تبليغاتX
آذربایجان و دونیانین خبر لری

xamnayi

نوید

xamnayi

http://xamnayi.blogfa.com

آذربایجان و دونیانین خبر لری

آذربایجان و دونیانین خبر لری

آذربایجان و دونیانین خبر لری

سلام.من نوید لحظات خوشی را برای شما بازدید کننده ی عزیز در این وبلاگ آرزو میکنم.لطفا عکس های خبری خود را به آدرسfarda2ns@yahoo.com بفرستید. آذربایجان و دونیانین گوندلیک خبر لری

آذربایجان و دونیانین خبر لری

آذربایجان و دونیانین خبر لری
آذربایجان و دونیانین گوندلیک خبر لری
انتقال سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی به بند ۳۵۰ زندان اوین

انتقال سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی به بند ۳۵۰ زندان اوین

يکشنبه ۱ آذر ۱٣٨٨ - ۲۲ نوامبر ۲۰۰۹

ساوالان سسی : سعید متین پور فعال حقوق بشر و روزنامه نگار آذربایجانی که در حال گذراندن دوران محکومیت هشت ساله حبس در زندان اوین می باشد به بند ۳۵۰ زندان اوین تهران منتقل شد.

مسئولین زندان اوین روز چهارشنبه ۲۰ آبان ٨٨ متین پور را از اندرزگاه ۷ بند مالی به بند ۳۵۰ زندان اوین که مخصوص زندانیان سیاسی است منتقل کرده اند. خانواده این زندانی می گویند روز شنبه ٣۰ آبان ٨٨ و پس از انتقال متین پور به بند ۳۵۰ مسئولین زندان اوین علیرغم دستور کتبی دادگاه اجازه ملاقات خانواده با وی را نداده اند. به گفته خانواده این فعال حقوق بشر آذربایجانی تماسهای تلفنی متین پور با منزل پس انتقال به این بند محدود شده
است که با توجه به وضعیت بد جسمی و بیماریهای حاد او این امر باعث نگرانی خانواده است.

لازم به ذکر است که متین پور در اثر شکنجه های اعمال شده بر وی در دوران بازداشت موقت دچار ناراحتی های قلبی، ریوی، سردرد و کمردرد شدید شده و درخواستهای مکرر وی از مسئولین قضائی جهت اعطای مرخصی به منظور معالجه پزشکی در خارج از زندان در طی ماههای گذشته رد شده است.

متین پور پس از دستگیری در ۴ خرداد ۸۶ و تحمل ۹ ماه بازجویی تحت شکنجه جسمی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران محاکمه و در جریان پرونده مربوط به حضور عده ای از شخصیتهای آذربایجانی در کنفرانسی حقوق بشری در کشور ترکیه به هشت سال حبس تعزیری محکوم گردیده است.

اتهام متین پور همکاری با دول خارجی متخاصم و تبلیغ علیه نظام عنوان شده است اما مدافعان حقوق بشر در آذربایجان اتهامات وارده به متین پور را بی اساس دانسته و تصریح می کنند که متین پور به دلیل فعالیت هایش در عرصه روزنامه نگاری و دفاع از حقوق بشر مورد خشم حکومت ایران قرار گرفته است. سازمانهای بین المللی حقوق بشر از جمله عفو بین الملل و گزارشگران بدون مرز متین پور را زندانی عقیده و وجدان نامیده و خواهان آزادی بی قید و شرط وی می باشند.

|+| نوشته شده توسط نوید در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 10:41 PM |
ادامه محاکمه اصلاح‌طلبان در دادگاه‌های غیرعلنی

برگزاری دادگاه های غیرعلنی برای بازداشت شدگان پس از انتخابات ریاست جمهوری در ایران که از اواسط آبان ماه آغاز شده است، همچنان ادامه دارد.

بنابر اعلام دادگاه انقلاب و اظهارات رسانه ای دادستان تهران، از روز چهارشنبه ۱۳ آبان تاکنون به ترتیب محمدعلی ابطحی، هنگامه شهیدی، ابراهیم امینی، علی تاجر نیا، سعید شریعتی، احمد زیدآبادی، بهزاد نبوی، محمد عطریانفر، سعید لیلاز، شاپور کاظمی و همچنین کلوتیلد ریس در "دادگاههای غیرعلنی" محاکمه شده اند.

به گفته هوشنگ پوربابایی، وکیل محسن صفایی فراهانی، دادگاه مشابهی برای موکل او نیز پس از یکبار تعویق، قرار است اوایل هفته جاری برگزار شود.

احتمال برگزاری دادگاه غیر علنی برای چهره هایی چون مصطفی تاج زاده، محسن امین زاده و عبدالله رمضان زاده نیز قوت گرفته است.

بهزاد نبوی ۶۸ ساله، از چهره های سیاسی شناخته شده در سال های پیش و پس از انقلاب که نزدیک به ۵۰ سال سابقه فعالیت سیاسی دارد و از ۲۶ خرداد تاکنون در بازداشت به سر می برد از جمله کسانی است که در دادگاه غیر علنی محاکمه شد.

احمد زید آبادی، روزنامه نگار و دبیر کل سازمان دانش آموختگان ایران (ادوار دفتر تحکیم)، عبدالله مومنی، سخنگوی این سازمان و سعید لیلاز روزنامه نگار و تحلیل گر اقتصادی که در فاصله ۲۳ تا ۲۷ خرداد بازداشت شده بودند هم در دادگاه های غیر علنی محامه شده اند.

محمدعلی ابطحی، معاون حقوقی و پارلمانی محمد خاتمی در دوره ریاست جمهوری، مشهورترین روحانی وبلاگ نویس ایرانی و محمد عطریانفر، از مدیران روزنامه های همشهری و شرق از دیگر اصلاح طلبانی هستند که پس از حضور در یک دادگاه عمومی علنی، به صورت غیرعلنی محاکمه شدند.

شاپورکاظمی، برادر زهرا رهنورد (همسر میرحسین موسوی) که سابقه فعالیت سیاسی ندارد و از فعالان بخش صنایع مخابراتی ایران است و سعید شریعتی، از اعضای شورای مرکزی حزب مشارکت نیز هفته گذشته در دادگاه غیرعلنی محاکمه شدند.

عده دیگری از بازداشت شدگان و کسانی که در دادگاه های گروهی حاضر شده بودند هم باردیگر در دادگاه های غیرعلنی محاکمه شده اند.

محمد شریف، وکیل مسعود باستانی (رونامه نگار زندانی) روز جمعه ۲۹ آبان گفت که با وجود مراجعات مکرر به دادگاه انقلاب، نتوانسته شعبه رسیدگی کننده به پرونده موکلش را پیدا کند و دادگاه بدون حضور وکیل برای باستانی حکم صادر کرده است.

محاکمه اصلاح طلبان سرشناس در"دادگاههای غیرعلنی" درحالی صورت می گیرد که خانواده های بازداشت شدگان پس از انتخابات در چند تجمع پیاپی مقابل دادستانی تهران و ساختمان قوه قضائیه خواستار"تشکیل دادگاه صالحه به شکل علنی" برای بستگان شان شده اند.

"اجازه انتخاب وکیل"، "سرعت در تشکیل دادگاه ها"، "آزادی فوری" بازداشت شدگان و "معرفی عوامل فشار بر برخی از اعضای خانواده های آنها" از دیگر خواسته های خانواده های بازداشت شدگان پس از انتخابات است.

به گفته جعفری دولت آبادی، دادستان تهران علاوه بر شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب به ریاست "صلواتی"، درحال حاضر شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ریاست "پیرعباسی" نیز برگزاری دادگاه های غیرعلنی برخی از بازداشت شدگان پس از انتخابات را بر عهده گرفته است.

اعتراض به "دادگاه های نمایشی"

تغییر رویکرد قوه قضائیه به برگزاری "دادگاه غیرعلنی" برای زندانیان سیاسی، به دنبال اعتراض گسترده به برگزاری پنج جلسه دادگاه گروهی برای بازداشت شدگان پس از انتخابات صورت می گیرد.

در فاصله ۱۰ مرداد تا ۲۳ شهریور، پنج جلسه دادگاه گروهی از سوی شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب برای ۱۴۰ نفر برگزار شد.

پخش گسترده و چند باره اظهارات بازداشت شدگان از تلویزیون جمهوری اسلامی و دیگر رسانه های دولتی، قرائت کیفرخواست عمومی و انتصاب وکلای تسخیری برای بازداشت شدگان از ویژگی های دادگاه های گروهی بود که با اعتراض احزاب و تشکل هایی چون جبهه مشارکت، مجمع روحانیون مبارز، مجمع محققین و مدرسین حوزه و سازمان ادوار تحکیم مواجه شد.

میرحسین موسوی در بیانیه شماره ۱۰ خود که یک روز پس از برگزاری اولین جلسه دادگاه بازداشت شدگان منتشر کرد، از این دادگاه با عنوان "دادگاه فرمایشی" نام برد و گفت که "دندان شکنجه‌گران واعتراف‌گیران، دیگر به استخوان مردم رسیده است."

آقای موسوی این دادگاهها را "دادگاهی که همه چیزش تقلبی است" دانست.

مهدی کروبی نیز با اعتراض به محاکمه گروهی و "بدون اطلاع خانواده و وکلا"ی بازداشت شدگان، از آن به عنوان "دادگاه نمایشی" یاد کرد.

آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی ایران روز ۲۹ شهریور در نماز عید فطر تهران گفت: "اعتراف و اقرار هر متهم در دادگاه و در مقابل دوربین ها و بینندگان میلیونی، شرعاً، عرفاً و عقلاً حجت، مسموع و نافذ است اما سخنان متهمان درباره اشخاص دیگر، حجیت شرعی ندارد و مسموع نیست".

این سخنان با واکنش آیت الله حسینعلی منتظری مواجه شد و او در جواب نامه میرحسین موسوی با بی اعتبار خواندن "دادگاههای نمایشی" درباره "اعتراف گیری دروغین و تحت فشار" گفت: "‏اقرار شخص بر علیه خودش در زیر هر گونه فشار و شکنجه اعم از تهدید، تجرید، حبس، ترس و مانند آن، اعتبارى نداشته و مسموع نمى باشد."

همزمانی انتشار خبر کشته شدن چند نفر از بازداشت شدگان در بازداشتگاه کهریزک، انتشار نامه مهدی کروبی در مورد وجود شکنجه و مواردی از تجاوز جنسی در بازداشتگاه ها و تغییر رییس قوه قضائیه در توقف برگزاری دادگاه های گروهی نقش موثری داشت.

صادق لاریجانی شنبه ۲۴ مرداد درحالی به جای هاشمی شاهرودی به ریاست قوه قضائیه منصوب شد که چهار جلسه از "دادگاههای گروهی" برگزار شده بود.

او در اولین روزهای ریاستش بر قوه قضائیه به فعالیت سعید مرتضوی به عنوان دادستان عمومی و انقلاب تهران پایان داد و عباس جعفری دولت آبادی را به این سمت منصوب کرد.

به این ترتیب پنجمین جلسه دادگاه گروهی بازداشت شدگان پس از انتخابات روز ۲۳ شهریور در حالی برگزار شد که "قاضی صلواتی" رییس شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب تهران برخلاف جلسات قبل گفت که ذکر اسامی متهمان به استناد تبصره ۱ ماده ۱۸۸ قانون آیین دادرسی کیفری ممنوع است.

گروهی از منتقدان می گویند که قوه قضائیه ایران پس از برگزاری ۵ جلسه دادگاه گروهی برای بازداشت شدگان پس از انتخابات، با "غیرعلنی" اعلام کردن ادامه محاکمه ها امکان پاسخ گویی به اتهامات مطرح شده در این دادگاه های علنی را از آنان گرفته است.

اتهام علنی، دادگاه غیرعلنی

صالح نیکبخت، وکیل بهزاد نبوی در واکنش به برگزاری دادگاه "غیرعلنی" برای موکلش، به خبرگزاری ها گفت: "آقای نبوی از رئیس دادگاه درخواست کرد با توجه به اینکه طی دو جلسه دادگاه گروهی علیه وی کیفرخواست مفصلی قرائت شد، جلسه دادگاه اش به صورت علنی برگزار شود تا وی بتواند به این اتهامات پاسخ دهد".

اما عباس جعفری دولت آبادی، دادستان تهران ضمن دفاع از برگزاری "دادگاههای غیرعلنی" گفت: "انتشار مذاکرات دادگاه طبق قانون محدود شده است و جلوگیری از انتشار آن قبل از قطعیت احکام، به منظور جلوگیری از تضییع حقوق افراد است، زیرا احتمال دارد محکوم در مرجع بالاتر تبرئه شود".
سازمان مجاهدین انقلاب در اعتراض به این موضوع، با اشاره به قرائت کیفرخواست های عمومی در دادگاه های دسته جمعی، این پرسش را طرح کرد که "چگونه اصل ایراد اتهامات مخل امنیت نبود اما دفاع متهم از خود، امنیت کشور را نقض می کند؟"

|+| نوشته شده توسط نوید در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 9:47 PM |
احکام دادگاه علیه ابطحی و عطریانفر صادر شد

دادگاه انقلاب اسلامی در تهران برای محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر که از جمله سرشناس ترین بازداشت شدگاه حوادث پس از انتخاب در ایران بودند، حکم اولیه مجازات صادر کرده است.

رضا موسوی، برادر همسر آقای ابطحی روز شنبه ۳۰ آبان (۲۱ نوامبر) به بی بی سی فارسی گفت که دادگاه، آقای ابطحی را به تحمل ۶ سال حبس محکوم کرده است.

احکام دادگاه های بدوی در ایران قابل تجدیدنظر خواهی است.

آقای موسوی گفت: "حدود ساعت ۱۰ صبح امروز، ۵ مأمور که ظاهرا مأموران دادستانی بودند به همراه آقای ابطحی به منزل او رفتند و چند ساعتی در منزل مستقر بودند و اجازه ورود به کسی نمی دادند. از آنجا که قرار بود دادگاه حکم ایشان را ابلاغ کند، خانم ایشان به دادگاه رفته بود. آقای ابطحی هم بعدا از منزل به دادگاه منتقل شد و در آنجا حکم ایشان مبنی بر تحمل ۶ سال زندان ابلاغ شد".

