردم را بگشاید.

|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:24 PM |
بیانیه حزب اعتدال و توسعه در حمایت از موسوی
محمد باقر نوبخت ، دبیر کل حزب اعتدال و توسعه از حمایت این حزب از میرحسین موسوی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری خبر داد.

 محمد باقر نوبخت دبیر کل حزب اعتدال و توسعه در نشست خبری خود گفت: حزب اعتدال و توسعه با توجه به نگاه میرحسین موسوی به شرایط کشور و اقبال مردمی به وی از این داوطلب ریاست جمهوری دوره دهم حمایت می کند.

حزب اعتدال و توسعه، با صدور بیانیه‌‌ای رسمی، حمایت قاطع خود را از نامزدی مهندس میرحسین موسوی در دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اسلامی ایران اعلام کرد.

متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:

بسم‌الله الرحمن الرحیم
با گذشت سه دهه از حیات پویا و سرشار از دستاوردهای ارزشمند انقلاب اسلامی و نظام سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برخاسته از آن، مردم فهیم و ایثارگر ایران به منظور صیانت از ارزش‌ها و آرمانهای متعالی انقلاب اسلامی، حراست از تمامیت ارضی کشور، تثبیت و نهادینه‌سازی رهیافت‌های کلان قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و تعمیق دو صبغه مردم‌سالاری و اسلامیت در گستره سیاستگذاری‌ها و برنامه‌ریزی‌های کلان و خرد کشور، مصمم است که با حضور مجدانه خویش در پای صندوق‌های اخذ رأی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری، صدای رسای خود را که حکایت از خواسته‌ها و تمایلات منطقی و مشروع دارد، طنین‌انداز نموده و به سیاق سابق، در تعیین سرنوشت خویش مداخله تام نماید.

از این رو، بخشی از فرزندان دلسوز و معتقد به مبانی و اصول انقلاب اسلامی و نیز خواهان تحول و پیشرفت در رویکردهای اداره کشور، که در حزب اعتدال و توسعه گرد هم آمده و در برهه‌ها و مقاطع مختلف زمانی، مواضع و دیدگاه‌های کارشناسانه خود را به استناد تجارب‌ سال‌ها فعالیت و تصدی مسؤولیت‌های اجرایی و قانونگذاری، به سمع ملت عزیز و فرهیخته ایران رسانده‌اند، هم اکنون نیز که در آستانه برگزاری انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اسلامی قرار داریم، لازم و مقتضی می‌دانند که از باب تذکار، نکاتی را به محضر آحاد مردم متعهد ایران عرض نمایند:

یک: اقامه براهین و ادله گوناگون ایجاب می‌کنند که همه قشرها، صنف‌ها و گروه‌های اجتماعی با جدیتی تمام و بینشی روشن، در انتخابات روز 22 خرداد ماه 1388 مشارکت نمایند و با حضور برجسته و سبز خویش در این آزمون بزرگ که به راستی از اهمیت و حساسیت وافری برخوردار بوده و در تعیین سرنوشت‌ آینده دولت- ملت ایران تاثیر شگرفی دارد، اثبات کننده این مفهوم باشند که مقدرات این ملت با عظمت، در چارچوب اراده و عزم الهی، به دست خود مردم ایران رقم زده خواهد شد.

بی‌تردید مشارکت حداکثری ملت در این انتخابات، علاوه بر آنکه پایبندی و وفاداری مردم به اصول و ارزش‌های انقلاب اسلامی و جایگاه و کارآمدی نظام جمهوری اسلامی ایران را که ثمره و محصول جانفشانی‌ها و فداکاری‌های آحاد ملت است را به نمایش می‌گذارد، پیام‌هایی حائز اهمیت و قابل تامل در پی خواهد داشت که تحلیل و ارزیابی‌ آنها رامی‌توان به روزهای پس از برگزاری انتخابات در پیش‌رو، موکول کرد.

دو: ملت شرافتمند و سرزمین کهن ایران سزاوار این شایستگی هستند که با اتکا به فرهنگ و مدنیت دیرینه خویش، در جایگاهی با عزت و برتر از حیث فرهنگی، علمی، فن‌آوری، اقتصادی و اجتماعی قرار گیرند. سند چشم‌انداز بیست ساله که تصویری از عزّ و تعالی ایران اسلامی را ترسیم می‌نماید، بی‌شک برای تحقق این شأن و منزلت نیازمند تدوین برنامه‌های جامع توسعه‌ای، واسپاری مسئولیت اجرایی کشور به دولتمردانی با درایت، متعهد، مدبر و کارآمد،حاکم نمودن مشی اعتدالی و عقلایی در رویکردهای مدیریتی و سیاسی و پیگیری گفتمان توسعه و پیشرفت کشور در جوار عدالت‌خواهی و قانون‌مداری است.

بدین سبب انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری از آن چنان اهمیتی برخوردار می‌شود که برآیند آرای مردم در این انتخاب، در چگونگی نیل به اهداف مفروض در افق سند برنامه‌ای ایران فردا نقشی بسزا و بسی سرنوشت‌ساز خواهد داشت.

به یقین واسپاری مسئولیت خطیر قوه اجرائیه کشور به شخصیتی فرهیخته و جامع‌الاطراف که شناخت عمیقی از آموزه‌های نهفته در آرمان‌های مترقی انقلاب اسلامی داشته و به استناد رجلیت سیاسی و مذهبی، ساختار مردم‌سالاری دینی در نظام جمهوری اسلامی را به صواب و درستی درک نماید، این ضمانت را نوید خواهد داد که رئیس جمهور منتخب و دولت برگزیده دهم، با نگاه و رویکردی کلان، جامع و تعمیق یافته، امور کشور را مدیریت و راهبری کرده و موجبات بهره‌مندی ملت فهیم ایران از حقوق حقّه‌شان را فراهم نمایند.

سه: تدقیق در شرایط و مناسبات جهانی، مبیّن این مهم است که استمرار استقلال و حفظ تمامیت کشور و مانایی ثمره‌های پربرکت انقلاب شکوهمند اسلامی در گرو حضور پرشور و فعالانه مردم در عرصه‌های مختلف تصمیم‌گیری همچون انتخابات آتی ریاست جمهوری است.

بر کسی پوشیده نیست که صیانت از سه اصل عزت، حکمت و مصلحت در سوگیری‌های سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، ضروری می‌نماید که شهروندان شریف ایرانی با مشارکت بسیار بالای خویش در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری، پشتوانه متقن و الزامات نرم‌افزاری مراعات سه اصل و مبنای مزبور را مهیا کنند.

چهار: فارغ از مبارزات جناح‌ها و جریان‌های سیاسی موجود در کشور و آرایش‌ آنها در حمایت از نامزدهایی خاص در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری و نیز گفتمان‌هایی که در چارچوب اصولگرایی، اصلاح‌طلبی و اعتدال‌گرایی مورد علاقه و تمایل آنهاست، می‌توان از منظری دیگر به انتخابات ریاست جمهوری در بیست و دوم خردادماه امسال نگریست.

فضای سیاسی کشور هم اینک به جای آن که همچون چند سال اخیر در بند دو نحله اصولگرایی و اصلاح‌طلبی انسداد یابد، در دو رویکرد نوین «دفاع از وضع موجود» و «طلب وضع بهتر» هویت و معنا یافته است. به عبارتی دیگر، شیرازه رقابت در انتخابات ریاست جمهوری دهم برخلاف سنوات سابق، میان نامزدهای جریان‌های راست و چپ و یا اصولگرا و اصلاح‌طلب تعریف نمی‌شود بلکه مبارزه اصلی در کشاکش دو قطبی است که یکی از آنها از مناسبات و وضعیت موجود دفاع کرده و ارزیابی‌ مثبتی از عملکرد نهاد دولت طی چهارسال گذشته دارد و دیگری معتقد است که تداوم شرایط کنونی زیانبار بوده و به کیان کشور، انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی صدمه می‌رساند، لذا باید به دنبال استقرار شرایط بهتر در مملکت بود.

حزب اعتدال و توسعه با تحلیل و ارزیابی‌ مبتنی بر شاخص‌ها و شواهدی که در عرصه‌های گوناگون فرهنگی، سیاسی، اقتصادی و اجتماعی در دست دارد، ضمن اذعان به برخی تلاش‌های دست اندرکاران دولت، اعتقاد دارد که استمرار رویکرد مدیریتی کنونی حاکم بر قوه مجریه کشور، جمهوری اسلامی ایران را به شأن و جایگاهی که در خور آن است، نرسانده و با از دست رفتن فرصت‌ها و بعضا تقویت تهدیدها و اتلاف منابع نرم‌افزاری و سخت‌افزاری کشور، حقوق ملت ایران را تضییع می‌نماید.

در این راستا، می‌توان از نابسامان بودن شاخص‌هایی مانند رشد تولید ناخالص ملی، رشد سرمایه‌گذاری، بهره‌وری، تورم، بیکاری، درآمد سرانه، رفاه عمومی، آزادی اقتصادی، میزان صادرات و واردات، ضریب جینی و شکاف روز افزون اغنیا و فقرا و ... به مثابه شاهد و گواه مدعا نام برد.

کاهش سطح اعتماد و رضایت و مشارکت اجتماعی و تجزیه نیروهای سیاسی وفادار به انقلاب وافزایش سطح ناهنجاری‌های اجتماعی (بیکاری،فقر، فساد و اعتیاد) و ناکارآمدی ساختار اجرایی در پاسخگویی به حجم وسیع مطالبات مردم و شعارزدگی، روزمرگی، عوامفریبی، خرافه‌گرایی و نظام سلیقگی از چالشهای جدی این دولت است.

آشفتگی، ابهام و فراز و نشیب‌های غیرکارشناسی در روابط دوجانبه با کشورهای جهان و به خصوص همسایگان و کشورهای اروپایی و جایگاه ضعیف این دوره سیاست خارجی در روابط بین‌الملل و صدور قطعنامه‌های متعدد شورای امنیت سازمان ملل علیه کشورمان، همراه با حضور جنجالی مقامات عالیه کشور در برخی اجلاس‌های بین المللی موجب کاهش سطح تاثیرگذاری ایران بر شکل‌گیری روندهای منطقه‌ای و بین‌المللی گردیده و چالش‌های فراوانی را در سیاست خارجی و توسعه ملی کشور بوجود آورده است.

پنج: در این برهه حساس و خطیر تاریخی، حزب اعتدال و توسعه در چارچوب مرامنامه و اساسنامه خویش و با اعتقاد و التزام عملی به آرمان‌های به حق انقلاب اسلامی، پایبندی به قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران و آموزه‌های معمار و بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران حضرت امام خمینی (ره) و رهبر فرزانه انقلاب اسلامی مقام معظم رهبری، از آحاد ملت فهمیم و شریف ایران فارغ از تعلق به زبان‌ها، لهجه‌ها، مذاهب و قومیت‌ها، اعم از زنان و مردان، جوانان و سالمندان، دعوت می‌نماید که با مشارکت کیفی و پرشور خود در انتخابات روز بیست و دوم خردادماه امسال، مجد و سیادت ایران اسلامی را به اثبات رسانده و قوت الگوی مردم‌سالاری دینی را به جهانیان بنمایانند.

