با وجود تمامى مشكلات و ناآراميھاى حاصله از دخالتھاى كشورھاى بيگانه در عراق٬ احزاب و نيروھاى منطقه كردستان عراق با تحمل مشقات فراوان به دنيا نشان داده اند كه مناسبات فدرالى ميتواند پاسخگوى  معضلات سياسى٬ فرھنگى٬ اقتصادى و اجتماعى كشورھاى چند مليتى باشد. در دورانى  كه مردم زجر ديدهء عراق درگير شديدترين نابسامانيھاى سياسى٬ اجتماعى و اقتصادى دوران حاضر ميباشند٬ ملت كرد عراق با كار بست مناسبات فدرالى و با پشتوانه مبارزاتى مردم خويش٬ سرزمين كردستان رابا تأمين ثبات نسبى  سياسى٬ اجتماعى و اقتصادى  به مثابه نمونه موفقى از حاكميت مناسبات فدرالى در منطقه خاورميانه ارائه داده اند.

ھنوزدود وغبارھاى بمبارانھاى جمھورى اسلامى ايران در منطقه قنديل كردستان فروكش نكرده٬ دولت تركيه به بھانه حضور نيروھاى پيشمرگه پ ك ك با ھجوم و استقرار ارتش خود درمرزھاى شمالى كشور عراق كمر به اضمحلال اين دولت فدرال نوپاى كردستان عراق بسته است.

دو دولت ھمسايه كردستان عراق يعنى ايران و تركيه از اينرو به ثبات سياسى و استقرار فدراليسم دركشورعراق ناخشنود بوده و به ھر طريق ممكن از ھيچ دسيسه اى و حتى تصرف نظامى آن  براى به شكست كشاندن اين نوع مناسبات كشور دارى دست بردار نخواھند شد كه خود با مشكلات بيشمارناشى از مناسبات مستبدانه و حاكميت تك مليتى شان بر كشورھاى چند مليتى خويش دست به گريبانند.

حاكمان شوينيست دو كشور ايران و تركيه تقسيم قدرت سياسى را بر اساس برابرى حقوق ملى ساكنان اين دو سرزمين٬ به مثابه تجزيه كشور تلقى و با پيراھن عثمان كردن تماميت ارضى كشور متبوع٬ مرتكب شنيع ترين اعمال ضد انسانى بر عليه مبارزان برابرى طلبانه مليتھاى ايران و تركيه ميگردند. بى دليل نيست كه سيستم فدرالى در كشور عراق به مثابه خارى در چشمان شوينيستھاى حاكم تركيه و ايران غير قابل تحمل گرديده و ھر روز به بھانه ھاى گوناگون و به قصد نابودى دولت فدرال كردستان به آن حمله ميكنند.

 حاكمين تماميت خواه ايران به خوبى ميدانند كه اگر قدرت سياسى از دست اعوان و انصار آنان خارج و در ميان جمعيت انبوه ملت تورك آذربايجان٬ كردھا٬ عربھا ٬بلوچھا، توركمن ها، لر و بختیاری … تقسيم و ھر كدام سرنوشت ملى خويش را در دست خود داشته باشند٬ ميدان يكه تازى وجولانگاهى براى سرورى و آقايى آنان باقى نخواھد ماند. به ھمين دليل است كه  حكومتگران شوينيست ايران و تركيه حتى از طرح وجود  تنوع ملى در سرزمينھایشان به وحشت افتاده اند تا چه رسد به ابراز اندامشان در چھارچوب حكومتھاى فدرال و منطقه اى.

كنگره مليتھاى ايران فدرال كه خواھان تقسیم قدرت سياسى و تسهیم عادلانه آن با بسط سيستمى فدرال٬ دموكراتيك و سكيولار فارغ از آپارتايد ملى٬ مذھبى و جنسيتى  ميباشد٬ معتقد است كه در چھارچوب چنين سيستمى مليتھاى متنوع با رضايت خاطر و همزیستی مسالمت آمیز با تلاش مجدانه زمينه ھاى ثبات پايدار براى تماميت ارضى كشور مشترك را برخلاف وحدتھاى زور سرنيزه اى و ناپايدار حاكمان شوينيست  فراھم خواھند آورد.

در طول تاريخ ايران و به گواھى آن،  تجزيه كنندگان اين سرزمين ھمانا رژيمھاى خودكامه و حاميان نادان آنھا بوده اند كه براى  بقاى خويش و حفظ تماميت قدرت سياسى در يد خويش  بر مردم ايران زمين استبداد و ظلم روا داشته اند.

حمله ارتش ھاى تركيه وايران به خاك كشور عراق بر خلاف مقررات و مناسبات شناخته شده بين المللى است ولو اينكه جواز حمله را از سوى پارلمانى كه اكثريت نمايندگان آنرا تبعيضگران ملى تشكيل ميدھند داشته باشند. اينگونه تجاوزات مرزى ھمسايگان محكوم و مذموم  و دخالت جدى مجامع بين المللى را براى پايان دادن به اينگونه زورگويى ھا ميطلبد.

كنگره مليتھاى ايران فدرال

18/10/2007