به گفته آقای موسوی، آقای ابطحی مجددا به زندان اوین منتقل شده و به وکیل و اعضای خانواده او گفته شده است که باید فردا برای پیگیری کار او به دادگاه مراجعه کنند و "ببینند که آیا می شود قرار ایشان را تا زمان قطعی شدن حکم، به وثیقه تبدیل کرد یا خیر".

همچنین محمود علیزاده طباطبایی، وکیل محمد عطریانفر به خبرگزاری فارس گفت که یک شعبه دادگاه انقلاب، حکم اولیه خود را در مورد او صادر کرده است.

آقای علیزاده طباطبایی گفت: "طبق قانون، ۲۰ روز فرصت داریم که نسبت به حکم صادره اعتراض کنیم و درخواست تجدید نظرخواهی ارائه بدهیم که این کار را خواهیم کرد".

میزان مجازاتی که دادگاه انقلاب برای آقای عطریانفر در نظر گرفته، اعلام نشده است.

'اعترافات' و مصاحبه ها

محمدعلی ابطحی و محمد عطریانفر هر دو در یکی از جلسات محاکمات جمعی که در مردادماه برگزار شد، علیه اقدامات قبلی خود سخن گفتند و از برخی فعالیت های اصلاح طلبان انتقاد کردند.

این دو چهره سرشناس جناح اصلاح طلب ایران در چند مصاحبه تلویزیونی هم ظاهر شدند.

پخش این گونه اظهارات و مصاحبه ها در رسانه های دولتی ایران، انتقادات گسترده ای را برانگیخت.

آقای ابطحی که در زمان ریاست جمهوری محمد خاتمی، معاون او بود، در انتخابات ریاست جمهوری اخیر در ایران از نامزدی مهدی کروبی حمایت می کرد.

محمد عطریانفر هم که یکی از اعضای اصلی حزب کارگزاران به شمار می رود، به نفع میرحسین موسوی فعالیت می کرد.

آقای ابطحی پیش از بازداشت، در وبلاگ پر خواننده خود مطلب می نوشت، که این وبلاگ پس از حضور او در دادگاه و مصاحبه های تلویزیونی هم چند بار به روز شد.

حتی یک بار بازجوی او مطلبی را در این وبلاگ منتشر کرد.

انتشار این یادداشت ها هم که گفته می شد از زندان اوین منتشر می شود، به نوبه خود جنجال آفرین بود و تردیدهایی را در میان منتقدان جمهوری اسلامی برانگیخت.

|+| نوشته شده توسط نوید در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 9:46 PM |
مخالفت موسوی با حذف یارانه‌ها در ایران

میرحسین موسوی، یکی از رهبران مخالفان دولت ایران می گوید که اجرای طرح هدفمند کردن یارانه‌ها به شکل فعلی خطرناک است و این کار باید در یک بسته سیاستی جامع تر انجام شود.

آقای موسوی روز شنبه ۳۰ آبان (۲۱ نوامبر) در گفت و گو با وبسایت کلمه گفت که اجرای لایحه "هدفمند کردن یارانه ها" در واقع تنها قیمت برخی از کالاهای مورد نیاز مردم را افزایش می دهد.

آخرین نخست وزیر ایران می گوید که رساندن قیمت سوخت در ایران به قیمت های جهانی یا منطقه ای در شرایطی که سایر اجزای اقتصاد ایران با معیارهای اقتصاد بین المللی مطابقت ندارد، تنها "کام مردم را تلخ" خواهد کرد.

(برای دیدن ویدیوی مصاحبه آقای موسوی در سایت یوتیوب، کلیک کنید)

آقای موسوی پرسیده است: "آیا حاضر هستیم اتومبیل تولید داخل را به قیمت خارج بفروشیم، حقوق کارگران را بر اساس قیمت بین المللی پرداخت کنیم و میانگین قیمت های داخلی را بر این اساس تنظیم کنیم"؟

او هشدار داده است که اجرای طرح هدفمند کردن یارانه ها در شرایطی که نرخ تورم در ایران بالا است، "فایده این برنامه را از بین می برد و ما را با وضعیت خطرناکی مواجه می کند".

آقای موسوی در عین حال گفته است که مخالفتی با اجرای سیاست های تعدیلی یا تنظیم یارانه ها ندارد، بلکه معتقد است این اقدامات باید در قالب یک "بسته سیاستی" جامع تر اجرا شود.

بسیاری از کارشناسان اقتصادی هم می گویند که اجرای طرحی مانند طرح هدفمند کردن یارانه ها در شرایط امروز اقتصاد ایران و در حالی که نرخ رسمی تورم بیش از ۱۸ در صد است، عواقب خطرناکی در پی خواهد داشت.

طرح هدفمند کردن یارانه ها، با وجود تصویب تمام مواد آن در مجلس شورای اسلامی، به دلیل مخالفت دولت با واریز شدن درآمدهای ناشی از آن به صندوق خزانه، بار دیگر به کمیسیون ویژه مجلس فرستاده شده است.

نمایندگان مجلس عقیده داشتند که درآمدهای ناشی از اجرای این طرح -که گفته می شود معادل بودجه عمومی دولت است- باید به صندوق خزانه کشور واریز و در قالب بودجه سالانه مصرف شود، اما دولت می خواهد که صاحب اختیار این درآمدها باشد و آن را به اختیار خود هزینه کند.

اکنون آقای موسوی در مورد عدم نظارت مجلس بر این درآمدها هشدار می دهد.

او گفته است: "آنچه مرا نگران می کند نبود یک برنامه جامع همراه با نظارت مجلس است. دولت تلاش بسیار کرده که درآمد ناشی از بالا بردن قیمت حامل های انرژی را به صورت کلی در اختیار بگیرد. احساس می کنم که این مسئله منجر به آشفتگی و فساد گسترده در جامعه خواهد شد".

آقای موسوی با اشاره به موردی چون متروی تهران که به گفته او وجود اختلاف میان دولت و مدیران آن باعث عقب افتادن چند ساله کارها در آن شده است، گفت: "برای اجرای طرح هدفمند سازی یارانه ها هم کافی است که دولت با یک بخش خوب و با یک بخش بد باشد، به یک قسمت پول می دهد و به یک قسمت دیگر نمی دهد".

او با تأکید بر ضرورت برنامه ریزی برای جلوگیری از اعمال سلایق شخصی گفت: "اگر درآمد حاصل از حذف یارانه ها از نظارت دقیق مجلس خارج بماند، نتیجه آن حاکم شدن سلیقه شخصی و ریخت و پاش فراوان خواهد بود".

هدف و روش جنبش راه سبز

آقای موسوی در گفت و گوی ویدیویی خود با سایت کلمه همچنین در مورد نحوه برخورد حکومت ایران با حضور معترضان در تظاهرات روز ۱۳ آبان و اهداف و روش های جنبش اعتراضی موسوم به "جنبش سبز" سخن گفته است.

او در این گفت و گو حکومت را متهم کرد که در روز ۱۳ آبان قصد ترساندن مردم را داشته و علیه آنها "لشکرکشی" کرده است.

آقای موسوی گفت: "من در طول تاریخ انقلاب چنین صحنه ای را ندیده بودم که این همه نیرو در جاهای حساس چیده باشند".

او گفته است که "کشوری که به نام اسلام اداره می شود" نباید مردم را بترساند.

البته آقای موسوی تأکید کرده است که هوادارن جنبش اعتراضی ایران از برخوردهای خشن مأموران حکومتی نمی ترسند: "شما اگر صحنه خیابان ها را ببینید، مردم را کتک می زنند، اما مردم فرار نمی کنند بلکه می روند آن طرف خیابان شعار خود را می دهند".

با این حال او از تند شدن شعارها و خارج شدن آنها از "اصول" در اثر خشم ناشی از برخوردهای خشن، ابراز نگرانی کرده است.

در تجمع معترضان در روز ۱۳ آبان مواردی از شعارهای تند که مستقیما علیه آیت الله علی خامنه ای، رهبر جمهوری اسلامی بود و به زیر کشیدن تصویر او دیده شد.

آقای موسوی به هواداران جنبش سبز هشدار داده است که اگر از هدف مشترک و حد اقلی "اجرای کامل قانون اساسی" عدول کنند، اجماعی که باعث قدرت آنها می شود از میان خواهد رفت.

او همچنین گفته است: "مردم توجه کنند که هر چه در مقابل آنها خشونت صورت بگیرد، نباید اسیر خشونت و احساسات شوند. برای ما حفظ عقلانیت و خونسردی و حفظ و پایبندی به اصول و شجاعت ابراز عقاید در جامعه ضروری است".

به گفته آقای موسوی، هدف جنبش اعتراضی ایران "اجرای کامل قانون اساسی" و مواد مربوط به حقوق ملت در آن و روش آن روش "مسالمت آمیز" است.

|+| نوشته شده توسط نوید در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 9:45 PM |

هم میهنان ، برای شناخت بیشتر دلالهای رژیم جهل و جنون اسلامی ،که با نامهای دهان پرکنی در خارج از کشور سعی بر نگهداری این رژیم جنایت پیشه جمهوری اسلامی  دارند ، و در هر موردی که گیر کنند و پاسخی نداشته باشند ، از واژه ملت سو استفاده کرده و خودرا در کنار ملت معرفی میکنند !!!! در صورتیکه این افراد نوکر و جیره خوار اربابان بویژه کاخ نشینان جماران میباشند ، برای نمونه یکی از این شاگردپادوها بنام  " تریتا پارسی " که بسیار خوشرقصی کرده و هنوز هم در رکاب رژیم ننگین جمهوری اسلامی میباشد را ، با پشتکار و زحمات فراوانی که یکی از هم میهنانمان بنام آقای " حسن داعی " در این مورد متحمل شده اند به شما معرفی میکند ،

 

به لینکهای زیر مراجعه نمائید و اندکی از کارهائی که باعث شک و تردید سناتورهای امریکائی نیز شده است را مطالعه نمائید ، این شخص نا پارسی همین 2 شب گذشته بود در یکی از رسانهای صوتی لس آنجلس وقتی در مقابل یکی از جوانان بسیار با شهامت و فرزند پاک نیت کوروش بزرگ " بابک کلهر "  بعنوان مصاحبه کننده و مجری برنامه رادیوئی قرار گرفت به هیچ عنوان پاسخ درست و قانع کننده ای برای سوال کننده و شنوندگان این رسانه نداشت ، تنها با همان خوییکه پای پیش نهاده تا چند صباحی برای منافع شخصی خود  سعی بر نگهداری رابطه بین ملایان و دولتمردان امریکائی کند ، دست بدامان همان دروغ اسلامی " تقییه " شد وبه گفته یکی از شنوندگان که نظریه در همین برنامه دادند همانند آخوندها سفسطه ، مغلطه ، طفره ، و خلاصه دست بر دامان دروغگوئی شد ، و دقیقا این افراد اگرهم بخاطر موقعیت جغرافیائی موفق نشده که در حوزه علمیه قم تحصیلات و آموزش ببینند ، در عوض دوره آخوندایزم مدرن در غرب را به خوبی آموزش دیده و متخصص سفسطه و مغلطه و تقییه و فرار از حقیقت شده اند ، با سپاس از زحمات جناب آقای حسن داعی ، و همچنین آقای بابک کلهر بخاطر مصاحبه بسیار جالبی که انجام دادند و کلیه هم میهنانی که موفق شدند نظرات خودشان را در این برنامه مطرح کنند ،

 

نامه سناتور کایل به وزیر دادگستری آمریکا در مورد

"نایاک"

Letter of Senator Kyle to Department of Justice concerning the Natinal Iranian American Council activity. 

 

In Persian:

http://www.iranian- americans. com/persian/ 2009/11/458. html

 

In English:

http://www.iranian- americans. com/2009/ 11/1543.html

 

 

http://www.washingt ontimes.com/ news/2009/ nov/13/exclusive -did-iranian- advocacy- group-violate- laws//print/

 

 