همچنین ارکان حزب اعتدال و توسعه علاوه بر ترغیب مردم معزّز ایران به مشارکت و حضور فعالانه در انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری اسلامی ایران در یک همگرایی تام دموکراتیک، ضمن تکریم و احترام خاضعانه به همه نامزدهای این انتخابات، از نامزدی برادر اندیشمند و ارزشمند جناب آقای مهندس میرحسین موسوی در انتخابات دهمین دوره ریاست جمهو ری اسلامی حمایت نموده و از ملت سرافراز و فداکار ایران در اقصی نقاط این مرز وبوم می‌خواهد که رأی خود را مزّین به نام این شخصیت جامع‌الشرایط نمایند.

بی‌تردید یک دهه سکانداری مسئولیت دولت در پست نخست‌وزیری و کارآمدی و موفقیت شایان توجه ایشان در ایام جنگ تحمیلی، مراتب متعالی درایت، تعهد، دلسوزی و فداکاری، حمایت مستمر و همه جانبه حضرت امام خمینی(ره) از ایشان، اخلاص و پایبندی وی به ارزش‌ها و اصول انقلاب اسلامی، ساده زیستی، پاکدامنی، نجابت و دانش‌ورزی ایشان جملگی کلیه اعضای حزب اعتدال و توسعه را اقناع و ترغیب می‌نماید که با جدیتی وافر به حمایت و پشتیبانی از نامزدی برادر جناب آقای مهندس میرحسین موسوی برخاسته و از همه ظرفیت‌ها و امکانات خویش برای توفیق این برادر ارزشمند در عرصه انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری استفاده نماید.

|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:22 PM |
دادگاه تجدیدنظر رکسانا صابری برگزار شد

جلسه رسیدگی به درخواست تجدیدنظر علیه حکم رکسانا صابری، خبرنگار ایرانی-آمریکایی که به جاسوسی متهم شده بود برگزار شد.

جان لاین خبرنگار سرویس جهانی بی بی سی در تهران گفت عبدالصمد خرمشاهی، وکیل مدافع رکسانا صابری پس از برگزاری جلسه دادگاه از شرایط دادگاه ابراز رضایت کرد.

هرچند پیشتر آقای خرمشاهی صدور حکم در این جلسه را محتمل دانسته بود، اما اکنون به نظر می رسد حکم در طی روزهای آینده صادر شود

گفتگو با عبدالصمد خرمشاهی وکیل مدافع رکسانا صابری

آقای خرمشاهی همچنین پیش بینی کرد که حکم صادر شده، کاهش یابد.

خبرگزاری فرانسه خانم صابری را در هنگام ورود به دادگاه "لاغر و رنگ پریده" توصیف کرد و در خبری کوتاه نوشت او در حالی که چادر سیاه بر سر و دمپایی سفید رنگی به پا داشت، در میان ماموران انتظامی به دادگاه آورده شد.

خبرگزاری رویترز نیز این خبرنگار 32 ساله را "لاغر و خسته" توصیف کرد و نوشت او درباره برگزاری جلسه تجدیدنظر مطمئن نبود.

در طی یک ماه اخیر از قول خانواده رکسانا صابری اخباری درباره اعتصاب غذا از سوی این خبرنگار (در اعتراض به زندانی شدن) نیز منتشر شد اما دولت ایران این اخبار را "کذب" دانست.

خبرگزاری رویترز همچنین خبر داد که از ورود رضا صابری، پدر این خبرنگار به جلسه دادگاه ممانعت شده است.

رکسانا صابری در روز 18 آوریل سال جاری به اتهام جاسوسی برای آمریکا به هشت سال زندان محکوم شده بود اما این حکم بازتابی گسترده در سطح بین المللی داشت و همزمانی آن با تلاش های آمریکا جهت برقراری ارتباط دیپلماتیک با ایران، بر اهمیت این پرونده افزود.

آمریکا و ژاپن، در کنار چند نهاد بین المللی از جمله سازمان گزارشگران بدون مرز درخواست آزادی این خبرنگار را مطرح کردند اما مقام های ایران این درخواست ها را دخالت در حوزه اختیارات و استقلال قوه قضائیه ایران قلمداد کردند.

با این وجود رئیس قوه قضائیه ایران خواستار "بررسی دقیق، سریع و عادلانه" این پرونده شد و محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری ایران هم در نامه ای به دادستان تهران خواهان رعایت عدالت برای رکسانا صابری گردید.

این خبرنگار که سابقه خبررسانی برای شبکه های NPR و فاکس نیوز آمریکا و بی بی سی را در ایران داشت، در شش سال گذشته در ایران ساکن بوده، اما به گفته مقام های دولت ایران اعتبار مجوز خبرنگاری او به پایان رسیده بود و او متهم بود که مدتی بدون در اختیار داشتن مجوز فعالیت خبرنگاری به این حرفه اشتغال داشته است.

|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:17 PM |
دانشجو از کاهش 50 درصدی داوطلبان خبر داد

کامران دانشجو ، رییس ستاد انتخابات ایران ، تعداد داوطلبان کاندیداتوری دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری را 475 نفر اعلام کرده است. به گفته او این میزان به نسبت دوره قبل 53 درصد کاهش را نشان می دهد.

به گزارش خبرگزاری فارس ،رییس ستاد انتخابات کشور ( یکشنبه 20 اردیبهشت ماه - 10 مه )در گفتگو با خبرنگاران گفت: از میان 475 نفری که ثبت نام کرده اند ، 433 نفر آنها مرد و 42 نفر زن هستند.

اقای دانشجو همچنین گفت افرادی که به صورت اینترنتی در سایت وزارت کشور ثبت نام کردند سه هزار و 272 نفر بودند که تنها 5/14 درصد از آنها با حضور در ستاد انتخابات اقدام به نام نویسی کردند.

شورای نگهبان صلاحیت داوطلبان نامزدی را بررسی خواهد کرد و گمان می رود تعداد بسیار کمی از آنها احراز صلاحیت شوند.

رییس ستاد انتخابات کشور همچنین گفت تا روز پنج شنبه 17 اردیبهشت ماه کلیه هیات های اجرایی در 368 شهرستان و 558 بخش مشخص خواهند شد و اسامی آنها به ستاد انتخابات کشور ارسال می شود.

آقای دانشجو همچنین از تشکیل کمیسیون ماده 62 قانون انتخابات در وزرات کشور خبرداد و گفت این کمیسیون مصوباتی داشته که پس از نهایی شدن اعلام خواهد شد.

وی اعضای این کمیسیون را دادستان کل کشور ، وزیر کشور ، مدیر عامل صداو سیما و یکی از اعضای شورای نگهبان و یا نمایندگان آنها عنوان کرد و گفت این کمیسیون برنامه رادیویی و تلویزیونی نامزدها را تصویب خواهد کرد.

این کمیسیون تصمیم گرفته که میزان تبلیغات رادیویی و تلویزیونی نامزدها نسبت به دوره گذشته به لحاظ مدت زمانی افزایش یابد.

رییس ستاد انتخابات کشور تعداد 46.2 میلیون ایرانی را واجد شرایط رای دادن اعلام کرد. او با بیان این که حدود 47 تا 48 هزار صندوق رای برای انتخابات ریاست جمهوری در نظر گرفته خواهد شد گفت مانند دوره های گذشته حدود 32 هزار شعبه ثابت اخذ رای خواهیم داشت.

آقای دانشجو درباره تبلیغات برای ایرانیان خارج از کشور گفت حدود 230 صندوق رای برای ایرانیان خارج از کشور درنظر گرفته شده وآنها می توانند با ارائه شناسنامه و یا گذرنامه معتبر در این انتخابات شرکت کنند

|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:15 PM |
33روز به انتخابات: انتقاد از وضعیت اجتماعی و دانشگاهها

با پایان ثبت نام نامزدهای داوطلب انتخابات ریاست جمهوری، فضای انتخابات وارد مرحله تازه ای شده است. نامزدها با سفر به شهرهای مختلف به تبیین نظرات و برنامه های انتخاباتی خود مشغول شده اند و احزاب، گروهها و چهره های سیاسی نیز سرگرم بحث و گفتگو در باره نامزدهای مورد حمایت خود هستند.

زهرا رهنورد همسر میرحسین موسوی در همایش دو روزه "از آرمان جمهوری اسلامی تا جمهوری اسلامی آرمانی" در دانشگاه تهران از وضعیت سیاسی و اجتماعی موجود در ایران انتقاد کرد و گفت: "امر به معروف و نهی از منکر از آرمان های ما به شمار می آمد اما هیچگاه فکر نمی کردیم که روزی برای امر به معروف و نهی از منکر گشت امنیتی گذاشته شود بلکه توقع ما این بود که این امر گفتگو و دیالوگ بود."

خانم رهنورد که عضو هیات علمی دانشگاه است با اشاره به شعارهای اول انقلاب گفت:"در کوران انقلاب شعار می دادیم زندانی سیاسی آزاد باید گردد ولی هیچگاه فکر نمی کردیم روزی در جمهوری اسلامی باز هم چنین فریادی را سر دهیم."

خانم رهنورد که که پیش از این رئیس دانشگاه دخترانه الزهرا در تهران بوده است با اشاره به دوران پیش از انقلاب گفت: "همواره از خدا می خواستیم که آسمان پر ستاره ای را در اختیار مردم قرار دهد و هیچ گاه فکر نمی کردیم که روزی ستاره های آسمان در دامن دانشگاه بیفتد و دانشجویان ما به نوع دیگر ستاره دار شوند."

همزمان با این سخنان، میرحسین موسوی نیز که به استان مرکزی رفته در خمین زادگاه آیت الله خمینی بنیادگذار جمهوری اسلامی، در جمع گروهی از طرفدارانش سخن گفته است.

گزارشها حاکی است که در زمان سخنرانی این نامزد انتخابات ریاست جمهوری، صدای میکروفن قطع شده و آقای موسوی با بلندگوی دستی خطاب به طرفداران گفته است: "هر جا که برای سخنرانی می روم یا برق قطع می شود یا میکروفن ها از کار می افتد که من این اتفاق را به حساب مهرورزی می گذارم."

احمدی نژاد: توسعه نه؛ تعالی

محمود احمدی نژاد که نامزد انتخابات ریاست جمهوری است تاکنون در باره برنامه های انتخاباتی اش اظهار نظری نکرده اما هر روز به مناسبت هایی حاضر می شود.