EXCLUSIVE: Iran advocacy group said to skirt lobby rules

Eli Lake

Shortly before Barack Obama took office, leaders of a prominent Iranian-American group in Washington began to fret. 
If the new president were to tap former Middle East envoy Dennis Ross to oversee the nation's Iran policy, they feared their long-running effort to persuade American officials to lift sanctions could wind up in tatters. Patrick Disney, acting policy director of National Iranian American Council (NIAC), summed up the strategy: "Create a media controversy" concerning Mr. Ross, whose support for a tough line on Iran was well known. 
"Those groups that feel comfortable being more aggressive in opposing Ross publicly (possibly Voters for Peace, [Friends Committee on National Legislation] , Physicians for Social Responsibility, others) will do so," Mr. Disney wrote in an e-mail obtained by The Washington Times, "while others who may have less latitude on the matter will declare their preference for a more agreeable envoy." 
Mr. Ross was appointed anyway and wound up on the National Security Council. But the episode highlights NIAC's emergence as a major player in Washington and leading voice for engaging Iran and ultimately lifting U.S. sanctions. 
Now a lawsuit has brought to light numerous documents that raise questions about whether the organization is using that influence to lobby for policies favorable to Iran in violation of federal law. If so, a number of prominent Washington figures could come to regret their ties to the group. 
Among NIAC's advisory board members are former Undersecretary of State Thomas Pickering, and John Limbert, a former U.S. hostage in Iran , was a board member until his recent appointment as deputy assistant secretary of state for Iran . 
Mr. Pickering, reached by The Times, acknowledged he is on the board but said he has never attended a meeting and is not familiar with the organization' s operations. Based on his participation in two panels on Capitol Hill, he said, he did not think NIAC was a lobby. 
Mr. Limbert declined to comment, citing his new position, but has appeared at NIAC conferences in the past and expressed admiration for the organization and for its charismatic leader, Trita Parsi. 
Mr. Parsi, a green card holder, has become more critical of Iran 's government since its disputed June 12 presidential elections, urging President Obama to condemn human rights abuses in Iran and to implement a "tactical pause" in efforts to arrange negotiations. But Mr. Parsi's history suggests a continuing commitment to changing U.S. policy on Iran , and he has clearly become more influential in Washington since the change of administrations. 
Mr. Parsi has been called to the White House, lectured at the CIA and visited Secretary of State Hillary Rodham Clinton. He boasted in internal e-mails that he learned of Mr. Obama's speech to Iranians on the occasion of the Persian New Year in March several hours before it was posted on the Internet. 
Much of NIAC's less public work has come to light through e-mails, documents, board of directors meeting minutes and strategy memos that were made public as part of the discovery process during a current defamation lawsuit against a critic of the group 
Law enforcement experts who reviewed some of the documents, which were made available to The Times by the defendant in the suit, say e-mails between Mr. Parsi and Iran's ambassador to the United Nations at the time, Javad Zarif - and an internal review of the Lobbying Disclosure Act - offer evidence that the group has operated as an undeclared lobby and may be guilty of violating tax laws, the Foreign Agents Registration Act and lobbying disclosure laws. 
Neither Mr. Parsi nor anyone else at NIAC has registered as a lobbyist or filed papers with the Justice Department as a local agent of the Iranian government or Iranian companies. Mr. Parsi was shown and read the documents cited in this article. 
Mr. Parsi said in one of a series of lengthy interviews with The Times that he founded NIAC in 2002 to enable Iranian Americans to condemn the Sept. 11, 2001, terror attacks and that he has since run it as a grass-roots group aimed at strengthening their voice. 
"We realized that our primary thing that separates the Iranian-American community from the Jewish-American community, the Arab-American community, the Armenian-American community is that the Iranian-American community has shunned political participation," he said. 
The organization has between 2,500 and 3,000 members, according to Mr. Parsi, but had fewer than 500 responses to a membership survey conducted last summer, internal documents show. Yet NIAC asserts that it is the largest such group and represents the majority of the nearly 1 million Iranian Americans. 
Mr. Parsi defended his decision to organize NIAC as a 501(c)(3) nonprofit organization and declare on tax forms that his group does not engage in lobbying - a status that enables donors to deduct contributions on their taxes. 
"NIAC is a 501(c)(3) educational organization that engages in advocacy and also has a right to engage in lobbying," he said. "But we are not a (c)(4), we are not a lobby. Is there anything wrong in being a lobby? Not in our view. But this is what we are, at this stage." 
However, in a July 2008 memo obtained by The Times, Mr. Disney quoted the Lobbying Disclosure Act - a law that says even the preparation of materials aimed at influencing legislation or policy must be disclosed to the public - and said he and a colleague should register as lobbyists. 
"Under this expansive view of 'lobbying,' I find it hard to believe Emily, and I devote less than 20 percent of our time to lobbying activity. I believe we fall under this definition of 'lobbyist,' " he wrote, referring to NIAC's legislative director at the time, Emily Blout. 
The tax code allows nonprofits to devote less than 20 percent of their activities to lobbying if they declare the activity in a special section on their taxes. NIAC's latest tax form shows that the group has declared that it spends none of its time lobbying. 
When asked about his policy director's memo, Mr. Parsi said that Mr. Disney is not a lawyer and that when he wrote the memo, he was new to the organization. 
When reached Thursday for the story, Mr. Disney said, "You are using an e-mail from very early in my time at NIAC to demonstrate that the organization is not following the rules. When I wrote the e-mail in question, I was a 22 year old with no legal education, but was asked to research and give an opinion about a complex legal matter. 
"The opinion I expressed in the email was erroneous, and has since been clarified by legal professionals who have found NIAC is in full compliance with the law. The practice of using out of context and partial e-mails is poor journalism; and it is one of the reasons Americans are losing faith in the media." 
Repeated efforts to reach Ms. Blout were unsuccessful. 
An Iranian AIPAC 
The genesis of NIAC goes back more than a decade to when Mr. Parsi was a student in Sweden . In 1996, he met another Iranian expatriate, Siamak Namazi. Mr. Namazi had a degree in urban planning but had recently joined a firm in Iran that sought to bring Western business standards to the Islamic Republic. 
Mr. Parsi launched his first organization, Iranians for International Cooperation, in 1997, the year Iran elected a reformist, Mohammad K hatam i, as president. 
The group, which remained active until NIAC was founded, was designed to "safeguard Iran 's and Iranian interests," according to its former Web site, which listed as its top priority "the removal of U.S. economic and political sanctions against Iran , and the commencement of an Iran-U.S. dialogue." 
Mr. Namazi wrote in a Nov. 9, 1998, essay for iranian.com, that the group could have an important role to play in Washington but "we have a long way to go on the road to having our weight felt in American politics." 
Mr. Namazi declined to comment on the record for this story. 
A year later, Mr. Namazi and Mr. Parsi collaborated on a paper that they delivered at a conference in Cyprus . They described their vision for an organization modeled after the American Israel Public Affairs Committee (AIPAC), the pro-Israel lobby. The paper, among other things, proposed seminars on lobbying for Iranian Americans, based on AIPAC's youth leadership seminars. One of NIAC's first actions was to sponsor s imi lar events. 
Mr. Parsi later disputed that AIPAC was the model for NIAC. 
"I don't think it is a blueprint for NIAC. I stand by what I wrote, absolutely, Iranian Americans have a tremendous interest in making sure that relations between the USA and Iran do not evolve into a military conflict," he said. 
As early as December 2002, however, Mr. Parsi envisioned that his nonprofit would join with a full-fledged "grass-roots lobby" to push for an end to sanctions on Iran . He wrote in a memo to Roy Coffee, a former aide to then-Texas Gov. George W. Bush: "Although the mission of the proposed lobby should be to improve relations between the U.S. and Iran and open up opportunities for trade, the initial targets should be less controversial issues such as visas and racial profiling/discr imi nation." 
No such separate organization was ever established, however. 
Defamation lawsuit 
An Iranian-American journalist from Arizona named Hassan Daioleslam first publicly asserted in 2007 that NIAC was lobbying for Iran . Mr. Parsi then sued him for defamation. That court case, which is still unfolding, led to the disclosure of the NIAC documents. 
Mr. Daioleslam's claim is a serious matter. If NIAC has been lobbying on behalf of a foreign government or a foreign company, Mr. Parsi could be subject to prosecution. 
The Times asked two former federal law-enforcement officials to review documents from the case showing that Mr. Parsi had helped arrange meetings between members of Congress and Mr. Zarif. 
"Arranging meetings between members of Congress and Iran's ambassador to the United Nations would in my opinion require that person or entity to register as an agent of a foreign power; in this case it would be Iran," said one of those officials, former FBI associate deputy director Oliver "Buck" Revell. 
The other official, former FBI special agent in counterintelligence and counterterrorism Kenneth Piernick, said, "It appears that this may be lobbying on behalf of Iranian government interests. Were I running the counterintelligence program at the bureau now, I would have cause to look into this further." 
However the case is not definitive. Two lawyers who read some of the same documents said they did not provide enough evidence to conclude that Mr. Parsi was acting as a foreign agent. Neither of the lawyers agreed to be quoted by name. 
According to documents, Mr. Parsi appeared at times to be coordinating his advocacy work with Mr. Namazi, who was until 2007 a managing director of a company called Atieh Bahar. Atieh Bahar is the international consulting arm of the Atieh Group, a Tehran-based holding corporation for concerns that have contracts both with Iranian government ministries and Iran 's banks, as well as international firms looking to do business in Iran . Had Congress lifted sanctions, Atieh Bahar stood to benefit. 
Mr. Namazi has since left Iran and is based in the United Arab Emirates . The head of Atieh Bahar, Bijan Khajehpour, was arrested after the June 12 elections and imprisoned for several months, apparently because the current Iranian government distrusts anyone who has traveled frequently to the United States . 
Mr. Parsi, who holds Iranian and Swedish passports and lives in the United States as a resident alien, told The Times that neither he nor his wife had received any money from the Iranian government or Iranian nationals. 
As part of the lawsuit, Mr. Daioleslam's attorneys have subpoenaed bank records for the Parsis. Mr. Daioleslam said his lawyers had just received Mr. Parsi's bank records that have been requested since May. 
In his interviews with The Times, Mr. Parsi said his organization did not have to register as a lobby or foreign agent because NIAC is allowed to conduct activities to educate the public. 
At other times, he said the tax code and lobbying registration laws allow for lobbying on foreign policy, which he distinguished from advocating in Congress for specific legislation. 
However, Hooshang Amirahmadi, the founder and head of a rival group, the American Iranian Council (AIC), said, "NIAC has a direct connection to Congress, they ask their members or others to send their positions and views, they provide form letters and e-mails to their members ... 
"We do none of this at AIC because we are not a lobbying organization," Mr. Amirahmadi said. "If AIC was to do what NIAC does, then we would be violating our 501(c)(3) status. That is my understanding of the law." 
"Personal Diplomacy" 
From 2002 until 2005, NIAC focused on combating discr imi nation against Iranian-Americans. Mr. Parsi said the focus shifted in 2006 and he became engaged in what he called "personal diplomacy" when he became convinced that the United States and Iran were headed toward war. 
That year, the U.S. military was seeing signs that Iran-backed groups were planting the homemade bombs that were killing U.S. troops in Iraq . Iran had also begun enriching uranium over the objections of the U.N. Security Council. An Islamic council had purged most reformers from parliament and Iran had an aggressive new president, Mahmoud Ahmadinejad. 
E-mail correspondence between Mr. Parsi and Mr. Zarif show Mr. Parsi suggesting that the Iranian diplomat meet with members of Congress. 
"Happy to hear that you will meet with [Rep. Wayne] Gilchrest and potentially [Rep. James] Leach. There are many more that are interested in a meeting, including many respectable Democrats," Mr. Parsi wrote in an Oct. 25, 2006, e-mail. 
Mr. Gilchrest, a Maryland Republican who left office in 2009, said he remembered meeting with Mr. Parsi but did not consider him a major player in his efforts to meet Iranian officials. 
"Trita was one person that we would use as a source of information. But I would not say we viewed Trita as a lobbyist," Mr. Gilchrest said. "He was a small part of our circle who wanted to meet with Iranians." 
A spokeswoman for Mr. Leach, an Iowa Republican who left office in 2007 and now serves as chairman of the National Endowment for Humanities, said, "Hundreds of people attempt to make appointments with members of Congress every week. Chairman Leach has no memory of Trita Parsi or the National Iranian American Council." 
Mr. Parsi also sought to publicize a 2003 Iranian offer to negotiate a so-called grand bargain with the United States . The Bush administration did not respond to the offer, which was sent to Washington after the U.S. overthrow of Iraqi dictator Saddam Hussein. 
NIAC boasted about the media campaign in a grant application to private foundations for a proposed "U.S.-Iran Media Resource Program." 
The application said NIAC "succeeded in putting Iran's 2003 Grand Bargain offer onto national headlines," noting that Mr. Parsi's efforts had generated 37 "pieces of analysis," a feature on CNN and 80 newspaper mentions. 
The application credits NIAC for thwarting what Mr. Parsi said was "the Bush administration' s push for a military confrontation with Iran ." 
Parsi's defenders 
In the past few weeks, Mr. Parsi has launched a new campaign to paint his critics as neoconservatives and supporters of the People's Mujaheddhin, a Marxist-Islamic group that is on the U.S. list of foreign terrorist organizations. 
He also sought, in a letter to The Times on Thursday from his lawyer, Afshin Pishevar, to head off the publication of details from NIAC's internal documents. 
"Dr. Parsi and NIAC work tirelessly to advance the interests of Iranian-Americans and public interest. My clients take great exception to being falsely accused of representing or lobbying on behalf of the Islamic Republic of Iran," the letter said. He added, "I will add that NIAC is in full compliance with the law based on expert legal and professional analysis and the taking of partial e-mails and quotes out of context is strikingly contrary to the law and proper journalistic practices." 
On the blogosphere, Mr. Parsi's defenders have stressed his numerous statements against the current Iranian government and its treatment of the democratic opposition. 
Mr. Parsi has told reporters that his views toward Iran have changed because of its behavior since the June 12 elections and that those who oppose him have their own political agenda. Mr. Parsi has also stated that sanctions have not helped change Iranian behavior and have actually strengthened Iran 's hard-liners by giving them a scapegoat for their failures. 
When George W. Bush was president, NIAC also argued against U.S. funding for the promotion of democracy in Iran , arguing that it would hurt the opposition by tainting them as U.S. tools - a position also taken by some prominent Iranian reformers including Nobel laureate Shirin Ebadi. 
At the same time, between 2002 and 2007, NIAC received a little less than $200,000 from the National Endowment for Democracy to build the capacity of Iranian nongovernmental organizations. The partner for the initial grant was an Iranian nongovernmental organization called the Hamyarand Foundation, whose founder is Mr. Namazi's father. 
Mohsen Makhmalbaf, an acclaimed Iranian filmmaker and unofficial spokesman for Iran 's opposition Green Movement, told The Times, "I think Trita Parsi does not belong to the Green Movement. I feel his lobbying has secretly been more for the Islamic Republic."
 


: نامه سناتور کایل به وزیر دادگستری آمریکا در مورد

 نامه سناتور کایل به وزیر دادگستری آمریکا در مورد

با درود

نامه سناتور کایل به وزیر دادگستری آمریکا در مورد

"نایاک"

Letter of Senator Kyle to Department of Justice concerning the Natinal Iranian American Council activity. 

 

In Persian:

 

In English:

 

|+| نوشته شده توسط نوید در یکشنبه یکم آذر 1388 و ساعت 9:41 PM |
جايگاه زبان تركي درجهان امروز

جايگاه زبان تركي درجهان امروز

كليه ي اطلاعات زيراز موسسه ي ائي. ام. تي و آ. ام. تي كه در اروپا و آمريكا واقع شده و تحت مديريت برجسته ترين زبان شناسان اداره مي شود، گرفته شده است و همه ساله گزارشهاي زيادي را درباره ي زبانها منتشر مي كنند و كليه ي استانداردهاي زبان شناسي از اين ادارات كه دولتي هستند،اعلام مي شود. به اطلاعات استخراجي از اين موسسات توجه كنيد:

- 19% كلمات انگليسي از زبان تركي گرفته شده است.

- 92% كلمات فارسي از عربي و تركي گرفته شده و مابقي بدون هيچ فرمولي توليد شده اند.


- 100% كلمات تركي ريشه ي اصلي دارند.

- 100% كلمات انگليسي، آلماني ، فرانسوي و تركي داراي عمق ريخت شناسي هستند.

- 83% كلمات انگليسي ريشه ي اصلي دارند.

- جملات تركي 2% ابهام جمله اي ايجاد مي كنند.(يعني اگر يك خارجي زبان تركي را از روي كتاب ياد بگيرد، پس از ورود به يك كشور ترك زبان مشكلي نخواهد داشت.)

- جملات فارسي 67% ابهام توليد مي كنند.(يعني يك خارجي كه فارسي را ياد گرفته، به سختي مي تواند در ايران صحبت كرده و يا جملات فارسي را درك كند مگر آنكه مدت زيادي در همان جامعه مانده و به صورت تجربي ياد بگيرد ).

- جملات عربي 8 تا 9% ابهام توليد مي كنند.

- معكوس پذيري(ترجمه ي كامپيوتري) كليه ي زبانها به جز زبانهاي عربي و فارسي امكان پذير بوده و براي عربي خطاي موردي 45% و براي فارسي 100% است. يعني زبان فارسي را نمي توان با فرمولهاي زبان شناسي به زبان ديگري تبديل كرد.

هم اينك زبان تركي در بيشتر پروژه هاي بين المللي جا باز كرده است.

 به مطالب زير كه برگرفته از مجله ي New science چاپ آمريكا و مجله ي International Languages

چاپ آلمان است، توجه نماييد:

- كليه ي ماهواره هاي هواشناسي و نظامي اطلاعات خود را به زبانهاي انگليسي، فرانسوي و تركي به پايگاههاي زميني ارسال مي كنند.

- - پيچيده ترين سيستم عامل كامپيوتري os2/8 و معمولي ترين windows زبان تركي را به عنوان استاندارد پايه ي فنوتيكي قرار داده اند.

- - كليه ي اطلاعات ارسالي از رادارهاي جهان به 3 زبان انگليسي، فرانسوي و تركي علايم پخش مي كنند.

- - كليه ي سيسستم هاي ايونيكي و الكترونيكي هواپيماهاي تجاري از سال 1996 به 3 زبان انگليسي، فرانسوي و تركي در كارخانه ي بوئينگ آمريكا مجهز مي شوند.
- كليه ي سيستم ها و سامانه هاي جنگنده ي قرن 21 "جي- اس- اف" كه به تعداد هفت هزار فروند در حال توليد است، به 2 زبان انگليسي و تركي طراحي شده اند.

همه ي اين مطالب نشان دهنده ي استاندارد بودن و بين المللي شدن و اهميت ژئوپوليتيكي زبان تركي است.   زبان تركي با در نظر گرفتن تمام وجوه به عنوان سومين زبان زنده ي دنيا شناخته شده است، طي يك دستورالعمل اجرايي در تاريخ مه 1992 رسما از طريق همين موسسات به سازمان بين المللي يونسكو اعلام شده كه زبان تركي در اكثر دانشگاهها و دبيرستانهاي اروپا و آمريكا جزو درسهاي رسمي شود و اين مسئله هم اكنون در كليه ي دانشگاههاي اروپا و دانشگاههاي مطرح آمريكا اجرا شده است

مهرزاد صدقياني

|+| نوشته شده توسط نوید در پنجشنبه بیست و هشتم آبان 1388 و ساعت 8:52 PM |
هم میهنان ، همرزمان و آزادیخواهان

هم میهنان ، همرزمان و آزادیخواهان

به پیوست فراخوان جنبش حمایت از مبارزات ملت ایران   در تورنتوکانادا را ملاحظه نمائید ، هرچند که روز 16 آذر روزیست که سهامداران انقلاب ننگین 1357 بوجود آوردند و آنرا پیراهن عثمانش کردند ، و خوشبختانه تاریخ قضاوت اش را کرد و نتیجه اش را در 30 سال گذشته دیدیم و هنوز هم شاهدیم ، ولی من بعنوان یکی از دشمنان رژیم ننگین جمهوری اسلامی که با اینگونه زیرکیهای موذیانه بدنه رژیم هوشیارانه مخالف هستم و میدانم این روز را تنها بدلیل بهره برداری روز دانشجو نامیده و برای جنبش درون کشور انتخاب شده است  ، تنها بخاطر حمایت جوانان و کسانیکه اطلاعی از اینگونه رندیهای رژیم و بدنه رژیم که در درون این جنبش بوده و هستند و خواهند بود ومغرضانه سعی بر  بهره برداری میکنند  ، ولی این شیردلان و گردآفرینان با پاک نیتی به میدان آمده تا رژیم جمهوری جهل و جنون را سرنگون کنند ،  به همین منظوراین فراخوان 16 آذر ماه را تکثیر مینمایم ، ولی امیدوارم شرکا و سهامداران انقلاب تصور نکنند که ما نا آگاهانه از اینچنین ترفندها چشم پوشی میکنیم ، ما نه میبخشیم و نه فراموش خواهیم کرد ،

 

بهر روی پس از مطالعه فراخوان در صورت امکان برای شرکت در این گردهم آئی با شمارهای تلفن برای اطلاعات بیشتر تماس بگیرید و همچنین به ویدیو کلیپهائی که در زیر است توجه نمائید بسیار جالب است  ، سپاسگزارم

 

این فیلم در مورد ندا آقا سلطان میباشد و بسیار جالب است

http://www.pbs. org/wgbh/ pages/frontline/ tehranbureau/ deathintehran/

 

آقای برادر بسیجی! روز قدس زدی، ۱۳ آبان زدی، ۱۶ آذر میزنی، تاسوعا میخوای بزنی... تا کی؟!

 

 آخرش هم مردم باز میگن: توپ، تانک، بسیجی دیگر اثر ندارد!

 

http://www.youtube. com/watch? v=ZoXgvSdnTNM

 

|+| نوشته شده توسط نوید در چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388 و ساعت 8:12 PM |
دستور دادستان تهران برای رسیدگی به پرونده مرگ پزشک کهریزک

دادسرای تهران در بیانیه ای اعلام کرد که پرونده مرگ رامین پوراندرجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک در دادسرای امور جنایی در حال رسیدگی است.

دادسرای عمومی و انقلاب تهران در بیانیه خود گفته است که به دستور دادستان تهران، پرونده ای در باره فوت رامین پوراندرجانی، از پرسنل وظیفه نیروی انتظامی تشکیل شده است.

این بیانیه خاطرنشان می کند که جسد این پزشک، نوزده آبان در محل خدمت او پیدا شده و آزمایش های اولیه کالبد شکافی نشان می دهد که مرگ او به علت مسمومیت نبوده است.

خبر مرگ آقای پوراندرجانی را برای اولین بار سایت های خبری اصلاح طلبان منتشر کردند.

تغییر، پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی از "خودکشی" و سایت اینترنتی نوروز، نزدیک به جبهه مشارکت ایران اسلامی هم از مرگ این پزشک 26 ساله خبر داد و احتمال "خودکشی یا قتل" او را مطرح کرد.

این گزارش ها حاکی از آن بود که آقای پوراندرجانی از سوی مقامات متهم شده که در زندان کهریزک، مرتکب قصور پزشکی شده است.

این دو سایت اینترنتی گفته اند که آقای پوراندرجانی، دوران خدمت سربازی خود را در بازداشتگاه کهریزک در جنوب تهران که در کوران ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری، مطرح شد، سپری کرده است.

این بازداشتگاه با دستور مستقیم آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران به دلیل "غیر استاندارد بودن" شرایط آن تعطیل شد و متهمان وقایع کهریزک که معرفی نشده اند، قرار است تحت محاکمه قرار گیرند.

مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و یکی از نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری برای اولین بار در نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، از شایعات در باره تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه ها خبر داد.

مقام های مسئول در ایران اظهارات آقای کروبی را رد کرده و برخی افراد و گروه های تندرو خواهان برخورد با آقای کروبی شدند.

مقامات قضایی گفته اند که دادگاه ویژه روحانیت به اتهامات مهدی کروبی رسیدگی می کند

|+| نوشته شده توسط نوید در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 8:1 PM |
روسیه راه اندازی نیروگاه بوشهر را بار دیگر به تعویق انداخت

نیروگاه اتمی بوشهر در سال جاری هم راه اندازی نمی شود.

روز دوشنبه، 16 نوامبر (25 آبان)، سرگئی شماتکو، وزیر انرژی روسیه، در مورد نیروگاه اتمی بوشهر در ایران گفت که "برنامه اعلام شده راه اندازی این نیروگاه تا آخر سال 2009 عملی نخواهد شد" و دلیل آن را "بروز برخی مشکلات و مسایل فنی" عنوان کرد.

این مقام روسی گفت که با وجود تکمیل نشدن برنامه راه اندازی بوشهر، انتظار دارد تا پایان سال "نتایج مهمی" در این زمینه به دست آید و افزود روسیه به تعهدات خود در قبال تکمیل و راه اندازی نیروگاه بوشهر پایبند است.

در ماه فوریه سال جاری، رئیس شرکت روسی مسئول اجرای نیروگاه بوشهر اعلام کرده بود که این نیروگاه تا آخر سال به کار خواهد افتاد و برق تولیدی آن وارد شبکه برق ایران خواهد شد.

طرف روسی قرارداد بارها تاریخی را برای تکمیل طرح نیروگاه بوشهر تعیین کرده و به تعویق انداخته است.

چند ماه پیش پرویز فتاح، وزیر نیروی ایران، پیش بینی کرده بود که برخلاف وعده قبلی، نیروگاه اتمی بوشهر "در تابستان سال جاری" راه اندازی نخواهد شد.

پیش از آن، آقای فتاح قول داده بود که تا آخر تابستان امسال پانصد مگاوات برق نیروگاه بوشهر وارد مدار شود.

براساس قرارداد اولیه ساخت نیروگاه اتمی بوشهر که بین ایران و روسیه امضا شده، قرار بود این نیروگاه در ژوئیه سال 1999، یعنی بیش از ده سال پیش، به کار افتد.

در خلال ده سال گذشته، روسیه دلایل مختلف فنی و مالی را عامل تعویق در تکمیل این طرح عنوان کرده است.

در ماه مارس سال جاری، مقامات دولتی ایران اعلام کردند که نیروگاه بوشهر "پیش راه اندازی" شده و به زودی، تولید برق در این تاسیسات آغاز خواهد شد.

ظاهرا هدف از پیش راه اندازی، آزمایش تجهیزات نصب شده در این نیروگاه و حصول اطمینان از بی خطر بودن این تاسیسات بود و یک مقام شرکت روسی مجری طرح گفت که لازم است نیروگاه در شرایط کاملا امن فعالیت خود را آغاز کند.

تعویق های مکرر

اواخر سال 2007، روسیه تحویل سوخت اتمی به نیروگاه بوشهر را آغاز کرد و مقامات روسی اظهار داشتند که به این ترتیب ایران نیازی به غنی سازی اورانیوم در داخل کشور ندارد.

در آن زمان، به نقل از مقامات روسی گزارش شد که تحویل سوخت شش ماه قبل از راه اندازی نیروگاه صورت می گیرد، هر چند تاریخ قطعی آغاز به کار بوشهر را اعلام نشد.

خبر تعویق در راه اندازی بوشهر در حالی گزارش می شود که مساله برنامه های هسته ای ایران هنوز راه حل نهایی نیافته است.

شورای امنیت سازمان ملل متحد با صدور قطعنامه هایی از ایران خواسته است بخشی از فعالیت های هسته ای خود، به خصوص در زمینه غنی سازی اورانیوم را متوقف کند و برای وادار ساختن جمهوری اسلامی به پذیرش این قطعنامه، برخی تنبیه های بین المللی را علیه ایران به اجرا گذاشته است.

جمهوری اسلامی این قطعنامه را غیرقانونی دانسته و از اجرای آن خودداری کرده است.

در ماه اکتبر سال جاری، مذاکراتی بین نمایندگان ایران و گروه 1+5 - آمریکا، روسیه، چین، بریتانیا، فرانسه و آلمان - برای یافتن راه حلی برای اختلافات بین دو طرف برگزار شد اما تا کنون هیچیک از دو طرف از توافقی نهایی خبر نداده است.

خبر تعویق در راه اندازی نیروگاه هسته ای بوشهر در پی گزارش هایی در مورد سختگیرانه تر شدن موضع روسیه در قبال برنامه های اتمی ایران انتشار می یابد.

روز گذشته، دمیتری مدودف، رئیس جمهوری روسیه، از ایران خواست تا به طرح ارسال اورانیوم غنی شده در این کشور به خارج در برابر دریافت سوخت رآکتور اتمی تهران عمل کند.

رئیس جمهوری روسیه هشدار داد که در صورتیکه پیشرفتی در این زمینه صورت نگیرد، راه های دیگر مورد توجه قرار خواهد گرفت، هر چند در این مورد توضیح بیشتری نداد.

پیش از این آقای مدودف و برخی مقامات روسی امکان تشدید تحریم های بین المللی علیه ایران را مطرح کردند و اخیرا مقامات جمهوری اسلامی از تصمیم روسیه در خودداری از اجرای قرارداد فروش موشک های زمین به هوا به ایران انتقاد کردند.

در میان کشورهای گروه 1+5، روسیه و چین در مقایسه با کشورهای غربی عضو این گروه، معمولا از نرمش در برابر جمهوری اسلامی حمایت کرده اند.