آقای احمدی نژاد در روز یکشنبه در جمع دانش آموزان شرکت کننده در "هشتمین کنگره ملی فراخوان پرسش مهر" گفت:"امروز در دنیا به برنامه های سازندگی برنامه های توسعه می گویند اما ما واژه تعالی را انتخاب کردیم چرا که واژه توسعه یعنی گسترش، اگر چه مقوله خوبی است اما فاقد هر نوع بار ارزشی و انسانی است."

با آنکه آقای احمدی نژاد در باره انتخابات به صورت مستقیم حرفی نزده اما حسین سعیدی به عنوان مسئول "ستاد مردمی و خودجوش حامیان احمدی نژاد" از عملکرد وی دفاع کرده و گفته است:"ما در برابر آینده مملکت مان بی تفاوت نیستیم و آمده ایم در برابر موج حملات خارجی علیه ابرمرد خدمت و مهرورزی بایستیم و بتوانیم با افتخار این مرد شجاع را یاری کنیم."

به گفته آقای سعیدی، گروه وی آمده است تا "با یک یا حسین دیگر در 22 خرداد پیروزی این مرد دلاور را جشن بگیرد."

کروبی:وضعیت دانشگاهها وحشتناک است

مهدی کروبی دیگر نامزد انتخابات ریاست جمهوری که به ایلام سفر کرده در جمع دانشجویان شهر ایلام گفت: "وضعیت دانشگاهها این روزها وحشتناک است و هر روز عده ای دانشجو یا ستاره می گیرند یا تعلیق می خورند و یا دستگیر می شوند. اگر با حمایت و رای شما مردم رئیس جمهور شوم حتما در پی تغییر وضعیت موجود بر خواهم آمد و در دولت من دانشجوی ستاره دار معنا نخواهد داشت."

آقای کروبی با بیان این که با ذکر گفتن و ورد خواندن مشکل کشور حل نمی شود گفت: "مردم باید حضور محکم و گسترده در انتخابات داشته باشند. امروز عده ای در پی حضور کمرنگ مردم در صحنه انتخابات هستند ولی اگر مردم حضوری گسترده در انتخابات داشته باشند آنها تا ماه ها به کما خواهند رفت."

|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و یکم اردیبهشت 1388 و ساعت 11:14 PM |
لاریجانی: شیوه پوشش خبری ثبت نام نامزدها مطلوب نیست

رئیس مجلس ایران نحوه پوشش خبری ثبت نام داوطلبان نامزدی انتخابات ریاست جمهوری را مورد انتقاد قرار داده است.

روز پنجشنبه، 7 مه (17 اردیبهشت)، علی لاریجانی، رئیس مجلس، در گفتگو با خبرنگاران در مورد انعکاس مراجعه "افراد عادی" برای ثبت نام به عنوان نامزد انتخابات ریاست جمهوری در رسانه های گروهی گفت که "این نوع کارها سبب نزول جایگاه ریاست جمهوری می شود و لذا، این شیوه مطلوبی نیست."

اشاره آقای لاریجانی به انتشار گزارش هایی در رسانه های خبری داخلی و خارجی از مراجعه افراد مختلف به مرکز ثبت نام داوطلبان انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری است.

بسیاری از این گزارش ها حاوی تصاویر و نظرات شهروندان عادی است که برنامه های خود را در صورت کسب تاییدیه شورای نگهبان و پیروزی در انتخابات شرح می دهند و در مواردی، طنز آمیز به نظر می رسد.

آقای لاریجانی خطاب به رسانه های گروهی گفت که "کارهایی که شما در انعکاس این افراد و نشان دادن آنان در رسانه ها می کنید، سبب مخدوش شدن نگاه ها به جایگاه ریاست جمهوری می شود."

وی افزود "شما رسانه ها برای تنوع کاری، دوست دارید که از این نوع بازیگوشی ها بکنید، لذا آنان را برجسته می کنید و یا به مصاحبه با آنان می پردازید". آقای لاریجانی از رسانه های همگانی خواست تا جایگاه رئیس جمهوری به عنوان نفر دوم کشور را رعایت کنند و بکوشند که در این انتخابات، مردم انتخاب آگاهانه ای داشته باشند.

علی لاریجانی در مورد انعکاس بین المللی گزارش ثبت نام تعداد قابل توجهی داوطلب نامزدی ریاست جمهوری هم ابراز نگرانی کرد و گفت "رویه فعلی این اشکال را دارد که اینگونه افراد اقدام به ثبت نام می کنند اما شورای نگهبان، به حق آنان را رد می کند اما انعکاس بین المللی این مساله این است که از بین هزار داوطلب، چهار نفر انتخاب شده اند."

به گفته رئیس ستاد انتخابات کشور، تا پایان روز چهارشنبه - دومین روز از مهلت پنج روزه ثبت نام داوطلبان - نود و چهار نفر از جمله تعدادی زن ثبت نام کردند که هیچیک از افراد شناخته شده و مورد حمایت گروه های عمده سیاسی در جمهوری اسلامی در میان آنان نبودند.

در دوره های قبلی انتخابات ریاست جمهوری نیز تعدادی زن به عنوان داوطلب نامزدی در انتخابات ثبت نام کردند اما هیچیک از آنها به تایید شورای نگهبان نرسید و نتوانست وارد مبارزات انتخاباتی شود.

اصلاحات مورد نظر مجلس

رئیس مجلس طرح مصوب نمایندگان در مورد شرایط داوطلبان ثبت نام برای نامزدی انتخابات ریاست جمهوری را به عنوان تلاشی برای جلوگیری از کثرت داوطلبان یادآور شد و گفت "مجلس در این زمینه به وظیفه خود عمل کرد و بیشتر از نوشتن قانونی که مانع ثبت نام افراد غیر رجل سیاسی و دینی شود، کاری نمی تواند بکند."

طبق اصل 115 قانون اساسی، رئیس جمهوری باید از میان رجل سیاسی و دینی انتخاب شود، ایرانی الاصل و تابع ایران، دارای حسن سابقه و امانت، مومن و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور باشد.

تابستان سال گذشته، نمایندگان مجلس طرحی را به تصویب رساندند که وزارت کشور را مکلف می کرد تا تنها از کسانی که دارای شرایط مندرج در این مصوبه هستند برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ثبت نام کند.

این مصوبه سن داوطلبان را بین چهل تا هفتاد و پنج سال تعیین می کرد و برای آنان شرط دارا بودن مدرک تحصیلی کارشناسی ارشد و بالاتر، یا معادل حوزوی آن را الزام آور می ساخت.

همچنین، در صورت تبدیل این مصوبه به قانون، کسانی می توانستند خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری کنند که پیشتر تصدی سمت های معینی را در جمهوری اسلامی برعهده داشته باشند.

اگرچه این طرح به تصویب مجلس رسید، اما شورای نگهبان محتوای آن را مغایر قانون اساسی دانست و از تایید آن خودداری ورزید.

به نظر شورای نگهبان، تعیین شرط سنی به منزله تبعیض در برخورداری شهروندان از حق نامزدی در انتخابات بود و واگذار کردن وظیفه پذیرش یا رد داوطلبان بر عهده وزارت کشور با اصل 110 قانون اساسی که شورای نگهبان را مرجع تعیین صلاحیت نامزدها می داند مغایرت داشت.

به گفته آقای لاریجانی، شورای نگهبان بر این نظر بود که مجلس نمی تواند تعیین کند که تنها کسانی که سابقه برخی مشاغل را دارند رجل سیاسی محسوب می شوند و می توانند ثبت نام کنند.

علی لاریجانی افزود که مصوبه مجلس پس از رد آن از سوی شورای نگهبان به مجمع تشخیص مصلحت ارجاع شده است اما این مصوبه به انتخابات این دوره ریاست جمهوری نمی رسد.

|+| نوشته شده توسط نوید در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:30 AM |
متن سخنرانی خانم فاخته زمانی در اجلاس ضد نژادپرستی سازمان ملل متحد در ژنو
همه باهم جرقه ای ایجاد کنیم که آتش مهیبش بنیان نژادپرستی را بسوزاند

انجمن دفاع از زندانیان سیاسی آذربایجانی در ایران(آداپ) با دعوت کمیساریای عالی حقوق بشر سازمان ملل یکی ازتشکلهای غیر دولتی بود که در اجلاس ضد نژادپرستی دول عضو ملل متحد حضور یافت. فاخته زمانی، فعال حقوق بشر آذربایجانی و دبیر این تشکل از معدود شخصیتهای غیردولتی جهان و تنها شخصیت غیردولتی از ایران بود که برای سخنرانی در خصوص مسئله نژادپرستی در ایران به این اجلاس دعوت شده بود. اجلاسی که به آن عنوان « دوربان ۲» نیز داده می شد. فاخته زمانی همچنین روز پنجشنبه ۲۳ آوریل ۲۰۰۹ در پانلی با عنوان"”VOICES در مورد سیستم راسیستی و نژادپرستانه استقرار یافته در سرتاسر جامعه ایران سخنرانی کرد.

ترجمه متن فارسی این سخنرانی چنین است:

من فاخته زماني بنيان گذار و دبير کنوني انجمن دفاع از زندانيان سياسي آذربايجاني در ايران (آداپ) هستم. در طول سه سال اخير، با اين اميد که در خصوص مبارزه گروه هاي اقليت براي دستیابی به حقوق زباني و فرهنگي آگاهي دهم، در مناطق مختلف آمريکا و اروپا مسافرت کرده و در فوروم هاي متعدد صحبت کرده ام. عليرغم دريافت تهديد هاي بيشمار براي متوقف کردن کارم، نهايت سعي ام را بکار برده ام تا صداي آنهائي را که قرباني نقض حقوق بشر شده اند و همچنين صداي اعضاء خانواده و دوستاني که از آنها حمايت ميکنند را انعکاس دهم، آناني که صرفا به خاطر استفاده از زبان مادري خود و يا براي درخواست حق تحصيل به زبان مادري خود زنداني شده و اغلب نيز مورد شکنجه قرار گرفته اند. اين آزادي هائي است که ما يک امر بديهي ميدانيم و نقض آن نشانه هائي از يک سيستم گسترده نژادپرستي است که در سراسر جامعه ايران وجود دارد.

متاسفانه من خود به عنوان يک ايراني با اتنيک آذربایجاني، اين نژادپرستي را در جريان رشد خود تجربه کرده ام و در نتيجه شخصا" خودم با آنهائي که در معرض اين نوع نژادپرستي هستند احساس همدردي ميکنم. بسيار خوشحالم که اين فرصت را يافته ام که در کنفرانس دوربان و در «صداها - Voices» حضور يابم تا ماهيت نژادپرستي و نقض حقوق بشر در ايران را براي آنهائي که تلاش ميکنند تا نژادپرستي را افشا کنند و يا با آن در افتند روشن سازم. اما قبل از شروع، بايستي اين را روشن کنم که در اينجا يک نژاد و يا گروه مشخصي را مورد اشاره قرار نميدهم. من اينجا آمده ام تا در خصوص نژادپرستي ايراني به مثابه يک معضل اجتماعی بحث کنم. آن نژادپرستي که از آن صحبت ميکنم نه تنها از طرف حکومت اعمال ميشود بلکه بر آمده از سوي کليت جامعه ايرانی است. اين يک سيستم غير انساني سرکوب است که از سالهاي کودکي شروع شده و کل زندگي شخص را تحت تاثير قرار ميدهد و از آنجائي که نصف جمعيت ايران از گروه هاي اقليت تشکیل شده است، در نتیجه ضروري است که اين نژادپرستي هم اکنون در رأس توجه قرار گیرد.

ميخواهم ابتدا با نمايش تجربه شخصي خود در جريان رشدم به عنوان عضوي از يک اقليت اتنيکي در ايران شروع کنم. من در خانواده اي بزرگ شدم که همانند بيشتر آذربایجاني ها، در خانه به زبان مادری خود صحبت ميکرديم. پدر و مادرم به تاريخ، زبان و فرهنگ خود فخر ميکردند و طبعا” من نيز همين احساس را داشتم. آنان از خدمات درخشان آذربایجاني ها به جامعه ايران داستانها نقل ميکردند که در نتيجه آن، حقيقتا خودم را از نواده گان مردمی قدرتمند و مهم حس ميکردم.

البته همه اينها از وقتي که وارد مدرسه ابتدائي شدم عوض شد. در اينجا بود که نژادپرستي را، نه ازطرف همکلاسي هايم، بلکه در نهايت حيرت از طرف معلمينم تجربه کردم. ما مجبور بودیم که فارسي حرف زدن در کلاس را ياد بگيريم چرا که استفاده از زبان مادري خودمان يک خطاي جدي محسوب مي شد. کتاب هاي درس تاريخ ما وقايع تاريخي را بطور کامل به نفع شکوه نژاد فارس تحریف کرده بود. هيچ يک از ما به کتاب هاي درسي که به زبان مادري مان نوشته شده باشد دسترسي نداشتيم. فرهنگ فارس به عنوان هويت مشترک همه ايرانيان تعریف ميشد. نقش مهم ترکهاي آذربایجاني در تاريخ ايران ناچيز قلمداد ميگرديد. در خيلي موارد به آذربایجاني ها خصلت غير انساني اطلاق شده و آنها بصورت وحشيان و بيگانگاني مورد اشاره قرار ميگرفتند که در تاريخ بزرگ امپراطوري فارس اخلال نموده اند. در مدرسه به رعايت اکيد مواد درسي نظارت ميشد.

مامورين وزارت آموزش به کلاس هاي درسمان سر ميزدند تا مطمئن شوند که معلمين بر اساس مواد درسي تعيين شده عمل ميکنند. در صورت تخلف، شغل خود معلمين به مخاطره مي افتاد. معلمين ما که اغلب خودشان هم آذربایجاني بودند،البته مطابق اين سيستم عمل ميکردند. وزارت آموزش و پرورش به صورت جدی نظارت ميکرد که کودکاني که بزباني غير از فارسي صحبت می کنند شديدا تنبيه شوند، که این تنبیه معمولا عبارت از تعليق کلاسشان و يا کتک زدنشان در سر کلاس بود. آناني که جسارت اين را داشتند که براي دستشوئي رفتن با زباني غير از فارسي اجازه بخواهند، مجبور ميشدند که سر جاي خود بمانند و رنج بکشند. نژاد پرستي تنها به کلاس هاي درس محدود نميشد. من مرتبا ميشنيدم و يا ميديدم که مردم من در راديو، تلويزيون و در مدياي دولتي مورد توهين قرار ميگرفتند.

اين رفتار تا امروز نيز کماکان ادامه دارد. در نشريات ايراني، آذربایجاني ها بصورت مردمي که از نظر هوش مشکل دارند و اعضا درجه دو جامعه هستند تصوير شده و اغلب در مدياي ايراني با عناويني غير انساني مورد اشاره قرار ميگيرند. هر منطقه اي که در آن اقليت هاي ائتنيکي متمرکز هستند، از سرمايه گذاري هاي اقتصادي محروم ميماند. مغازه داران از استفاده از نام هاي غير فارسي، حتي در محلات آذربایجاني نشين، منع گرديده و در صورت سر پيچي از اين امر، به مغازه هاي آنان آسيب رسیده و يا بسته میشود.

نژاد پرستي در مورد اقليت هاي ائتنیکی در ايران، حتي منحصر به داخل مرزهاي ايران نيست. من جوک ها و اشارات نژاد پرستانه را از ايرانيان غربگرا در خارج از ايران نيز شنيده ام. و ناراحت کننده تر اين است که اين نژادپرستي با بالا رفتن درجه تحصيلات شخص از بين نميرود. طبقه تحصيل کرده، اساتيد، دکتر ها و غيره هنوز هم به اين کار ادامه ميدهند چرا که با آن بسيار مانوس ميباشند. حتي گروه هاي اوپوزيسيون نيز مشمول اين قاعده ميباشند.

ممکن است خيلي ها باشند که اين مساله را چيز ساده اي تلقي کنند که در مقابل مسائل عام حقوق بشر و همچنين برنامه هسته ای ايران کمرنگ ميباشد. اما بر عکس، نژاد پرستي بر عليه جمعيت اقليت ايران بايستي بصورت يک مشکل جدي مورد توجه قرار گيرد، مشکلي که به اندازه هر مورد مرتبط با رژيم اسلامي، توجه خيلي جدي را طلب ميکند. اقليت هاي ائتنيکي بيش از نصف جمعيت ايران را تشکيل ميدهند و به همين جهت اين مساله در واقع اکثريت جامعه ايراني را تحت تاثير قرار ميدهد.

آذربایجاني ها خود٬ قريب يک چهارم جمعيت ايران ميباشند که معادل سه برابر جمعيت آذربایجاني ها در کشور آذربایجان است. در دو سوي مرز، آذربایجاني ها زبان و فرهنگ مشترکي دارند اما با اينحال، در حاليکه آذربایجاني هاي شمال از سال ۱۹۹۱ استقلال خود را کسب کرده و قادر بوده اند که فرهنگ و زبان خود را شکوفا کنند، آذربایجاني هاي جنوب در طول هشتاد سال اخير تحت فشار قرار گرفته اند تا فارسيزه شوند. اينان به غير از آسيميله شدن انتخاب ديگري ندارند. اگر آسيميله نشوند، در حاشيه قرار گرفته و از پيشرفتهاي اجتماعي محروم می شوند. آناني که جسارت می یابند تا عليه سيستم نژادپرستي اعتراض کنند، دستگير می شوند، شکنجه مي بینند و بعضا نيز به قتل ميرسند.

اين مسأله پس از انتشار يک کاريکاتور سياسی در ماه مه ۲۰۰۶ کاملا" روشن گرديد٬ کاریکاتوری که در آن نوعي مشکل مکالمه ای بين يک پسر بچه فارس و سوسکی که مردم آذربایجان را تمثیل می کرد٬تصویر شده بود. به دنبال آن٬ آذربایجانیها در تبريز، اروميه، اردبيل، زنجان، خوي و نقده(سولدوز) و خيلي از شهرهاي ديگر براي اعتراض به خيابان ها ريختند. سرکوب دولت ايران بسيار تند و شديد بود. طبق گزارشها صد ها تا هزاران نفر در جای جای آذربایجان دستگير و خيلي ها توسط نيروهاي امنيتي کشته شدند. زنداني عقيده عباس لساني يکي از آنهائي بود که بازداشت و زنداني شد. محکوميت وي بعلاوه حکم قبلی اش که به خاطر ممانعت اش از عوض کردن نام مغازه خود به يک نام فارسي متحمل ميشد، وي را تا همين شش ماه پيش در زندان نگه داشت. در طول دوره زندان عليرغم دست زدن به چندين اعتصاب غذا در اعتراض به رفتار خشني که در حق وي اعمال ميشد، مجازات سخت وي کماکان ادامه يافت.

خيلي ها هم به همان سرنوشت آقاي عباس لساني دچار شده اند. بطور نمونه ، فرهاد محسني فعال ۲۵ ساله حقوق زباني، پس از مراسم دومین سالگرد قيام ۲۰۰۶ دستگير و سپس شکنجه شد و ۲۰ روز پس از دستگيري به قتل رسيد. اين ها مواردي است که انتشار عمومي يافته اند و الا از آنجائي که سيستم قضائي ايران در زير لايه اي از پنهان کاري عمل ميکند، ممکن است که افراد بيشمار ديگري باشند که سرنوشت دهشتناک مشابهي داشته اند.

دوستان فعال بر علیه نژاد پرستی:

سيستم سازمان يافته راسیستی و تبعيضات اتنيکي نبايستي در سايه موارد به ظاهر مهمتر مرتبط با ايران قرار گيرد. نژاد پرستي براي کساني مثل من به مفهوم محرومیت از ابراز زبان و فرهنگ خودم در داخل ايران و يک عمر سر کردن با جوکها و تيپ سازي هاي اجتماعي ظالمانه است، و براي آن افراد شجاعيکه داوطلبانه بر عليه نژاد پرستي در ايران اعتراض ميکنند، اين امر مترادف با زنداني شدن، شکنجه ديدن و حتي مرگ است. اينها نشانه هاي يک معضل گسترده و همه گیر است که در درون جامعه ايراني وجود دارد. اگر ما قادر شويم که اين مرض مزمن ” نفرت از دیگران” را درمان کنيم، خواهيم توانست که زبان هاي مختلف را بشنويم، و شکوفائي فرهنگ ها و رشد جامعه را شاهد باشيم . ما فرهنگ هاي زيباي متمايزي را خواهيم ديد که قهرمانان خود را ارج مينهند و تاريخ اشان را به زبان ملي خود ياد ميگيرند، و از همه مهمتر، ما شاهد توقف شکنجه و مرگ اقليت هاي ائتنيکي که براي حقوق انساني خود مبارزه ميکنند خواهيم بود.

آگاهي دادن به اين مساله اولين قدم به حساب ميايد. ما ميتوانيم به همراه هم جرقه کوچکي براي افروختن شعله اي باشيم که ديوارهاي بناي نژادپرستي را فرو به ريزد. دکتر مارتين لوترکينگ زماني گفت که “ آنچه که ما در نهايت بياد خواهيم داشت نه سخنان دشمنانمان بلکه سکوت دوستانمان است.” از اين روست که بايد تمام دنيا را از معضل نژادپرستي در درون جامعه ايراني و محدوديت اجتماعي حاصل از آن باخبر کنيم و آن روزي را اميدوارانه انتظار بکشيم که اين معضل از بين برود.