در واکنش نسبت به اظهارات وزیر انرژی روسیه، علاء الدین بروجردی، رئیس کمیسیون امنیت ملی مجلس ایران، گفته است که "با اینکه روسها به صورت آزمایشی نیروگاه بوشهر را راه اندازی کرده اند، این اظهار نظر شتابزده وزیر انرژی روسیه عادی به نظر نمی رسد."

آقای بروجردی در مصاحبه با خبرگزاری مهر از سازمان انرژی اتمی ایران خواسته است تا در این مورد اظهار نظر کند.

|+| نوشته شده توسط نوید در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 8:0 PM |
پلاکارد های " ما شیریم و خورشید پشت ماست" در تظاهرات 13 آبان مردم

(تصویر از آرشیو)

برای دیدن فیلم پلاکارد های " ما شیریم و خورشید پشت ماست" در دست مردم در تظاهرات 13 آبان  لطفا به لینک زیر مراجعه فرمایید:

|+| نوشته شده توسط نوید در سه شنبه بیست و ششم آبان 1388 و ساعت 7:57 PM |
مهندس علیرضا فرشی و همسرش سیما دیدار .........

سیما و علیرضا

 

 شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز مهندس علیرضا فرشی و همسرش سیما دیدار از فعالین مدنی آذربایجانی در

تبریز را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد.

 

بر اساس حکم صادره، دادگاه این فعالین را به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق سردادن شعار و در دست داشتن

پلاکاردهایی در رابطه با حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها در جریان مراسم پیاده روی خانوادگی روز جمعه ۱

خرداد ۸۸ در پارک ائل گولی تبریز و ارسال خبر به سایتهای اینترنتی به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد.

دادگاه همچنین این زوج فعال آذربایجانی را از بقیه اتهامات وارده تبرئه نموده است.

جلسه رسیدگی به پرونده فرشی و دیدار ۲۶ مهر ۸۸ در شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی

نژاد برگزار گردیده بود و حکم صادره در روز ۲۳ آبان ۸۸ به این فعالین مدافع حقوق آذربایجانیها در ایران و

عباس جمالی وکیل مدافع این افراد ابلاغ شده است.

علیرضا فرشی استاد دانشگاه آزاد و از فعالین مدنی آذربایجان است که در جریان راهپیمایی خانوادگی روز

جمعه ۱ خرداد ۸۸ در پارک ائل گولی تبریز و هنگامی که عده ای از حاضران شعارهایی در رابطه با حقوق

ملی و زبانی آذربایجانیها سر می دادند بازداشت شده بود. ماموران امنیتی چندی بعد سیما دیدار همسر فرشی و

مدیر مسئول سابق نشریه دانشجویی یاشماق دانشگاه تهران را در ۲۸ مرداد ۸۸ و زمانی که او به همراه وکیل

جهت ملاقات با همسرش به زندان مراجعه کرده بود بازداشت کرده بودند. فرشی و دیدار پس از تحمل بازداشت

موقت سه و یک ماهه به قید وثیقه زندان آزاد شده بودند.

سازمان عفو بین الملل روز نهم ژوئن ۲۰۰۹ با انتشار
اطلاعیه ای ضمن بررسی وضعیت حقوق بشر در

فضای انتخاباتی ایران، خبر از بازداشت و زخمی شدن بیش از ۱۵ نفر در تبریز از جمله علیرضا فرشی داده

بود.


 
|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 10:35 PM |
فرکانس جدید گوناز تی وی
GunAzTv-nin Yeni Peyk melumatlari:
Satellite: HOTBIRD 13 DERECE SHERQ (EAST) 
Frequency: 11411  HORIZONTAL
S/R: 27500
|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 8:42 PM |
"مرگ پزشک بازداشتگاه کهریزک"

منابع نزدیک به اصلاح طلبان در ایران از مرگ رامین پوراندرزجانی، پزشک بازداشتگاه کهریزک خبر داده اند.

تغییر، پایگاه اطلاع رسانی حزب اعتماد ملی از "خودکشی" و سایت اینترنتی نوروز، نزدیک به جبهه مشارکت ایران اسلامی از مرگ این پزشک ۲۶ ساله خبر داده و احتمال "خودکشی یا قتل" او را مطرح کرده اند.

با این حال مقام های مسئول در ایران اظهارنظری در باره این خبر نکرده و واکنشی به آن نشان نداده اند.

سایت تغییر نوشته که آقای پوراندرزجانی از سوی مقامات متهم شده بود که در زندان کهریزک، مرتکب قصور پزشکی شده است.

این سایت خبری وابسته به حزب اعتماد ملی نوشته است که آقای پوراندرزجانی، سه شنبه هفته پیش در ساختمان بهداری نیروی انتظامی تهران درگذشت و مقامات مسئول، علت مرگ او را سکته قلبی در خواب عنوان کردند.

سایت نوروز هم نوشته که یکی از نمایندگان تبریز در مجلس شورای اسلامی در حال پیگیری این خبر است.

این دو سایت اینترنتی گفته اند که آقای پوراندرزجانی، دوران خدمت سربازی خود را در این بازداشتگاه در جنوب تهران که در کوران ناآرامی های پس از انتخابات ریاست جمهوری، مطرح شد، سپری کرده است.

این بازداشتگاه با دستور مستقیم آیت الله علی خامنه ای رهبر ایران به دلیل "غیر استاندارد بودن" شرایط آن تعطیل شد و متهمان وقایع کهریزک که معرفی نشده اند، قرار است تحت محاکمه قرار گیرند.

مهدی کروبی، دبیرکل حزب اعتماد ملی و یکی از نامزدهای معترض به نتیجه انتخابات ریاست جمهوری برای اولین بار در نامه ای به اکبر هاشمی رفسنجانی، رئیس مجلس خبرگان رهبری، از شایعات در باره تجاوز به دختران و پسران در بازداشتگاه ها خبر داد.

آقای کروبی در این نامه که با واکنش های گسترده ای در ارکان حکومت رو به رو شد، نوشت: "این رفتارهای شناعت آمیز" را "به طور متواتر از افراد مختلف که در روزهای اخیر آزاد شده اند" نشنیده بود، باورشان برایش سخت بود".

آقای کروبی در این نامه از رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام خواسته بود تا این مساله را با آیت الله علی خامنه ای، رهبر ایران در میان بگذارد.

مقام های مسئول در ایران اظهارات آقای کروبی را رد کرده و برخی افراد و گروه های تندرو خواهان برخورد با آقای کروبی شدند.

هیاتی هم که از سوی قوه قضائیه برای رسیدگی به اتهامات وارده از سوی اقای کروبی تشکیل شده بود، پس از دیدار با مهدی کروبی اعلام کرد که "نه تنها هیچ مدرکی دال بر تجاوز جنسی به افراد مورد ادعای آقای کروبی وجود نداشته و ادعاهای ارائه شده بدون مستند (بدون سند) و عاری از حقیقت می باشد، بلکه ادعاها و مدارک ارائه شده کاملا ساختگی است و برای انحراف افکار عمومی تنظیم شده است".

اما آقای کروبی گزارش این هیأت را رد کرد و با تأکید بر سخنان پیشین خود گفت: "وقاحت به آنجا رسیده که به جای مجرمان و مباشران و مسببان این مظالم، می خواهند مهدی کروبی را محاکمه کنند".

مقامات قضایی گفته اند که دادگاه ویژه روحانیت به اتهامات مهدی کروبی رسیدگی می کند.

|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 5:35 PM |
پلیس: تصاویر پخش شده از 13 آبان مربوط به آن روز نیست

سرتیپ علیرضا علیپور رئیس پلیس امنیت تهران برخوردهای پلیس در روز 13 آبان را قانونی خوانده و گفته است تصاویر پخش شده از این روز در رسانه های خارجی کذب محض است.

آقای علیپور با اشاره به برخوردهای پلیس با تظاهر کنندگان در روز 13 آبان گفته است: "گزارشی از تخلف پلیس در روز 13 آبان نداشته ایم."

همزمان با برگزاری مراسم دولتی روز 13 آبان، که با حضور تعدادی از مقامات و دانش آموزان مدارس در برابر سفارت سابق آمریکا درتهران برگزار شد، مخالفان دولت هم در نقاط مختلف شهر تهران و همچنین شمار دیگری از شهرهای ایران دست به تظاهرات زدند.

خبر این تظاهرات در رسانه های رسمی جمهوری اسلامی انعکاس چندانی نداشت و خبرنگاران خارجی هم که مجوز پوشش خبری مراسم 13 آبان را داشتند ظاهرا اجازه نیافتند از تظاهرات مردم در نقاط دیگر شهر تهران دیدن کنند.

با اینهمه، گزارش های خبری و تصویری متعددی که توسط شهروندان از این گردهمایی ها، شعارهای مردم و برخورد نیروهای دولتی، به خصوص با زنان، تهیه شده بود از طریق سایت های اینترنتی در دسترس قرار گرفت و به طور گسترده از شبکه های خبری جهان پخش شد.

فیلم های ویدیوئی صحنه هایی از برخورد خشونت آمیز پلیس با مخالفان دولت و بازداشت تظاهرکنندگان را نشان می داد.

اما رئیس پلیس امنیت تهران در پاسخ به خبرنگاری که در باره تصاویر پخش شده از روز 13 آبان سئوال کرد، گفت:"مطمئن نباشید که این تصاویر مربوط به 13 آبان باشد."

به گفته آقای علیپور، "پلیس وابسته به این جناح و آن جناح نیست و برخوردهای صورت گرفته در روز 13 آبان کاملا قانونی بوده است."

بنابر گزارش پلیس در مجموع 109 نفر از تظاهر کنندگان روز 13 آبان دستگیر شده بودند که اکثر آنها آزاد شده اما هنوز تعدادی از آنها همچنان زندانی هستند.

در روز 13 آبان مخالفان بار دیگر با تجمع در نقاط مختلف تهران شعارهای ضدحکومتی سر دادند که با برخورد شدید نیروهای امنیتی روبرو شد.

ریشه این اعتراضات به انتخابات ریاست جمهوری 22 خرداد برمی گردد که در آن اعلام پیروزی محمود احمدی نژاد با تردید گسترده در میان رای دهندگان روبرو شد و به یکی از بحران های سیاسی در تاریخ جمهوری اسلامی دامن زد.

|+| نوشته شده توسط نوید در دوشنبه بیست و پنجم آبان 1388 و ساعت 5:34 PM |
:: بیانیه جمعی ازدانشجویان ترک اذربایجانی ::

مسئله اصلی «ایران» است نه «جمهوری اسلامی»

 
 

 حوادث و وقایع پیش و پس از انتخابات؟! ریاست جمهوری در کشوری که به نام ایران موسوم شده است همه چیز را در مناطق فارس نشین تحت الشعاع خود قرار داد.

حرکت ملی آذربایجان نیز که هدف آن تأمین منافع ملی آذربایجان جنوبی در حوزه های مختلف فرهنگی، سیاسی و اقتصادی و به ویژه تعمیق و توسعه فرایند ملت سازی ترکی آذربایجان جنوبی و نهایتا رسیدن به استقلال آذربایجان جنوبی به عنوان یک دولت-ملت مستقل و آزاد کردن آن از زیر سلطه فاشیسم فارس و تهدیدات تروریسم کردی است در سیر وقایع و حوادث سعی کرد به صورت منطقی از حداقل فضای باز نسبی در دوران رقابتهای؟! انتخاباتی استفاده نموده و بیشترین امکان را برای تأمین منافع آذربایجان جنوبی به دست آورد.

هر چند این ورود به عرصه انتخابات جمهوری اسلامی ایران (فارس) کاملا موقت و تاکتیکی بود و اساسا اکثریت فعالین فرهنگی و سیاسی آذربایجان جنوبی که اعتقاد به حقوق ملی ترکهای آذربایجان جنوبی به عنوان یک ملت را دارند انتظار برگزاری یک انتخابات ملی  ترکی آذربایجان جنوبی را از آن ندارند بلکه این انتخابات همانند دیگر انتخابات در جمهوری اسلامی در چارچوب فرایند دولت-ملت سازی فاشیستی فارسی (ایرانی) قرار می گیرد که معطوف به تأمین منافع ملت فارس (ایران) می باشد و حقوق ملی ملل تحت سلطه فارسها یعنی ترکها، اعراب، بلوچها و ... محلی از اعراب ندارد.

با این حال پاره ای از محافل بدون توجه به فرایند طولانی مدت هویت سازی و دولت-ملت سازی در آذربایجان جنوبی، به دلیل پیشینه سیاسی و فعالیتهای چپ گرایانه در احزاب چپ توتالیتر فارس با تکرار ادعاهای پوسیده و استعماری مانند اینکه کلیتی به نام ملت ایران (فارس)؟! وجود دارد و آذربایجان جنوبی نیز بخشی از زیرمجموعه این ملت کذایی است و در راستای از بین بردن حرکت مستقل دو دهه ای ملی آذربایجان جنوبی و پیوند زدن آن به جریانات فارس گرا (ایران گرا) سعی داشتند زیر نقاب شعارهایی مانند مبارزه عمومی برای دموکراسی و آزادی در ایران؟! (از طنزهای تلخ تاریخ) دوباره حماقت مشروطه را تکرار کنند و آذربایجان جنوبی را به جانفشانی در راستای منافع نامشروع مشتی بدوی و نژادپرست کویرنشین فارس سوق دهند.

 

جالب آن که نه شبه اپوزیسیون مالیخولیا گرفته فارس در اروپا و آمریکا و نه شبه اپوزیسیون به اصطلاح اصلاح طلب دست ساخته جمهوری اسلامی ایران در داخل به دلیل مواضع راسیستی و فاشیستی شان از حضرات مدعی فعالان آذربایجانی ساکن در خارج دعوتی برای همکاری و همراهی نکردند و این حضرات خودشان بدون چشم داشت و فی سبیل الله؟! در راه اعتلای ایران عزیز؟! می خواهند به آب و آتش زده و در راه آزادی فارسهای عزیز؟! نامشان را به عنوان مردان نیک؟! در تاریخ ثبت نمایند.