به خاطر وقتی که به من دادید٬ بسیار متشکرم.
|+| نوشته شده توسط نوید در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:5 AM |
ما و پيشوا

به بهانه سالمرگ هیتلر جهانگردان و بازرگانان آلماني که به ايران مسافرت مي‌کنند،معمولا با رفتاري عجيب از سوي ايرانياني مواجه مي‌شوند که بعد از گذشت 65 سال از مرگ هيتلر و بدون اطلاع از نفرت و بدنامي پيشوا در ميان آلماني‌ها، از قدرت و هيبت نازي‌ها و هيتلر با آنان سخن مي‌گويند.

در سال 1383 و در جريان ديدار تيم‌هاي ملي فوتبال ايران و آلمان نيزهزاران تماشاچي ايراني در هنگام پخش سرود ملي آلمان سلام هيتلري دادند! اتفاقي که پخش زنده مسابقه توسط شبکه ZDF را براي ثانيه‌هايي قطع کرد،اگرچه روزنامه بيلد عکسي از صحنه اين سلام هيتلري را منتشر ساخت. تماشاچيان ما با اين حرکت نه تنها قصد توهين به کسي را نداشته‌اند بلکه اوج علاقه خود به آلماني‌ها را نمايش داده بودند غافل از آنکه پيشوا و سلام او نماد نژاد پرستي در اروپا است.

ما ايرانيان اما در دوران اوج اقتدار و پيروزي‌هاي هيتلر و دولت آلمان در سال‌هاي جنگ جهاني دوم نيز به او علاقه‌مند بوده‌ايم. فتوحات پياپي ارتش نازي در جريان جنگ و تبليغات اولين راديوي برون مرزي فارسي زبان(راديوبرلين)که زير نظر گوبلز وزير تبليغات آلمان اداره مي‌شده است،ايرانيان ناراضي و عصباني از سياست‌هاي انگلستان و شوروي را شديدا به هيتلر علاقه‌مند ساخته بوده است. در آن روزگار بسياري از جوانان سرهاي خود را مانند هيتلر مي‌تراشيده و در خيابان به يکديگر سلام هيتلري مي‌داده‌اند. حتي امراي ارتش رضاشاه نيز علاقه فراوان خود به هيتلر را با گذاشتن سبيل همانند سبيل او نشان مي‌داده‌اند.

رضاشاه خود به پيشرفت‌هاي صنعتي و نظامي آلمان هيتلري دلبسته بود. او به همين دليل صدها کارشناس آلماني را براي کار در پروژه‌هاي مختلف به ايران دعوت کرد. کارشناساني که در شهريور 20 حضورشان،دستاويزي براي اشغال ايران و پايان سلطنت شاه شد. تاج الملوک همسر رضاشاه و ملکه ايران در آن دوران پيرامون سفر خود و فرزندانش به آلمان و ديدار با هيتلر و علاقه رضاشاه به او، روايت جالبي دارد.

او مي‌گويد:«هيتلربا من واشرف وشمس دست داد وازمن حال واحوال رضا را پرسيد. از طرف سفارت ايران يك مرد جوان به عنوان ديلماج حضورداشت كه مطالب هيتلررا براي ما وحرف‌هاي ما را براي هيتلرترجمه مي‌كرد. اگراشتباه نكنم اين مرد جوان جمالزاده بود كه بعدها نويسنده معروفي شد. ما براي هيتلرچند هديه برده بوديم كه عبارت بود از دو قطعه قالي نفيس ايراني ومقداري پسته رفسنجان. هيتلرخيلي ازنقش قالي‌ها وبافت ورنگ آنها خوشش آمد. روي يك قالي كه درتبريزبافته شده بود عكس خود هيتلربود. روي قالي ديگرهم علامت آلمان را كه عبارت ازصليب شكسته بود نقش كرده بودند. ازمطالب هيتلردستگيرمان شد كه باورش نمي‌شود اين تصاويرظريف را با دست بافته باشند.هيتلرهم متقابلا سه قطعه عكس خود را امضا كرد وبه من ودخترانم داد. ديلماج سفارت گفت: «آقاي هيتلر مي‌گويند متاسفانه پيشواي آلمان مثل شاه ايران ثروتمند نيست ونمي تواند متقابلا هديه گرانقيمت به ما بدهد وازاين بابت معذرت مي‌خواهند!» من اين ملاقات را هيچ‌وقت فراموش نكردم وبه درخواست رضا ده‌ها بار ريزمطالب آن را برايش تعريف كردم.هيتلر از رضا خيلي تعريف كرد وگفت زندگي او را مي‌داند و از اينكه يك نظامي قدرت را درايران به دست دارد خوشحال است. رضا ازاين قسمت خيلي خوشش مي‌آمد و من هر وقت به اين قسمت ازملاقات خودم با هيتلر مي‌رسيدم بايد آن را چند بارتكرار مي‌كردم»!

نزديکي بيش از حد ايران و آلمان در اين دوران نگراني‌هاي فراواني را نيز ميان انگلستان و شوروي برانگيخته بود به گونه‌اي که سفير بريتانيا از احتمال کودتايي با پشتيباني آلمان بر ضد رضاشاه ابراز نگراني مي‌کند. رجال با سابقه سياسي ايراني همچون قوام السلطنه نيز در اين سال‌ها ارتباطات نزديکي با سفارت آلمان داشته‌اند ارتباطاتي که در آنها به تلاش براي در دست گرفتن قدرت نيز پرداخته مي‌شود.

با اين وجود رضاشاه به دنبال حمله آلمان به اتحاد شوروي از يک طرف با پيام هيتلر مبني بر درخواست ايستادگي در برابر متفقين تا زمان تسلط آلمان بر قفقاز_که با پيشرفت‌هاي سريع آلمان دور از ذهن هم نبود- روبه‌رو گشته و از طرفي ديگر فشار شديد متفقين براي اخراج آلماني‌ها را بر دوش داشت. او در اين وضعيت سياست بي طرفي پيش گرفت.سياستي که دول متفق لحظه‌اي هم در نقض آن درنگ نکرده و براي کمک به شوروي از طريق ايران،کشور ما را اشغال کردند.

هيتلر و دستگاه ديپلماسي او نيز به ايران علاقه مند بوده‌اند. اين علاقه اگرچه تا حدود زيادي به موقعيت ژئوپليتيک ايران،نفت و بازار مستعد ايران باز مي‌گردد اما تاکيد نازي‌ها بر نژاد برتر و ريشه مشترک ژرمن‌ها و آريايي‌هاي ساکن ايران نيز در اين خصوص بي تاثير نبوده است.با اين حال اگرمطابق با تحقيقات متخصصان ژنتيک هيتلري،ايرانيان وآلماني‌ها هم نژادند،در شرم تاريخي همخون بودن با پيشوا و جانوراني چون گوبلز،آيشمن و ساير مسببين هولوکاست نيز بايد قدري تامل کرد.

منبع:اعتماد ملی

|+| نوشته شده توسط نوید در شنبه نوزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:3 AM |
اورمونیوز: به گزارش خبرنگار اورمونیوز از اورمیه٬ هفت شهروند اورمیه ای که شهریورماه سال ۱۳۸۷ ٬ در جریان تورنمنت بین المللی فوتبال در اورمیه و به جرم سردادن شعارهای تجزیه طلبانه بازداشت شده بودند٬ از طرف قاضی ایزدی رئیس شعبه ۱۰۴ دادگاه عمومی جزایی اورمیه به شش ماه حبس و سی ضربه شلاق تعزیری محکوم شدند.
|+| نوشته شده توسط نوید در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 1:4 PM |
 یاور شریفی (محصل) فرزند دوستعلی٬ سعید محمودی فرزند حمید٬ محمد شریفی فرزند سیفعلی٬ سعید رسول پور فرزند سلمان٬ مجتبی کهریز فرزند مهدی٬ غلامرضا دامنه فرزند اسلام و علی اکبری فرزند امیر هفت شهروند اورمیه ای هستند که اوائل شهریورماه ۱۳۸۷ به خاطر حمل پرچم جمهوری آذربایجان و سردادن شعارهای ملی گرایانه هنگام تماشای مسابقات فوتبال در تورنمنت چهارجانبه مابین کشورهای آذربایجان٬ ترکیه٬ عراق و ایران توسط مأموران انتظامی دستگیر و پس از حدود یک هفته آزاد شدند.

|+| نوشته شده توسط نوید در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:56 PM |
شورش نظامیان در گرجستان

دولت گرجستان اعلام کرده است که شورش در پایگاهی نظامی در نزدیکی تفلیس، پایتخت گرجستان، سرکوب شده است.

مقامات این کشور گفته اند که این شورش بخشی از یک طرح کودتای مرتبط با روسیه و هدف از آن ترور میخاییل ساکاشویلی، رئیس جمهوری گرجستان بوده است.

وانو مرابیشویلی، وزیر کشور گرجستان گفت که فرمانده این پایگاه نظامی که یک گردان زرهی در آن شورش کرده بودند، دستگیر شده و تعدادی دیگر مورد بازجویی قرار گرفته اند.

نماینده روسیه در ناتو، پیمان آتلانتیک شمالی اتهام پشتیبانی روسیه از طرح کودتا را اتهامی "جنون آمیز" خوانده و این شورش نظامی را نتیجه " سیاست های غیرعاقلانه رئیس جمهوری گرجستان " عنوان کرده است.

این اتفاقات تنها یک روز قبل از آغاز مانور نظامی ناتو، پیمان آتلانیتک شمالی، در گرجستان رخ داد. دمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه، به دلیل برگزاری مانور نظامی "در کشوری که به تازگی درگیر جنگ بوده "، به شدت از ناتو انتقاد کرده است.

آغاز شورش بعد از خنثی شدن کودتا

به گفته مقامات گرجستان، شورش در پایگاه نظامی موخرووانی در سی کیلومتری تفلیس، صبح امروز سه شنبه، پنچم ماه مه، و با نافرمانی سربازان آغاز شد.

وزیر دفاع گرجستان هدف از این شورش را "ایجاد اختلال در رزمایش ناتو و براندازی نظامی دولت" عنوان کرده است.

دیوید سیخارولیدزه گفته است که "ماموران اجرای قانون در صحنه شورش حاضر شده ا ند." هنوز تعداد نیروهای شورشی اعلام نشده است.

شورش نظامیان بلافاصله بعد از آن آغاز شد که دولت گرجستان خبر از خنثی شدن توطئه کودتای نظامی در این کشور را داد.

سخنگوی وزارت کشور گرجستان به بی بی سی گفت که کودتاچیان قصد بی ثبات کردن گرجستان و قتل رئیس جمهوری این کشور را داشتند و دولت حدود دو ماه پیش از قصد آنها آگاه شده است.

به گفته این سخنگو، فرمانده سابق نیروهای ویژه ارتش گرجستان، یکی از رهبران کودتا بوده که دستگیر شده است.