 

فرایند هویت سازی تحمیلی فارسی در یکصدوپنجاه سال اخیر باعث شده است آنها همچنان چشمان خود را بر واقعیتها ببندند و به جای هشدار دادن نسبت به خطراتی که منافع ملی ترکهای آذربایجان جنوبی را تهدید می کند و ارائه راهکار برای رشد بیداری ملی و تعمیق و توسعه فرایند ملت سازی ترکی آذربایجانی مدام از مبارزه عمومی برای آزادی و دموکراسی دم می زنند. معلوم نیست کشوری که نام و هویت آن در صدوپنجاه سال اخیر با انکار هویتهای ملی ترکی، عربی و ... و دشمنی با هویت ملی ترکی آذربایجانی شکل گرفته است چگونه دموکراتیک خواهد شد. اساس این دولت-ملت سازی با ایده های راسیستی و فاشیستی فارسی قوام یافته است و اولین گام نیز در راستای حرکت جماعت بدوی فارس به سوی دموکراسی و آزادی واقعی فروپاشی کشور موسوم به ایران و محدود شدن محدوده حکومت و حاکمیت آنان به کویرهای فارس نشین است.

 

کشور موسوم به ایران صحنه کوچکی از نظام بین الملل است که هر گروه ملی به دنبال تأمین بیشترین منافع ملی برای خود است. برخلاف تصور برخی از دوستان، در نظام بین الملل سر و کار ما با اشخاص نیست بلکه با گروههای اجتماعی به نام ملت می باشد که منافع ملی خود را تعریف کرده و می کنند و متأسفانه فاشیسم فارسی و تروریسم کردی منافع خود را در تجاوزگری و الحاق طلبی و به طور کلی دشمنی با ملت ترک آذربایجان جنوبی تعریف کرده است و نمی توان بین نخبگان و مردم عادی فارس تمایزی ایجاد کرد زیرا مردم عادی توسط گروههای مرجع اجتماعی مانند روشنفکران، دانشجویان، رهبران احزاب و .... به حرکت درمی آیند و در میان فارسها و کردها کلیه گروههای مرجع دیدگاههای راسیستی و فاشیستی دارند که خواهان تداوم سلطه فارسها بر آذربایجان جنوبی و نابودی هویت ملی ترکی آذربایجانی در راستای ملت سازی توتالیتر فارس می باشند و هیچ گروه فارس دموکرات و غیرراسیست و غیرفاشیستی نیز وجود ندارد و تبلیغات و نظریه پردازی مشتی شرق شناس و شبه روشنفکر از اروپا برگشته چنان در عمق جان این جماعت بدوی فارس رسوخ کرده که نجات آنان از این منجلاب به سادگی امکان پذیر نیست.

 

بنابراین به جای امید واهی بستن به اینکه فارس عقب مانده، بدوی و فاشیست، دموکرات و آزادی خواه خواهد شد و یا وقت تلف کردن به دنبال تمییز فارس خوب از بد، بهتر است ملت ترک آذربایجان جنوبی با شناخت دشمنان واقعی خود یعنی فاشیسم فارسی و تروریسم کردی در پی تقویت قدرت ملی خویش و زدودن رگه های مرض خطرناک فارس گرایی (ایران گرایی) در درون آذربایجان جنوبی باشد که در آینده در نقاط عطف تاریخی می تواند به جای تقویت اتحاد ملی برای مقابله با جاه طلبی های فاشیسم فارسی و تروریسم کردی زیر نقاب شعارهای دموکراسی و آزادی در ایران (فارس) قدرت ملی ترک آذربایجان جنوبی را دوپاره کرده و رویاروی هم قرار دهد.

 

نسل جوان و جنبش دانشجویی مستقل آذربایجان جنوبی در وقایع نیمه اول سال 1388 برخلاف نسل پا به سن گذاشته در داخل و خارج، استقلال عمل خویش را حفظ کرد و در آینده نیز بیشتر این استقلال عمل را به نمایش خواهد گذاشت. نسل جدید و جوان فعالان فرهنگی و سیاسی در آذربایجان جنوبی برخلاف نسل قدیم و مسن صورت مسئله و جواب آن را به درستی ترسیم کرده است و آن اینکه مسئله اصلی نه احمدی نژاد، نه جمهوری اسلامی و نه شبه اپوزیسیون فارس، بلکه کلیتی جعلی به نام ملت ایران (فارس) و ایده های راسیستی و فاشیستی قوام دهنده آن است و تا زمانی که کشور جعلی موسوم به ایران به عنوان زندان ملتها فرو نپاشیده است، ملت ترک آذربایجان جنوبی به حقوق ملی خود که در رأس آن تشکیل دولت-ملت مستقل آذربایجان جنوبی است نخواهد رسید و آقایانی که تحت عنوان فعالان مسن و قدیمی آذربایجان می خواهند صورت مسئله را عوض کنند و به جای موجود نحس «ایران» و «ایرانی»، جمهوری اسلامی را به عنوان دشمن ملت ترک آذربایجان جنوبی مطرح کنند تا ایران عزیز؟! را حفظ کنند، صورت مسئله و روش حل آن را غیرمنطقی و اشتباه طرح کرده اند و ضروری است به جای اصرار بر همراهی نسل جوان فعالان آذربایجانی با ایده های کهنه خویش، خودشان را با حرکت ملی و مستقل آذربایجان جنوبی هماهنگ نمایند.

در پایان لازم است به این دوستان قدیمی و پا به سن گذاشته متذکر شویم که در بازیهای تیم فوتبال تراکتورسازی نیز به عنوان زمینه ای دیگر از فعالیت نسل جدید، هشتادهزار نفر جوان ساعتها فریاد می زنند: یاشاسین آذربایجان، یاشاسین آذربایجان، یاشاسین آذربایجان، نه ایران؟

 
|+| نوشته شده توسط نوید در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 9:56 PM |
آزادی فراز زهتاب و آیدین خواجه ای، فعالین دانشجویی آذربایجان از زندان تبریز
ساوالان سسی : فراز زهتاب و آیدین خواجه ای از فعالین دانشجویی آذربایجان در دانشگاه تبریز روز ۱۹ آبان ۸۸ پس از تحمل حکم یکساله زندان با عفو مشروط از زندان تبریز آزاد شدند.

زهتاب و خواجه ای در اویل تابستان ۸۷ به همراه ۷ تن دیگربازداشت شده و مدت سه ماه زیر فشارهای مختلف روحی و جسمی تحت بازجویی قرار داشته اند.شعبه یک دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی حملبر این افراد را به اتهام مشارکت در تشکیل گروه جهت بر هم زدن امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام از طریق مدیریت وبلاگ جنبش دانشجویی آذربایجان- Azoh محاکمه و طی حکمی در ۲۰ بهمن ۸۷ شش تن از این فعالین را به تحمل یکسال حبس تعزیری و دو سال حبس تعلیقی محکوم کرده بود.

لازم به ذکر است احسان نجفی نسب و مجید ماکویی از دیگر زندانیان این پرونده همچنان در حال گذراندن دوران محکومیت خود در زندان تبریز هستند.

فشار بر فعالین دانشجویی آذربایجان در سالهای اخیر افزایش یافته است به گونه ای که مسئولین حکومت ایران نشریات دانشجویی و تشکلهای دانشجویان آذربایجانی را توقیف و پلمپ می کنند. مسئولین امنیتی ایران دانشجویان مدافع حقوق آذربایجانیها را از ادامه تحصیل محروم کرده وبازداشت و زندانی می کنند
|+| نوشته شده توسط نوید در یکشنبه بیست و چهارم آبان 1388 و ساعت 9:52 PM |
:: لغو ویزا برای شهروندان آذربایجانی توسط ایران ::
ایران از اتباع جمهوری آذربایجان برای ورود به ایران ویزا طلب نخواهد کرد. این موضوع با درخواست وزارت امور خارجه ایران و با تأیید کابینه به تصویب رسیده است و ساکنان نخجوان را نیز در برمی گیرد.

بر اساس اطلاعیه منتشره از سوی سفارت جمهوری اسلامی در باکو، اتباع آذربایجان از این معافیت بعد از طی روال اداری بهره مند خواهند شد.

معافیت از دریافت ویزا برای شهروندان جمهوری آذربایجان بعد از تأیید محمدرضا رحیمی معاون اول ریاست جمهوری، اجرایی خواهد شد. معافیت ویزا برای اتباع جمهوری آذربایجان به صورت یک طرفه خواهد بود.

برگرفته از سایت گایپ سولدوز.


 

|+| نوشته شده توسط نوید در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 8:27 PM |
رویارویی ایران و اسرائیل؛ میوه ممنوعه جهان ورزش

در روز اول نوامبر سال ۲۰۰۹ سایت ورزشی FanHouse این مکالمه با حامد حدادی، سنتر تیم ملی بسکتبال ایران و بهترین بازیکن آسیا را منتشر کرد:

- آقاى حدادى، آيا حاضرى با بازيكن اسرائيلى تيم ساكرامنتو كينگز دست بدهى؟
- چرا كه نه! شماره پيراهنش چند است؟

برگزارى ديدار ممفيس با ساكرامنتو در ليگ بسكتبال حرفه اى آمريكا در روز دوم نوامبر باز هم مسئله رويارويى ورزشكاران ايرانى و اسرائيلى را سر زبان ها انداخت؛زيرا يك بازیکن ايرانى در ممفيس و يك بازیکن اسراييلى در ساكرامنتو عضويت دارند.

حامد حدادى گفت: "به نظر من اين اتفاق مهمى نيست. چون سياست برايم اهميتى ندارد و فقط مى خواهم به بسكتبال فكر كنم. سال ۲۰۰۵ به همين خاطر فرصت حضور در مسابقات جهانى را از دست داديم. من آن موقع ۲۰ سال داشتم و نتوانستم مخالفت خود را اعلام كنم."

ستاره بسكتبال ايران در ادامه گفت: "من نمى دانم چه اتفاقى بين ايران و اسراييل افتاده و اهميتى هم برايم ندارد. من فقط به ورزشم و زندگى حرفه اى ام فكر مى كنم."

عمری خسفی ( ערי כספי) بازيكن اسراييلى تيم ساكرامنتو كينگز هم مثل حامد فكر مى كند. او نیز گفت: "بازى مقابل يك تيم يا بازيكن ايرانى براى من مشكلى نيست."

اين اتفاق كه در متن يكى از مهم ترين ليگ هاى ورزشى جهان رخ داد، ادامه اى است بر ماجراهاى پر حاشيه اى كه قبل و بعد از انقلاب اسلامى ايران، بين اين دو كشور رخ داده است.

اولين مصاف مهم ورزش ايران و اسراييل در سال ۱۹۵۸ ميلادى رقم خورد و تيم ملى فوتبال ايران در بازى هاى آسيايى توكيو با ۴ گل به اين كشور باخت.

اما دو سال بعد در مرحله مقدماتى جام ملت هاى آسيا، ايران با سرمربيگرى فرانتس مساروش با ۳ گل بر اسراييل غلبه كرد.

مهم ترين جدال ورزشى اين دو كشور در روز ۲۹ ارديبهشت ۱۳۴۷ در ورزشگاه امجديه برگزار شد که قيمت بليت تماشاى اين ديدار در بازار سياه به چند برابر رسيد.

ايران در اين مسابقه ۲ بر يك به پيروز شد و جام قهرمانى را نصيب خود كرد. در آن بازى ها همايون بهزادى به اتفاق موشه رومانو و گيورا اشپيگل از اسراييل آقاى گل شدند.

آيت الله خامنه اى رهبر ايران، سال ۱۳۶۲ در گفتگويى تلويزيونى از آن قهرمانى به عنوان بهترين خاطره ورزشى خود ياد كرد و گفت "آن روزها طلبه جوانى بودم كه به تهران آمده بودم. جو عمومى در تهران عليه تيم اسراييل بود و بعد از مسابقه همه مردم شادى خود را از اين پيروزى نشان مى دادند. در تاكسى هم راننده مى گفت ديديد چطور به آن ها گل زديم كه اين ها نارضايتى ملت از همكارى شاه با اسراييل را نشان مى داد."

ايران و اسراييل در فينال بازى هاى آسيايى ۱۹۷۴ تهران هم رو به رو شدند كه ۱۰۰ هزار تماشاچى داشت و به برترى ايران انجاميد.

اسراييل در بازى هاى آسيايى ۱۹۷۰ و ۱۹۷۴ ميلادى در جمع شش كشور برتر جدول رده بندى مدال ها قرار گرفت.

آن ها تا پايان بازى هاى آسيايى ۱۹۷۴ تهران در صحنه ورزش آسيا حضور مداومى داشتند و حتى يكى از ۳ سهميه فوتبال آسيا در المپيك ۱۹۷۶مونترال را نصيب خود كردند.

اما شدت گرفتن تنش اعراب با اسراييل باعث شد شوراى المپيك آسيا و كنفدراسيون هاى اين قاره، تمايلى به ادامه حضور اسراييل در عرصه رقابت هاى ورزشى اين قاره نداشته باشند.

در آن مقطع، روابط خوبى بين حكومت ايران با اسراييل حكمفرما بود و ايران در خروج اسراييل از بازى هاى ورزشى آسيا هيچ نقشى نداشت.

قطع روابط دو كشور

دو سال قبل از وقوع انقلاب اسلامى ايران، اسراييل از صحنه ورزش آسيا جدا شده بود و با وقوع انقلاب ايران روابط سياسى و اجتماعى دو كشور كاملا قطع شد.

به خاطر حضور كم رنگ دو كشور در عرصه مسابقات جهانى، پنج سال طول كشيد تا مجددا نمايندگان آن ها مقابل هم قرار بگيرند؛ رقابتى كه اولين و آخرين نبرد ورزشكاران اين دو كشور با يكديگر بعد از انقلاب اسلامى ايران بود.

ميعادگاه آخرين جدال ورزشى ايران و اسراييل، مسابقاتى با عنوان كشتى آزاد و فرنگى قهرمان جهان بود که در سال ۱۹۸۳ به ميزبانى "كى يف" در شوروى برگزار شد؛ جايى كه بيژن سيف خانى، فرنگى كار گيلانى وزن ۷۴ كيلوگرم با نتيجه ۷ بر ۴ مقابل رابينسون كوناشويلى پيروز شد.