وزارت کشور گرجستان همچنین اعلام کرد که به نظر می رسد این شورش با هماهنگی روسیه صورت گرفته است.

روابط روسیه و گرجستان پس از جنگ تابستان سال گذشته بر سر مناطق جدایی طلب اوستیای جنوبی و آبخازیا به شدت تیره شده است

|+| نوشته شده توسط نوید در پنجشنبه هفدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 12:7 PM |
30 زائر ایرانی در تصادف اتوبوس کشته شدند
تصادف یک اتوبوس حامل زائران ایرانی که عازم دیدار اماکن مقدس در عراق بود، 30 کشته و هشت نفر زخمی بر جای گذاشته است.

این تصادف در جاده کرمانشاه به ایلام در حوالی شهرستان چوار رخ داده است.

علت این حادثه هنوز به درستی روشن نیست اما برخی گزارشها حکایت از آن دارد که ترمز اتوبوس حامل زائران، بریده و به دلیل ناتوانی راننده در کنترل اتوبوس با یک واحد مسکونی کناره جاده برخورد کرده است.

سرنشینان این اتوبوس قصد داشتند از طریق مرز خسروی به عراق سفر کنند اما چون این مرز خروجی بسته بود آنها مسیر خود را از کرمانشاه به سمت مهران تغییر داده بودند تا از آنجا به عراق سفر کنند.

بعد از انفجارهای دو هفته اخیر در عراق که به کشته شدن 82 زائر ایرانی انجامید، دولت ایران مرز خسروی در نزدیکی کرمانشاه را بست و اکنون سفرهای زیارتی ایرانی ها از طریق مرز مهران و مرز شلمچه صورت می گیرد.

بعد از بسته شدن مرز خسروی، روزانه یک هزار زائر از مرز مهران و یک هزار نفر نیز از مرز شلمچه می توانند برای زیارت اماکن مقدس از ایران خارج شده و به عراق سفر کنند.

همزمان با وقوع تصادف اتوبوس حامل زائران ایرانی، حمید بهبهانی وزیر راه ایران به عراق سفر کرده است تا ضمن بررسی زمینه توسعه همکاری ها در بخش حمل و نقل با عراق، با دولت آن کشور در زمینه آسان کردن سفر زائران ایرانی به اماکن مقدس در آن کشور گفتگو کند.

هر سال صدها هزار ایرانی برای زیارت اماکن مقدس به عراق سفر می کنند و خشونت های افراطیون سنی مانع از این سفر نشده است. دولت ایران برخی مواقع مرز خسروی، مرز میان ایران و عراق را برای جلوگیری از سفر زائران می بندد.

سال گذشته میلادی تعداد حملات انتحاری در عراق به میزان قابل توجهی کاهش یافت اگرچه پیکارجویان کماکان به انجام حملات در سراسر عراق ادامه می دهند.

سالانه در ایران بیشتر از 23 هزار نفر در حوادث رانندگی جان خود را از دست می دهند و جاده های این کشور در ردیف مرگبارترین جاده های جهان قرار دارد.

جاده های ناامن و غير استاندارد، بی احتياطی رانندگان و خودروهای نامناسب عمده ترين عوامل حوادث خونين جاده ای در ايران به حساب می آيند.

پلیس راهنمایی و رانندگی و وزارت راه ایران در سال های اخیر برنامه های متعددی را برای کاهش تصادفات رانندگی به اجرا گذاشته اند و بنابر آمار رسمی از تعداد کشته های حوادث رانندگی کاسته شده است اما ایران همچنان ناامن ترین جاده های جهان را دارد.

برآورد خسارات تصادفات چندان آسان نيست اما برخی ميزان آن را سالانه بيش از پنج هزار ميليارد تومان ( 5 ميليارد دلار) برآورد می کنند.

|+| نوشته شده توسط نوید در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:32 AM |
یکهزار نفر داوطلب نامزدی ریاست جمهوری ایران شده اند

تا کنون یکهزار نفر داوطلب نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری ایران شده اند.

صادق محصولی، وزیر کشور ایران، گفته است که در حالیکه ثبت نام رسمی و حضوری نامزدهای دهمین دوره ریاست جمهوری از روز 15 تا 19 اردیبهشت (5 تا 9 ماه مه) صورت می گیرد، با آغاز ثبت نام اینترنتی، بیش از یکهزار نفر به عنوان داوطلب نامزدی در این انتخابات ثبت نام کرده اند.

سایت اینترنتی وزارت کشور به نقل از آقای محصولی نوشته است که در میان این افراد "چهره شاخصی" دیده نمی شود.

به گفته وزیر کشور، فرصت ثبت نام رسمی نامزدها از روز سه شنبه این هفته آغاز می شود و به مدت چهار روز ادامه دارد و صلاحیت داوطلبان نیز از روز 19 تا 24 اردیبهشت توسط شورای نگهبان بررسی می شود و به دنبال آن، رسیدگی به شکایت نامزدهای رد صلاحیت شده صورت می گیرد و اسامی نامزدهای مورد تایید شورای نگهبان در روزهای 30 و 31 اردیبهشت به وزارت کشور ابلاغ می شود..

آقای محصولی آغاز تبلیغات انتخابات ریاست جمهوری را اول تا 20 خرداد و روز رای گیری را 22 خرداد اعلام کرده و گفته است که تبلیغات نامزدها از روز 21 خرداد ممنوع خواهد بود.

وزیر کشور گفت که در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری، شرایط نامزدهای مورد قبول شورای نگهبان "تغییرات محسوسی" نداشته و به افرادی که خود را واجد شرایط کسب تایید این شورا نمی دانند توصیه کرد که از ثبت نام خودداری ورزند.

در انتخابات ریاست جمهوری ایران، تنها افرادی حق دارند به عنوان نامزدهای انتخاباتی فعالیت کنند که پیشتر مورد تایید شورای نگهبان قرار گرفته باشند.

کسانی که نظر مساعد این شورا را کسب نکرده باشند اجازه ورود به مبارزات انتخاباتی را ولو به شکل نامزدهای مستقل ندارند.

نظارت استصوابی

در بیشتر دوره های انتخابات ریاست جمهوری در ایران، شمار قابل توجهی از شهروندان در صدد بر می آمده اند وارد رقابت های انتخاباتی شوند و همواره هم صلاحیت اکثر آنان از سوی شورای نگهبان رد شده است.

از آنجا که شورای نگهبان از حق نظارت استصوابی برخوردار است، دارا بودن شرایط قانونی انتخاب شدن برای کسب نظر موافق شورا و ورود به صحنه رقابت های انتخاباتی کافی نیست بلکه تنها صلاحیت افرادی مورد تایید قرارمی گیرد که از اعضای شورای نگهبان، برای تصدی سمت ریاست قوه مجریه مناسب تشخیص داده شده باشند.

منتقدان نظارت استصوابی گفته اند که شورای نگهبان، که یک نهاد غیر انتخابی است، نباید مرجع تصمیم گیرنده در مورد حق شهروندان برای ورود در رقابت های انتخاباتی باشد و به این ترتیب، به جای مردم، شایستگی انتخاب شوندگان را تشخیص دهد.

این افراد با اشاره به برخی رد صلاحیت ها در جریان انتخابات ریاست جمهوری و مجلس، این خطر را گوشزد کرده اند که ممکن است گرایش سیاسی اعضای شورا در تصمیم گیری آنان دخیل باشد و در نتیجه، باعث بروز تردید در مورد آزادی رای دهندگان در انتخاب نامزدهای مورد نظر آنان شود و اعتبار انتخابات در جمهوری اسلامی را مخدوش سازد.

در مقابل، مدافعان نظارت استصوابی تاکید داشته اند که این نوع نظارت به منظور جلوگیری از انتخاب کسانی که از نظر عقیدتی و سیاسی برای نظام جمهوری قابل قبول نیستند ضرورت دارد و محدودیت در این زمینه را با نقش احزاب معتبر سیاسی در نظام های دموکراتیک قابل مقایسه دانسته اند.

در شماری از کشورهای دارای نظام های دموکراتیک، معمولا فقط کسانی از فرصت مناسبی برای پیروزی در انتخابات برخوردار هستند که مورد حمایت تبلیغاتی احزاب شناخته شده قرار گیرند اما در عین حال، هر شهروند دیگری هم در این کشور ها حق ورود به مبارزات انتخاباتی را دارد و می تواند از این فرصت برای ابراز نظرات خود و احتمالا تاثیر گذاری بر روند رقابت ها و نتیجه نهایی انتخابات استفاده کند.

از نظر اصل 115 قانون اساسی جمهوری اسلامی، رئیس جمهوری از میان رجال مذهبی و سیاسی انتخاب می شود و باید ایرانی الاصل و دارای تابعیت جمهوری اسلامی، مدیر و مدبر، دارای حسن سابقه و امانت و تقوی و معتقد به مبانی جمهوری اسلامی و مذهب رسمی کشور باشد و تشخیص این خصوصیات بر عهده شورای نگهبان است.

اواخر سال گذشته، مجلس طرحی را برای اصلاح قانون انتخابات و وضع شرایط جدیدی برای نامزدهای ریاست جمهوری تصویب کرد که مورد تایید شورای نگهبان قرار نگرفت.

براساس این طرح، سن داوطبان می بایست بین چهل تا هفتاد و پنج سال سن باشد و آنان از تحصیلاتی در سطح دست کم کارشناسی ارشد (فوق لیسانس) یا معادل حوزوی آن و سابقه تصدی سمت های دولتی برخوردار باشند.

نامزدی زنان

در مورد وضعیت نامزدی زنان، وزیر کشور با اشاره به شش شرطی که قانون اساسی جمهوری اسلامی برای رئیس جمهوری تعیین کرده، گفت که "در این دوره، زن ها هم می توانند ثبت نام کنند اما اینکه واجد شرایط قانونی هستند یا نه، برعهده شورای نگهبان است."

در اصل 115 قانون اساسی آمده است که رئیس جمهوری باید از میان "رچال" سیاسی و مذهبی انتخاب شود و برخی از سیاستمداران و کارشناسان حقوقی در جمهوری اسلامی گفته اند که منظور قانونگذار از واژه "رجال" شخصیت های شناخته شده بدون تعیین جنسیت آنان بوده است، اما برخی دیگر تاکید داشته اند که این واژه باید به معنای لغوی آن مورد استفاده قرار گیرد و در نتیجه، تنها مردها حق تصدی سمت ریاست جمهوری را دارند.

در دوره های قبلی انتخابات ریاست جمهوری، چند زن ظاهرا برای آگاهی از تفسیر شورای نگهبان از این واژه به عنوان داوطلب نامزدی ریاست جمهوری ثبت نام کردند اما صلاحیت آنان مورد تایید شورای نگهبان قرار نگرفت و در انتخابات کنونی نیز، تا کنون شواهدی از تغییر نظر شورا در این زمینه در دست نبوده است.

در مورد شمار افراد واجد شرایط رای دادن، که در روزهای گذشته مورد اختلاف برخی دستگاه های آمارگیری و ناظران در داخل ایران بوده است، آقای محصولی اعلام داشت که تعداد رای دهندگان واجد شرایط در این دوره از انتخابات ریاست جمهوری "به طور قاطع چهل و شش میلیون و دویست هزار نفر" است و افزود که وزارت کشور توانسته است این آمار دقیق را به دست آورد که مورد تاییدمرکز آمار ایران و سازمان ثبت احوال کشور قرار دارد.

وزیر کشور افزود که براساس قانون، این وزارتخانه امکان حضور نماینده نامزدها در پای صندوق های اخذ رای را فراهم می کند و این نمایندگان باید قبل از برگزاری انتخابات به وزارت کشور معرفی شوند و کارت لازم را دریافت دارند.

صادق محصولی افزود که اگر تعداد نامزدها از شش نفر بیشتر شود، برای هر دو صندوق یک نماینده می تواند حضور داشته باشد.

وزیر کشور به فعالیت احزاب نیز اشاره کرد و گفت که تا کنون دویست و چهل حزب در جمهوری اسلامی ثبت شده اند که ده در صد آنها در سطح ملی بوده اند.

تا کنون از میان افراد شناخته شده در جمهوری اسلامی، چهار نفر تمایل خود برای نامزدی انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری را اعلام داشته اند و انتظار می رود با آغاز ثبت نام رسمی، در این مورد اقدام کنند.

اکبر اعلمی، نماینده سابق مجلس، محسن رضایی، فرمانده پیشین سپاه پاسداران و دبیر شورای تشخیص مصلحت نظام، مهدی کروبی، رئیس پیشین مجلس و میر حسین موسوی، آخرین نخست وزیر جمهوری اسلامی، گفته اند که برای انتخاب به ریاست جمهوری وارد رقابت های انتخاباتی خواهند شد.

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهوری که می تواند یک دوره دیگر نیز به این سمت انتخاب شود، تا کنون در مورد نامزدی خود اظهار نظری نکرده هر چند در هفته های اخیر، گزارش هایی از ایجاد مراکزی برای تبلیغات ریاست جمهوری به نفع آقای احمدی نژاد انتشار یافته است.

|+| نوشته شده توسط نوید در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:31 AM |
دل‌آرا دارابی اعدام شد
محمد مصطفایی وکیل دادگستری می‌گوید که دل‌آرا دارابی صبح امروز جمعه در رشت اعدام شد.

آقای مصطفایی با اعلام این خبر افزوده است که حکم اعدام خانم دارابی در زندان مرکزی رشت و بدون اطلاع وکلای وی به اجرا گذاشته شده است.

وی در گفتگو با زمانه، روند اجرای حکم دل‌آرا را غیرقانونی خواند و گفت: «بر اساس قانون باید اجرای حکم به وکیل دل‌آرا ابلاغ می‌شد و حتی اگر وی وکیل خود را عزل کرده است، باید این عزل به آقای خرمشاهی اعلام شده و به محکوم فرصتی برای اختیار وکیل داده می‌شد.»

محمد مصطفایی با اظهار تاسف از اینکه اولیای دم به وعده‌های خود برای دادن رضایت و صرفنظر کردن از قصاص دل‌آرا عمل نکردند، ادامه داد: «هر دو شرط آنها مبنی بر گل‌باران کردن مزار مقتول از سوی خانواده دل‌آرا و عزل آقای خرمشاهی از وکالت این پرونده، عملی شده بود.»

این وکیل دادگستری علت اجرای ناگهانی حکم اعدام دل‌آرا دارابی را «غرض‌ورزی اداره اجرای احکام رشت و خانواده مقتول» عنوان کرد و گفت:«اگر قانون در کشور ما حکومت می‌کرد، این حکم به این صورت اجرا نمی‌شد و اصلاً حکم اعدام برای دل‌آرا صادر نمی‌شد.»

کمیته گزارشگران حقوق بشر نیز با تائید این خبر، گزارش کرد که عبدالصمد خرمشاهی وکیل دل‌آرا با شنیدن این خبر، «شوکه» شده است.

آن‌طور که این کمیته اعلام کرده است، آقای خرمشاهی برای پیگیری، امروز جمعه راهی شهر رشت شده است.

دل‌آرا داربی ۲۳ ساله به اتهام قتل مهین دارابی حقیقی (یکی از بستگان پدرش) در سن ۱۷سالگی به اعدام محکوم شده بود.

طبق اقرار دل‌آرا، دادگاه وی را به عنوان متهم ردیف اول پرونده معرفی کرد. بعد‌ها وی اعترافات اولیه خود را انکار کرد، اما این انکار از سوی دادگاه پذیرفته نشد و دارابی به اعدام محکوم شد.

حکم اعدام دل‌آرا قرار بود دو هفته پیش از این به اجرا گذاشته شود که با درخواست فعالان مدنی به تعویق افتاده بود.


آیت‌الله محمود هاشمی شاهرودی رئیس قوه قضاییه به دل‌آرا دارابی و وکلای وی فرصت داده بود تا رضایت خانواده مقتول را جلب کنند.

خانواده مقتول پیش از این اعلام کرده بودند در صورتی رضایت خواهند داد که دل‌آرا از آنها بابت قتل مادرشان «عذرخواهی» کند.

سازمان‌های مدافع حقوق بشر و بسیاری از فعالان مدنی در این مدت بارها با صدور بیانیه‌های جداگانه‌ای، خواستار لغو حکم اعدام دارابی شده بودند.

دل‌آرا در هنگام بازداشت ۱۷ سال داشت و بر اساس پیمان‌نامه حقوق کودک که ایران نیز به اجرای آن متعهد شده‌ است، کودک محسوب می‌شد. این پیمان‌نامه اعدام افراد زیر ۱۸ سال را ممنوع کرده‌ است.
ایران بالاترین آمار اعدام کودکان را در جهان دارد.

در سه سال گذشته ۳۲ کودک در جهان اعدام شده‌اند که ۲۶ مورد آن در ایران بوده‌ است. سال گذشته، شش نوجوان در ایران اعدام شدند و هم‌اکنون ۱۳۰ نوجوان زیر ۱۸ سال با دریافت حکم اعدام، در مسیر اجرای حکم قرار دارند.

|+| نوشته شده توسط نوید در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:27 AM |
تف به این عدالت اسلامی!
دل آرا اعدام شد؛ تف به این عدالت اسلامی! ا
 
آدم کشی در جمهوری اسلامی برابر است با اجرای عدالت، تف به این عدالت اسلامی! ا
جمهوری اسلامی آدم کش و قاتل شهروندان است. جمهوری اسلامی با برنامه و سیاست های خود زندگی مردم ایران را به تباهی کشانده و فقر و فلاکت را به مردم تحمیل کرده است. ا
در وضعیت کنونی مردم در حلقه محاصره بیرحمان حکومت اسلامی گیر افتاده اند. هرکس در این تنگنا نافرمانی می کند توسط قاتلان اسلامی کشتار می شود. هدف از اعدام های پی در پی مهار کردن مردم و تنگ تر کردن حلقه محاصره بر مردم است. ا
جمهوری اسلامی میخواهد به مردم بگوید که قدرت دارد حکومت می کند هنوز قوی است. میخواهد بگوید سر بزیر و مطیع دولت اسلامی باشید، دست از پا خطا نکنید، سنگسار و اعدام بر دوام است، حکومت حکومت شمشیر و قوه قهریه است. ا
چه باید کرد؟ ا
راه دیگری نیست جز تلاش برای نجات از شر جمهوری اسلامی. تنها راه نجات از وضع فلاکت بار موجود سرنگونی جمهوری اسلامی است.  ا

آزاد زمانی فعال حقوق بشر
 
........ ا
 
یورش وحشیانه مزدوران رژیم به کارگران در پارک لاله
 
گزارش دریافتی: مراسم روز كارگر كه بنابر دعوت تشكلهاي كارگري قرار بود امروز در پارك لاله تهران برگزار شود با يورش بيش از 5 هزار نفر از نيروهاي انتظامي به هم خورد
بيش از 5 هزار از نيروهاي انتظامي كه از ساعت اوليه روز كارگر در اطراف پارك لاله و خيابانهاي آن مستقر شده بودند حدود ساعت 6 به كارگران در پارك حمله كردند و با ضرب و شتم دهها نفر از كارگران را دستگير و با خود بردند. ا
كارگران ايران آماده بودند مستقل از دولت خودشان با خانواده هايشان روز جهاني كارگر را در پارك لاله تهران برگزار كنند اما دولت جمهوري اسلامي تاب هيچگونه آزادي را ندارد. دولت بيش از 5 هزار نفر را براي به هم زدن اين مراسم روانه پارك لاله كرده بود. يورش نيروهاي انتظامي و حمله به كارگران يكبار ديگر نشان داد سران دولت تحمل هيچگونه آزادي را ندارند. براي آنها حفوق انسان هيچ معني و مفهومي ندارد. ا
حمله نيروهاي انتظامي به كارگران به حدی وحشیانه بود كه حتي دولت هيتلری هم به پاي آن نمي رسد. به محض دستگيري يك نفر دهها مامور انتظامي و لباس شخصي در حضور مردم و كودكان كارگران را مورد ضرب و شتم قرار مي دادند
دستگيريها در پارك لاله توسط نيروهاي انتظامي براي سركوب كارگران همچنان ادامه دارد. نيروهاي انتظامي هراسان در پي دستگيري كارگران مي باشند
 
............ ........ا
 
حمله به زنان و کودکان در مراسم روز کارگر در تهران
 
فعالان حقوق بشر در ایران

تشکلات مستقل کارگری طی فراخوانی، میدان آب نما در پارک لاله تهران را محل برگزاری تجمع کارگران به مناسب روز جهانی کارگر اعلام نموده بودند که با برخورد نیروهای امنیتی و بازداشت تنی از فعالان از برگزاری این تجمع ممانعت به عمل آمد. ا
بنا به گزارشات دریافتی، راس ساعت 17، فعالان کارگری در این محل حضور پیدا نمودند، این در حالی بود که از ساعتها پیش نیروهای امنیتی محل را به محاصره خود در آورده بودند. ا
راس ساعت 5 و 15 دقیقه در ضلع شرقی آب نما مراسم توسط هسته اولیه فعالان کارگری با جمعیتی بالغ بر 200 تن آغاز گردید. در همین زمان نیروهای امنیتی به سرعت اقدام به برخورد با حاضرین در این محل نمودند. این نیروها اقدام به ضرب و شتم حاضرین اعم از زن و حتی نوجوانان نمودند.
نیروهای امنیتی تعداد بسیاری از حاضرین منجمله بانوان حاضر در این تجمع را بازداشت نمودند، هر چند نمی توان به آمار دقیقی اشاره داشت اما اسامی که تاکنون بازداشت آنان محرز گردیده است عبارتند از : جعفر عظیم زاده، منصور حیات غیبی، مریم محسنی، شاپور احسانی، بهزاد خباز، غلامرضا خانی و خانم ثقفی. ا
فعالان کارگری حاضر در محل به مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران گفتند، استقبال از فراخوان ما بی سابقه بود به طوریکه جمعیتی بالغ بیش از دو هزار تن در این محل حضور به هم رسانیده بودند.
در نهایت نیروهای امنیتی همزمان با آغاز بارندگی، اقدام به پراکنده و بیرون نمودن مردم از پارک نمودند. افرادی که در این موضوع مقاومت نمودند مورد ضرب و شتم و بعضاً بازداشت قرار گرفتند. ا
در زمان ارسال این گزارش، نیروهای امنیتی در محل پارک لاله مستقر هستند و همچنین نیروهای انتظامی تحت عنوان یگان ویژه در منطقه خیابان امیرآباد به گشت زنی مشغول هستند. ا
 