روزنامه كيهان و مجله كيهان ورزشى كه پرتيراژ ترين رسانه هاى سياسى و ورزشى وقت بودند، با وجود نهم شدن سيف خانى، عكس او را چاپ كرده و ارزش پيروزى اش را كمتر از طلا ندانستند.

اما ناگهان على‌ اكبر ولايتى وزير امور خارجه، دستور بازگشت فورى كاروان كشتى را صادر كرد؛ در حالى که هنوز مسابقات كشتى آزاد آغاز نشده بود.

مجيد تركان ستاره تكنيكى تيم ملى مى گويد: "نيمه هاى شب وقتى بيدارم كردند، تصور كردم قرار است مربيان تيم ملى، طبقه معمول وزنم را كنترل كنند تا براى وزن كشى فردا خيالشان راحت شود. اما گفتند بلند شو زود وسايلت را جمع كن. بايد برگرديم ايران!"

كليه اعضاى تيم به ايران بازگشتند و برخى از مسوولين اعزامى نيز توبيخ شدند.

وزارت خارجه اعلام كرد وقتى اسراييل را به رسميت نمى شناسيم دليلى ندارد ورزشكاران مان با آن ها مسابقه بدهند.

محمود كدخدايى آماده ترين كشتى گير اعزامى از آن اتفاق به عنوان تلخ ترين خاطره عمرش ياد مى كند و مى گويد سرنوشت زندگیش با از دست دادن مدال آن مسابقات، به كلى تغيير كرد؛ مدالى كه مى توانست مسير ديگرى در زندگى پر حاشيه اش ايجاد كند.

سه دهه خوددارى از مبارزه

از "كى يف" ۱۹۸۳ تا امروز، ورزشكاران و تيم هاى ورزشى ايرانى از انجام مسابقه با حريفان اسراييلى خود دارى كرده و نظاره گر برنده اعلام شدن حريف اسراييلى بوده اند.

بيشترين تعداد به ورزش كشتى اختصاص دارد اما در فهرست بلندى كه سردار مشايخى رييس سابق بسيج ورزش كشور تهيه كرده، از رشته طناب كشى گرفته تا گلبال نابينايان و تيراندازى جانبازان و معلولين نيز مواردى ثبت شده است؛ رقابت هايى كه برخى از آنها حتى در رسانه هاى داخلى نيز بازتابى نداشته اند.

همواره اعلام شده اين ورزشكاران براى "حمايت از ملت مظلوم فلسطين" و با ميل و رغبت شخصى از رقابت با حريف اسراييلى خود دارى كرده اند.

زيرا شايد ديگر هرگز ملى پوش نشوند و فرصت حضور در چنين مسابقاتى را نداشته باشند.

نارضايتى مجامع ورزشى جهان

طى سال هاى اخير مجامع ورزشى جهان واکنش های تندى را نسبت به امتناع ايرانى ها بروز داده اند و تهديد هاى جدى در خصوص احتمال تحريم و اخراج از مسابقات را به اطلاع مسوولين رشته هاى مختلف ورزشى در ايران رسانده اند.

به همين خاطر ديگر در محل مسابقه اعلام نمى شود كه "در حمايت از ملت مظلوم فلسطين" از انجام رقابت خوددارى كرديم؛ اين شعار مدت هاست فقط مصرف داخلى دارد.

مطابق قوانين، براى امتناع از انجام مسابقه بايد يك دليل پزشكى وجود داشته باشد؛ به طور مثال آرش ميراسماعيلى در المپيك آتن، كمر درد شديد را عنوان كرد تا سر وزن نرسد و مجوز عدم مبارزه با ايهود واكس را بگيرد.

هر بار ورزشكاران ايران با اسراييلى ها رو به رو مى شوند، همگان مى دانند كه مسابقه اى در كار نخواهد بود، به همين خاطر، تلاش و تقاضا و چك و چانه زدن هيات ايرانى با پزشك رقابت ها براى گرفتن مجوز، صحنه هايى را پديد مى آورد كه به زعم ناظران، به هيچ وجه خوشايند نيست. تا جايى كه روزنامه اعتماد ملى مدتى قبل از توقيف شدن، به طعنه از آن به عنوان "آرمان دروغين" و "حمايت از فلسطين با مجوز پزشكى" ياد كرد.

در مسابقات شناى المپيك پكن، شناگر ايرانى در خط يك قرار داشت و "تام بيرى" شناگر اسراييلى در خط ۷.

ابتدا على‌ كفاشيان دبير وقت كميته ملى المپيك اعلام كرد هيچ مشكلى نيست و عليرضايى مى تواند مسابقه دهد.

اما ساعتى بعد و پس از استعلام از تهران، در حالى كه فقط نيم ساعت به مسابقه مانده بود، اين شناگر انصراف داد! رئيس فدراسيون شنا كناره‌گيرى عليرضايى را ابتدا به دليل سرماخوردگى، سپس آپانديس و فرداى آن روز هم فتق شناگر ايرانى عنوان كرد.

زيرا ژيل ديويس، سخنگوى كميته بين المللى المپيك گفته بود طبق قوانين بازى جوانمردانه، چنانچه معلوم شود او تعمدا از حضور در رقابت ها خوددارى كرده تصميمات جدى اتخاذ مى شود. پس بايد دليل محكمى به مقامات ارائه مى شد.

امتناع از رويارويى با اسراييل، غير از مجوز پزشكى، مفرهاى ديگرى هم دارد؛ مثلآ در مسابقات جهانى بسكتبال زير ۲۱ ساله هاى جهان در سال ۲۰۰۵، كه حدادى هم به آن اشاره كرده، وقتى ايران با اسراييل هم گروه شد، چند روز ديرتر از مهلت قانونى اقدام به درخواست ويزا كرد تا تاخير سفارت آرژانتين در صدور رواديد را دليل عدم حضور در مسابقات اعلام كند و محروميتى نيز از جانب فيبا گريبان بسكتبال ايران را نگيرد.

نتيجه آن مسابقه، ۲۰ بر صفر به سود اسراييل اعلام شد.

حاشيه هاى ماندگار

  • در مسابقات ۲۰۰۷ كشتى آزاد جوانان جهان، برنده ديدار گيورگى نيكانورف از اسراييل با رولند هندريكس اهل آفريقاى جنوبى، با مهدى تقوى شانس اصلى طلاى ايران رو به رو مى شد. به همين خاطر سرپرست ايران با هندريكس صحبت كرد و به او وعده داد اگر پيروز شود پاداش هنگفتى دريافت خواهد كرد. آن مسابقه را آفريقاى جنوبى برد تا علاوه بر گرفتن پاداش از مسوولين ايران، تقوى را هم از خطر حذف شدن نجات دهد. تقوى در پايان مسابقات طلا گرفت.
  • در المپيك پكن، ديويد بلت سرمربى اسرائيلى تيم ملى بسكتبال روسيه و بازيكنان ايران در پايان مسابقه با يكديگر دست دادند. صمد نيكخواه بهرامى در كنفرانس مطبوعاتى وقتى با اصرار خبرنگاران خارجى براى توضيح پيرامون آن اتفاق مواجه شد گفت: ما براى بازى كردن در اين‌جا هستيم، نه چيز ديگر.
  • در مسابقات جهانى كشتى فرنگى ۲۰۰۷ باكو، مهدى محمدى بايد با برنده استراليا و اسراييل رو به رو مى شد. حسن شاهسوند كشتى گير ايرانى الاصل استراليا با مراجعه به كادر سرپرستى تيم ايران گفت چون هر سال به ايران مى آيد تمايلى به انجام مبارزه ندارد. اين اقدام او به منزله حذف محمدى بود. مسوولين ايران به شاهسوند گفتند اگر قصد دارد براى ايران مفيد واقع شود بايد روى تشك برود و حريفش را مغلوب كند! شاهسوند هم ناگزير اطاعت كرد اما به ايليا شافران اسراييلى باخت تا هم خودش و هم مهدى محمدى حذف شوند.
  • در المپيك پكن، محمدرضا مينوكده رئيس كميته داوران فدراسيون جودو، قضاوت مبارزه جودوكار اسرائيلى با روسيه را برعهده گرفت. فدراسيون جودو ايران نيز او را از همه سمت‌هايش بركنار كرد.
  • در پارالمپيك پكن مسعود اشرفى دبيركل كميته ملى پارالمپيك ايران در مراسم توزيع مدال‌، به گردن ورزشكار اسرائيلى مدال انداخت و با او دست داد تا بعد از بازگشت، ناگزير از سمت خود استعفا دهد
  • در مسابقات جهانى ۲۰۰۳ نيويورك، عليرضا دبير با تاكتيك ابداعى خودش، ۲ قرعه برداشت تا اگر يكى از قرعه ها اسراييل بود، آن را بياندازد و دومى را نگه دارد. از اتفاق، يكى از قرعه ها دومتريو سوكاليوك از اسراييل بود! آن را انداخت تا با رقيب اصلى اش يعنى سرافيم بارزاكف از بلغارستان رو به رو شود. اين تاكتيك موفق، مدتى توسط ايرانى ها اجرا مى شد اما به زودى لو رفت و مسوولين وزن كشى از قبل اخطار مى دهند كه حق ندارى ۲ قرعه بردارى!
  • وحيد هاشميان و بايرن مونيخ در مسابقات مقدماتى ليگ قهرمانان بايد در اسراييل به مصاف مكابى مى‌رفتند اما هاشميان از سفر به تل‌آويو انصراف داد. پس از آن بود كه لژيونرها در قرارداد خودشان با تيم‌هاى اروپايى، بند عدم سفر به اسراييل را هم ‌گنجاندند.
  • سال ۲۰۰۷، اشكان دژاگه بازيكن ايرانى‌الاصل تيم زير ۲۱ ساله‌هاى آلمان از سفر به اسراييل براى بازى با اين تيم خوددارى كرد. ديتر آيلس سرمربى، ماتياس سامر مدير ورزشى تيم‌هاى ملى و تئو سوانسيگر رييس فدراسيون فوتبال آلمان دلايل او را پذيرفتند. اما ولفگانگ شويبله وزير كشور آلمان از تصميم دژاگه انتقاد كرد.
    على آبادى رييس سازمان تربيت بدنى و رسانه هاى دولتى در ايران به تمجيد از دژاگه پرداختند. شبكه ۳ سيما نيز تصاوير بازى هاى او در ولفسبورگ را با صحنه هايى از جنبش مقاومت فلسطين تلفيق كرد. اما اشتياق مقامات و رسانه هاى ايرانى فقط يك هفته بعد و با ابراز تمايل دژاگه براى حضور در بازى برگشت مقابل اسراييل، فروكش كرد!
  • امسال در مسابقات جوانان جهان به ميزبانى تركيه، رافائل مارتينتى رييس سوئيسى فدراسيون جهانى كشتى، خطاب به خبرنگاران ايرانى گفت: دوران چشم پوشى "فيلا" سپرى شده است و از اين به بعد اگر كشتى گيران شما مقابل حريفان اسراييلى حاضر نشوند، فدراسيون كشتى ايران را با محروميت مواجه مى كنيم.
  • تازه ترین مورد از ماجراهاى ورزش ايران و اسراييل، در مسابقات جهانى ۲۰۰۹ تكواندو به ميزبانى دانمارك رخ داد. جايى كه سيروس رضايى رييس كميته دوران فدراسيون تكواندوى ايران، ديدار هوگوپوشان اسپانيا و اسرائيل را قضاوت كرد. فدراسيون تكواندو اين مساله را رد كرده است.
|+| نوشته شده توسط نوید در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 8:19 PM |
احمدی نژاد: مدیریت مترو را به دولت بر می گردانم

محمود احمدی نژاد، رئیس جمهور ایران، در یک گفتگوی تلویزیونی که بیشتر به مسائل حمل و نقل شهری در تهران اختصاص داشت گفت که دولت ساخت مترو تهران را بر عهده خواهد گرفت.

شامگاه چهارشنبه ۲۰ آبان ۸۸، آقای احمدی نژاد با شرکت در برنامه تلویزیونی "تهران ۲۰" که از شبکه استانی تهران پخش می شود گفت: "من تصمیم گرفته ام مدیریت مترو را به دولت برگردانم... دولت خود مدیریت مترو را بر عهده می گیرد، بودجه اش را می گذارد و می سازد و قیمت آن نیز تا ده، پانزده سال بالا نخواهد بود و به سرعت هم آن را تمام خواهد کرد. من حتما این تصمیم را گرفته ام و حتما مدیر تعیین می کنم و قطار هوایی را هم احداث می کنیم."

در هر حال حاضر محسن هاشمی، فرزند ارشد آیت الله اکبر هاشمی رفسنجانی، مدیرعامل شرکت متروی تهران است.

هدف اصلی آقای احمدی نژاد از شرکت در این گفتگوی مستقیم تلویزیونی تلاش برای پاسخ به انتقادهایی بود که سال هاست نسبت به عملکرد دولت در تخصیص بودجه به مترو مطرح می شود و در هفته های اخیر شدت کم سابقه ای پیدا کرده است.

آقای احمدی نژاد با ارائه نمودارهایی گفت دولت او در مقایسه با دولت های قبل بودجه بیشتری به مترو اختصاص داده و تاکید کرد: "ما امروز در موضعی نیستیم که جواب بدهیم. دولت باید سوال کند و بگوید این پولی که داده است، شما چطور خرج کرده اید."

این در حالی است که مدیران شهرداری و متروی تهران ادعا می کنند دولت ایران بودجه ای را که طبق مصوبه های مجلس باید در اختیار مترو قرار دهد، با تاخیر و بسیار کمتر از آنچه که باید تحویل می دهد.

مدیران مترو می گویند کمبود بودجه باعث شده این شرکت در خرید واگن مترو مشکل داشته باشد و به همین دلیل متروی تهران با کمتر از ظرفیت کار کند.