............ .. ا
 
روز کارگر؛ حمله با گاز فلفل به کارگران در تهران
 
کميته گزارشگران حقوق بشر

نيروهاي امنيتي و انتظامي از برگزاري مراسمي که قرار بود امروز به دعوت جمعي از تشکل هاي مستقل کارگري به منظور بزرگداشت روز جهاني کارگر در پارک لاله تهران برگزار گردد، ممانعت بعمل آوردند. ا
شاهدان عيني از اعمال خشونت بي سابقه نيروهاي امنيتي، براي متفرق کردن افراد حاضر در پارک لاله تهران خبر ميدهند. بنابر اين اخبار نيروهاي پليس مقارن ساعت 17:30 با یورش به افراد حاضر در ميدان اصلي پارک لاله، عده زيادي از افراد حاضر و رهگذران را با توهين، ضرب و شتم و استفاده از گاز فلفل و ... بازداشت و به کلانتري وصال منتقل نمودند.ا
هنوز اطلاع دقيقي از تعداد و هويت بازداشت شدگان در دست نيست.اا
لازم به ذکر است از روزهاي گذشته عوامل امنيتي با تهديد فعالين کارگري و دست اندرکاران مراسم، سعي در لغو اين مراسم داشتند. اين در حالي است که خبر ميرسد در نقاط مختلف کشور نيز مراسمات مستقل کارگري با دخالت نيروهاي امنيتي بر هم خورده و چندين تن از فعالين کارگري نيز دستگير شده اند.
 
............ ........ ا
 
کارگران دستگیرشده در تهران به نقطه نامعلومی منتقل شدند
 
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از پارک لاله مراسم گرامیداشت روز جهانی کارگر با یورش نیروهای وزارت اطلاعات ،گارد ویژه و نیروی انتظامی به طرز وحشیانه ای سرکوب و تعداد زیادی دستگیر شدند.ا
کارگران و خانواده های آنها ، دانشجویان و زنان که راس ساعت 17:00 برای گرامیداشت روز جهانی کارگر به پارک لاله آمده بودن با انبوهی از نیروهای اطلاعاتی و امنیتی مواجه شدند. حوالی ساعت 17:20 کارگران به مناسبت این روز در حال پخش شیرینی بودند که با یورش وحشیانه نیروهای امنیتی و انتظامی مواجه می شوند و کارگران و دانشجویان و زنان حاضر در این محل را آماج باطوم های خود کردند و پس از آن آنها را دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل می کردند
نیروهای اطلاعاتی با موتورسیکلت در سطح پارک در حال گشت زنی بودن و به جوانانی که در آنجا حضور داشتند یورش می بردند و با باطوم های برقی آنها را مورد ضرب وشتم قرار میدادند و سپس آنها را دستگیر و به نقاط نامعلومی منتقل می کردند.یورشها تا ساعت 18:30 ادامه داشت.ا
بعضی از گزارشات تایید نشده حاکی از دستگیری 100 الی 150 نفر در نقاط مختلف پارک و همچنین در محل تجمع فعالین کارگری بوده.ا
اسامی تعدادی از دستگیری شدگان که تا به حال به دست ما رسیده است به قرار زیر می باشد: حسین میربهاری ،افسانه عظیم زاده ،مهران یزدی ،امید شفیعی ،محمود حسینی ،مریم یمینی فر ،نسرین علیزاده.ا
تعداد زیادی از افراد که در این مراسم بودند از ناحیه سر و کمر دچار زخمهای شدید شدند.
اسامی سایر دستگیر شدگان در اطلاعیه های بعدی اعلام خواهد شد. نیروهای امنیتی تمامی راههای که به پارک منتهی می شد را با قرار دادن خودروهای خود در کنترل خودداشتند و آنجا را در محاصره کامل خود قرار داده بودند
فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، یورش وحشیانه به کارگران و خانواده ها ی آنها و دانشجویان و زنان که برای گرامیداشت روز جهانی کارگرجمع شده بودند را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار مداخله برای آزادی فوری و بی قید و شرط تمامی آنها است.ا
11 اردیبهشت 1388 برابر با 01 می 2009
گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:ا
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر



............ ......... ...... ا
 
روز کارگر؛ بیش از 200 نفر در تهران دستگیر شدند
 
کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری
1388/2/11

بیش از 200 نفر از کارگران، زنان، فعالین‌ کارگری و مردم عادی دستگیر و مورد ضرب و شتم نیروهای انتظامی، اطلاعات و لباس شخصی‌ها قرار گرفتند. سعید یوزی- محمد اشرفی- سعید مقدم- جعفر عظیم زاده، شاهپور احسانی راد، بهروز خباز، مریم محسنی و فایق کیخسروی جزو دستگیر شدگان هستند. ا
****
روز جمعه 11 اردیبهشت(روز جهانی کارگر) ساعت 17طی فراخوانی که از طرف کمیته برگزاری مراسم اول ماه مه که متشکل از( کمیته پیگیری ایجاد تشکل‌های آزاد کارگری /سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه/ سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه/ اتحادیه آزاد کارگران ایران/ هیأت مؤسس بازگشایی کارگران نقاش و تزیئنات ساختمان/ کانون مدافعان حقوق کارگر/ اشورای همکاری فعالین و تشکل های کارگر / کمیته هماهنگی برای کمک به ایجاد تشکل های کارگری/ شورای زنان/ جمعی از فعالین کارگری) در خیابان کارگر، پارک لاله، میدان آب‌نما به عمل آمده بود بیش از 1500 نفر از فعالین کارگری و جمع کثیری از کارگران و دانشجویان و زنان در این مراسم شرکت کردند. برگزاری روز جهانی کارگر( در پارک لاله- خیابان کارگر) با حضور طیف گسترده‌یی از کارگران و فعالین کارگری- دانشجویی و زنان با با اطلاع قبلی و انعکاس خبر برگزاری روز جهانی کارگر در پارک لاله و در بین مردم برگزار شد. چرا که روز جهانی کارگر مختص به کارگران و زحمت کشان است و حق مسلم این قشر است که یک روز از سال را به خود اختصاص داده و خواست‌هایشان را به گوش مسوولین و کارفرمایان خود برسانند. کارگران حق اعتراض دارند و حق ایجاد تشکل مستقل از دولت. شرکت کارگران و فعالین کارگری، دانشجویی، زنان و ...در مراسم اول ماه می در پارک لاله برای به دست آوردن خواسته‌هایی چون دستمزدهای معوقه باید بدون عذرو بهانه پرداخت گردد! اخراج و بیکارسازی کارگران باید متوقف گردد/ حقوق زنان و مردان درتمامی شئون اقتصادی – اجتماعی باید برابرباشد/ بازنشستگان باید ازیک زندگی مرفه و بدون دغدغه اقتصادی برخوردارشوند/ کارگران با معلمان ( کارگران فکری) ، پرستاران وسایراقشارزحمت کش جامعه متحدند و ازمبارزات آنان پشتیبانی می کنند/ کارکودکان غیرانسانی و استثمارگرانه است.ا ما با فعالین لغو کارکودک هم سنگرهستیم./ منصوراسانلو، ابراهیم مددی و دیگرکارگران زندانی باید بدون قید و شرط آزاد گردند و تعقیب های قضایی علیه دیگرکارگران باید فوراً پایان پذیرد. و..... بود.ا خواسته‌هایی که حق هر کارگر است. نه قصد براندازی نظام در کار بود و نه با نیروهای بیگانه همکاری شده بود. تنها این تجمع برای خواسته‌هایی بود که بایستی رسیدگی شده و هر چه زودتر جامعه عمل به خود بگیرد.ا
روز جمعه – اول ماه می کارگران، فعالین کارگری، زنان، دانشجویان، مردم و... نتوانستند شعارهایشان را فریاد کنند. چرا که در هر گوشه‌یی از پارک لاله ماشین‌های نیروی انتظامی با نیروهای زن و مرد خود در کمین کارگران نشسته بودند. شعارهای نوشته شده بیرون و پلاکاردها در دست گرفته نشد چرا که نیروهای انتظامی و اطلاعات و ارازل و اوباش لباس شخصی هر جمع سه نفره‌یی را متفرق و هر جمع بالای ده نفر را دستگیری و مورد ضرب و شتم قرار می‌داد. در یک لحظه تمامی کارگران -فعالین کارگری- دانشجویی- زنان و... گرد هم آمدند که این روز را با خوردن شیرینی جشن بگیرند که بلافاصله ماشین‌های گشت نیروی انتظامی تمام محیط و میدان آب‌نما را محاصره و لباس شخصی‌ها و نیروهای اطلاعاتی و بسیجی با باتوم و مشت و لگد و فحش و ناسزا به جان تجمع نیمه جان افتاده و بیش از 200 نفر از کارگران، فعالین کارگری، زنان و مردم عادی را دستگیر و مورد ضرب و شتم قرار داده و با فریاد و ناسزاهایی ناموسی مردم را از پارک لاله اخراج و تا اواسط خیابان کارگر مورد ضرب و شتم قرار داده و با تصرف موبایل‌ها و دوربین‌ها اجازه هر نوع عکسی را از مردم و خبرنگاران و فعالین کارگری و کارگران و زنان را گرفتند. بنا به خبرهای رسیده سعید یوزی- محمد اشرفی- سعید مقدم- جعفر عظیم زاده، شاهپور احسانی راد، بهروز خباز، مریم محسنی و فایق کیخسروی جزو دستگیر شدگان هستند .اسامی دیگر دستگیر شدگان در خبرهای بعدی انعکاس داده می‌شود.ا
 
|+| نوشته شده توسط نوید در سه شنبه پانزدهم اردیبهشت 1388 و ساعت 10:23 AM |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