در هفته های اخیر گزارش هایی از تاخیرهای زیاد در خطوط متروی تهران منتشر شد که مدیران این شرکت دلیل آن را نبود قطعات یدکی واگن ها در اثر تخصیص نیافتن بودجه مورد نیاز اعلام کردند.

گرچه همزمان گزارش هایی از اعتراض رانندگان لوکوموتیوهای مترو به وضعیت کاری و صنفی شان و اعتصاب محدود آنها متنتشر شد و به نظر می رسد بخشی از تاخیرها به این دلیل بوده است.

محمود احمدی نژاد که از سال ۸۲ تا ۸۴ شهردار تهران بوده، در این گفتگوی تلویزیونی گفت: "بنده خادم مردم در کار ساختمانی بودم، ساختمان و راه ساخته ام و می دانم چیست، بالاخره پشت بولدوزر و لودر هم نشسته و کار کردم، لودر و بولدوزر را هم می شناسم، مترو و کار ساختمانی را می شناسم."

آقای احمدی نژاد همچنین اعلام کرد طرح منوریل (قطار شهری هوایی) را نیز در کنار مترو اجرا خواهد کرد. طرح منوریل از طرح های مورد علاقه محمود احمدی نژاد در دوره شهرداری اش بود که شورای شهر تهران به دلیل غیرکارشناسی بودن با آن مخالفت کرد. در نهایت با اصرار آقای احمدی نژاد قرار شد یک خط آزمایشی مونوریل در تهران اجرا شود که آن هم با پایان دوره شهرداری آقای احمدی نژاد نیمه کاره رها شد.

آقای احمدی نژاد در این گفتگو از طرح جدید خط ویژه اتوبوس ها در تهران که از طرح های محمدباقر قالیباف، شهردار تهران، است انتقاد کرد و گفت این خط ویژه "مطلقا علمی نیست".

' هدفمند کردن یارانه ها'

آقای احمدی نژاد در بخش دیگری از این گفتگوی مستقیم تلویزیونی نظر خود در مورد لایحه دولت برای حذف یارانه ها و نتایجی را که از اجرای این قانون انتظار می رود شرح داد و گفت که تصمیم دولت باعث بهبود شرایط اقتصادی ایران خواهد شد.

وی گفت که اجرای آنچه که دولت طراحی کرده طی پنج سال باعث می شود "اقتصاد ما در سطح جهانی حداقل ده پله صعود کند."

محمود احمدی نژاد در مورد جایگاه اقتصاد ایران در سطح جهانی اظهار داشت که "هم اکنون بین بیست و سه و بیست و چهار هستیم و با اجرای این طرح، زیر سیزده می آید" و این نظر را نتیجه بررسی های کارشناسی اعلام کرد.

آقای احمدی نژاد بدون نام بردن از کشور خاصی، گفت که مطالعه تمام کشورهایی که این طرح را اجرا کرده اند نشان می دهد که "الان وضعشان دگرگون شده است."

آقای احمدی نژاد گفت که بازسازی اقتصاد ایران بدون هدفمند کردن یارانه ها امکان ندارد و افزود که در حال حاضر، بخش عمده نفت تولیدی در داخل مصرف می شود و با ادامه رشد مصرف، تا چند سال دیگر، جمهوری اسلامی نفتی برای صادرات نخواهد داشت در حالیکه با اجرای لایحه مورد نظر دولت، مصرف نان و انرژی 20 درصد کاهش می یابد.

در مورد تاثیر اجرای این لایحه بر سطح قیمت ها، محمود احمدی نژاد ابراز امیدواری کرد که افزایش کارآیی در مدیریت تولید برخی از کالاها مانع از گرانی آنها شود و از جمله در مورد بهای برق افزود "قرار نداریم با اجرای این طرح به مردم فشار وارد شود و باید کاری کنیم که برق ارزانتر تولید شود" هر چند توضیح نداد که در صورتیکه بهای این کالا تغییر نکند، کاهش مصرف به چه شکل تحقق خواهد یافت.

آقای احمدی نژاد افزایش قیمت ها در نتیجه هدفمند کردن یارانه ها را منتنفی دانست: "تورم با اصلاح قیمت ها متفاوت است، تورم ناشی از اشکالات پایه ای اقتصادی است."

برخی اقتصاددانان معتقدند از آنجا که ساختار اقتصادی ایران به دلیل عوامل سیاسی و اجتماعی دارای گرایش شدید تورمی است، ضربه ناشی از افزایش بهای کالاها در پی اجرای طرح دولت به شکل کنونی و بدون فراهم کردن زمینه مساعد قبلی، همراه با تزریق پول از راه توزیع یارانه های نقدی، شرایط را برای تشدید فشارهای تورمی و احتمالا بروز تورم لجام گسیخته فراهم خواهد آورد.

محمود احمدی نژاد گفت که اگرچه قیمت ها تغییر خواهد یافت اما براساس محاسباتی که دولت کرده، شرایط زندگی شش دهک نخست جامعه بهتر می شود و افزود "این باعث می شود نرخ تورم کاهش یابد" اما چگونگی ارتباط بین بهبود شرایط زندگی بخشی از جامعه با کاهش نرخ تورم را مشخص نکرد.

آقای احمدی نژاد گفت که از آنجا که اعتقاد دارد این طرح برای کشور مفید است، اهمیتی نمی دهد اگر اجرای آن باعث شود "دولت از نظر مردم بیفتد."

وی گفت که موضوع حذف یارانه ها همیشه در جمهوری اسلامی مطرح بوده اما دولت او نخستین دولتی است که عملا دست به کار اجرای آن شده است.

|+| نوشته شده توسط نوید در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 8:17 PM |
احمدی نژاد: طراحی دولت اقتصاد ایران را ده پله صعود می دهد

محمود احمدی نژاد در یک گفتگوی تلویزیونی از طرح هدفمند کردن یارانه ها دفاع کرده و در مورد شرایط رفت و آمد شهری تهران سخن گفته است.

شامگاه چهارشنبه، آقای احمدی نژاد با شرکت در برنامه تلویزیونی "تهران 20" نظر خود در مورد لایحه دولت برای حذف یارانه ها و نتایجی را که از اجرای این قانون انتظار می رود شرح داد و گفت که تصمیم دولت باعث بهبود شرایط اقتصادی ایران خواهد شد.

وی گفت که اجرای آنچه که دولت طراحی کرده طی پنج سال باعث می شود "اقتصاد ما در سطح جهانی حداقل ده پله صعود کند."

محمود احمدی نژاد در مورد جایگاه اقتصاد ایران در سطح جهانی اظهار داشت که "هم اکنون بین بیست و سه و بیست و چهار هستیم و با اجرای این طرح، زیر سیزده می آید" و این نظر را نتیجه بررسی های کارشناسی اعلام کرد.

آقای احمدی نژاد بدون نام بردن از کشور خاصی، گفت که مطالعه تمام کشورهایی که این طرح را اجرا کرده اند نشان می دهد که "الان وضعشان دگرگون شده است."

آقای احمدی نژاد گفت که بازسازی اقتصاد ایران بدون هدفمند کردن یارانه ها امکان ندارد و افزود که در حال حاضر، بخش عمده نفت تولیدی در داخل مصرف می شود و با ادامه رشد مصرف، تا چند سال دیگر، جمهوری اسلامی نفتی برای صادرات نخواهد داشت در حالیکه با اجرای لایحه مورد نظر دولت، مصرف نان و انرژی 20 درصد کاهش می یابد.

در مورد تاثیر اجرای این لایحه بر سطح قیمت ها، محمود احمدی نژاد ابراز امیدواری کرد که افزایش کارآیی در مدیریت تولید برخی از کالاها مانع از گرانی آنها شود و از جمله در مورد بهای برق افزود "قرار نداریم با اجرای این طرح به مردم فشار وارد شود و باید کاری کنیم که برق ارزانتر تولید شود" هر چند توضیح نداد که در صورتیکه بهای این کالا تغییر نکند، کاهش مصرف به چه شکل تحقق خواهد یافت.

در مورد چگونگی ثبات قیمت ها با وجود افزایش هزینه ناشی از حذف یارانه ها، آقای احمدی نژاد گفت که کسانی هستند که می توانند با مدیریت بهتر، برق را ارزانتر تولید کنند اما تصریح نکرد که آیا منظور او، واگذاری واحدهای تولید و توزیع برق به بخش غیردولتی است.

در هفته های اخیر، دولت آقای احمدی نژاد در اجرای آنچه که خصوصی سازی خدمات مخابرات خوانده شده، شرکت مخابرات را به شرکت های متعلق به نهادهای حکومتی، از جمله نهاد رهبری و سپاه پاسداران واگذار کرده است که انتقادهایی را هم در پی داشته است.

اصلاح قیمت و تورم

آقای احمدی نژاد افزایش قیمت ها در نتیجه هدفمند کردن یارانه ها را منتنفی دانست "تورم با اصلاح قیمت ها متفاوت است، تورم ناشی از اشکالات پایه ای اقتصادی است."

برخی اقتصاددانان معتقدند از آنجا که ساختار اقتصادی ایران به دلیل عوامل سیاسی و اجتماعی دارای گرایش شدید تورمی است، ضربه ناشی از افزایش بهای کالاها در پی اجرای طرح دولت به شکل کنونی و بدون فراهم کردن زمینه مساعد قبلی، همراه با تزریق پول از راه توزیع یارانه های نقدی، شرایط را برای تشدید فشارهای تورمی و احتمالا بروز تورم لجام گسیخته فراهم خواهد آورد.

به گفته آنان، یکی از نتایج تورم ناشی از اجرای طرح هدفمند سازی، تنزل سطح رفان بخش های بزرگی از جمعیت و باز توزیع درآمد و ثروت ملی به نفع گروه های خاصی در جمهوری اسلامی خواهد بود.

آقای احمدی نژاد در بخش دیگری از سخنان خود، بروز تورم در نتیجه اجرای لایحه دولت را پذیرفت اما آن را موقتی دانست و گفت "با اجرای این طرح، حجم پول در کشور بالا می رود و اگرچه تورم خواهیم داشت، اما یکی از کارهای اساسی برای خشک کردن ریشه تورم، هدفمند سازی یارانه هاست" اما در این مورد توضیح بیشتری نداد.

وی در عین حال، افزایش تورم را باعث فشار بر مصرف کننده ندانست و گفت "در این لایحه می توانیم کاری کنیم که قدرت خرید مردم کاهش نیابد" اما ماهیت این نوع اقدامات را فاش نکرد هر چند وعده داد که بعدا در مورد جزئیات برنامه های دولت مطالبی را مطرح خواهد ساخت.

محمود احمدی نژاد گفت که اگرچه قیمت ها تغییر خواهد یافت اما براساس محاسباتی که دولت کرده، شرایط زندگی شش دهک نخست جامعه بهتر می شود و افزود "این باعث می شود نرخ تورم کاهش یابد" اما چگونگی ارتباط بین بهبود شرایط زندگی بخشی از جامعه با کاهش نرخ تورم را مشخص نکرد.

آقای احمدی نژاد گفت که از آنجا که اعتقاد دارد این طرح برای کشور مفید است، اهمیتی نمی دهد اگر اجرای آن باعث شود "دولت از نظر مردم بیفتد."

وی گفت که موضوع حذف یارانه ها همیشه در جمهوری اسلامی مطرح بوده اما دولت او نخستین دولتی است که عملا دست به کار اجرای آن شده است.

براساس لایحه "هدفمند کردن یارانه ها" که دولت آقای احمدی نژاد مصمم به اجرای آن است، یارانه های پرداختی به کالاها طی یک دوره پنج ساله حذف می شود و این اقلام به بهای بازار در اختیار مصرف کننده قرار می گیرد.

در همانحال، دولت در نظر دارد به ازای کاهش قدرت خرید مردم در اثر افزایش بهای کالاهای اساسی، هر ماهه مبلغی را به خانوارهای کم درآمد بپردازد.

علاوه بر جنبه های اقتصادی این لایحه، جنبه اجرایی آن به خصوص اصرار دولت بر آزادی عمل در دریافت عواید حاصل از صرفه جویی ناشی از حذف یارانه ها و پرداخت آن طبق تشخیص خود نیز انتقادهایی را در پی داشته است.

'دولت مترو می سازد'

در بخش های دیگر برنامه تلویزیونی "تهران 20" در چهارشنبه شب، آقای احمدی نژاد به مسایل مربوط به تهران از جمله مشکلات مترو نیز پرداخت.

در مورد مسایل مربوط به مترو، وی گفت "دولت خودش مديريت مترو را برعهده گرفته و بودجه آن را تأمين و مترو را خواهد ساخت و تا 10 الي 15 سال قيمت مترو را بالا نخواهد برد."

در حالیکه دولت یکی از سیاست های خود را خصوصی سازی و کاهش تصدی دولتی اعلام داشته، آقای احمدی نژاد گفت که دولت "با تعيين مدير به سرعت ساخت مترو را تمام و در اختيار مردم تهران قرار مي‌دهد و قطار هوايي را هم خواهيم كشيد اما خواهشم از شوراي شهر و شهرداري اين است كه همكاري كنند."

در حال حاضر، محسن هاشمی، یکی از فرزندان اکبر هاشمی رفسنجانی، مدیریت عامل مترو تهران را برعهده دارد و اخیرا مسایلی در مورد امتناع دولت از عمل به تعهدهای مالی خود در قبال این بخش انتشار یافته است.

طرح تاسیس قطار هوایی نیز در اوایل دوره قبلی ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد مطرح شد که نظرات مخالف کارشناسان را به دنبال آورد و در آن زمان، کنار گذاشته شد.

یکی از انتقادهایی که بر لایحه هدفمند سازی یارانه ها وارد شده این است که دولت بدون بهبود امکانات رفت و آمد عمومی، در نظر دارد بهای سوخت مصرفی خودروها را کاهش دهد.

به گفته منتقدان، چنین وضعیتی به زیان مصرف کننده تمام خواهد شد.

|+| نوشته شده توسط نوید در جمعه بیست و دوم آبان 1388 و ساعت 8:17 PM |

قالب وبلاگ

Free Template Blog

قالب بلاگفا

قالب پرشین بلاگ